تبليغاتX
وبلاگicon
گروگ تحریر
.
گروگ بو شهر صنعـت در بیـابُن* که لنک و پارچه می بافتن فراوُن* بـسـی پوشیــده انـ لنـک گـروگـی* زمانـی کــه نبـودن چـیــن و ژاپُـن*
ریش بادآن دل که بادردتوجویدمرحمی
دوشنبه 1 خرداد1391 ساعت: 10:39 توسط:حریره

جناب استاد سلام
در پاسخ دوست عزیزی با نام مستعار "اشنا" که ارشاد فرموده بودند بنده کاری نکنم که وبلاگم را این و آن به چالش بکشند، بفرمایید:
دست شما درد نکناد چشم از این پس دامن احتیاطمان را جمع نموده، پایمان را از زمینه فرهنگ به سوی اجتماع کمتر دراز می کنیم. اصلا کسی نیست بگوید تو را به جامعه چه کار؟بنشین و سر خویش گیر.
ولی انصافاً من در وبلاگم با نقد و نظر فقط در مورد یکی از دوستان سخن گفته ام که صلاح می بینم پس از این به پیشنهاد حضرتعالی عمل کنم و در این آشفته بازار که چون حکایت ذیل است از کسی نامی نبرم.

حکایت:
روبهــی مــی دویــــد در غـم جان

روبـهــی دیـگـــرش بدیـد چنان

گفـت:خیـر است،بــاز گـــوی خبـر

گفت: خر گیر می کند سلطان

گفت: تو خر نه ای، چه میترسی؟

گـفــت: آری ، ولیـــک آدمـیـان،

مـی نـداننــد، فــرق مـی نـکنـنــد

خــر و روبــاهـشان بود یکسان

زان همـــی تــرسم ای بـرادر مـن

کـه چـو خـر بـرنـهندمان پالان!!!

امیدوارم دوستان از حکایت گله نکنند که در مثل مناقشه نیست.
-------------


با سلام

خدمت استادحسن ملاحی
بنده از نظر لطف شما ممنونم شما استاد تلاش کنید که فرهنگ به جامعه مان تزریق کنید.
مشکل اصلی کم فرهنگی امثال بنده است گاه گاهی اشتباه می کنم و یک چیزی می نویسم که نه به درد عاقبتم می خورد و نه آخرت بنده با یکی دو نفر از بزرگان شهر گروک صحبت کردم که هر چند دل کندن از دوستان وبلاگی مشکل است ولی این وبلاگ مشکل ساز حذف می کنم و برای خودم وب گردی می کنم اما قبول ندارند سخت است دل کندن از دوستان عزیزی که از یک طرف روح مان را نوازش می دهند و از یک طرف روح مان را می خراشند که از هر دو گروه ممنونم استاد عزیز پس تا تحمل مان می کنند می مانیم
البته بعضی موقع بنده اشتباهاتی می کنم که این علامت پیری است التماس دعا از کاربران وبلاگ دارم.


یادایام جوانی جگرم خون می کرد

خوب شدپیرشدم کم کم نسیان آمده


عکس

انبه کل موسهی گروک بادوقرن ونیم سابق حیات همچنین ایستاده گرچه بدنش اززخم تیشه روزگارخونین است




دوستان عزیزضمن پوزش ببخشیداینترنت که دیگرامیدی نداردچندین ساعت است میخواستم عکسهایی آپلودکنم توضیحی نیزبنویسم اکنون شرمندگی این همه غلط غلوط تحمل کردیداین رانیزتحمل کنیدخسته شدم


نویسنده : م آراسته | ساعت 21:59 روز 91/03/01
| لینک ثابت

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

به نام یگانه هستی بخش

سلام

http://www.harireh-gerovg.blogfa.com/

حریره گروک و قلم شیوای استاد حسن ملاحی در لینک بالا

عکس

عکس

 این دو قطعه عکس نیز گذاشتم خود دانید و ارادتتان

 با قصیده ای از شیخ اجل در خدمت شما هستم

اما تشکری داشته باشم از استاد عزیز خدابخش زومکی جاسکی

که بزرگواری کرده اند و چند جلد کتاب خودشان را در اختیار بنده گذاشتند دوستانی که علاقه مند هستند

می توانند به گروک تحریر مراجعه کنند...

برادران مقیم امارات متحده عربی نیز نماینده خودشان را معرفی کنند بنده کتاب تحویلشان بدهم

 

و اما فصیده شیخ اجل

ای نفس اگر بــه دیــدهٔ تـحقیق بنگری

درویشــی اختیــار کنـی بـــر تــوانـگری

ای پادشاه شهر چو وقتـــت فــرا رســـد

تــو نــیـــز بـــا گــدای محلـــت بــرابــری

گــر پـنــج نــوبـتت به در قصر مــی‌زننـــد

نــوبــت بـــه دیـگــری بـگـذاری و بگذری

دنیا زنی است عشوه‌ده و دلستان ولیک

با کس بــه سر همی نبرد عهد شوهری

آهسته رو که بــر سـر بسیار مردمست

این جرم خـاک را که تو امـروز بـر ســری

 


ادامه مطلب
نویسنده : م آراسته | ساعت 10:7 روز 91/03/01
| لینک ثابت

با ضرب المثلهای بلوچی

با نام و یاد خدا

پاره ای دیگر از افتخارات قوم بلوچ در پوشش ضرب المثل:

اُشتُرا پَ سیچِنَی دُکّا مَگازِحِن

ośtorā pa sičenay dokkā magāzehen

معنی: شتر را از سوراخ سوزن رد مکن

مفهوم: کار بیهوده و غیر ممکن انجام مده


اُشتُر که مُهار سِست پَ دُمبا دارَگَ نبید

ośtor ke mohār sest pa dombā dāraga nabi

معنی: شتر که افسارش باز شد با دم نگه داشته نمی شود.

مفهوم: وقتی کاری خراب شود و هرچه سعی کنند درستش کنند و نتواننداین مثل را به کار می برند.


آتکَگی پرمان نِحِستنی درمان

ātkagai parmon nĕhesteni damān

معنی: فرمانش آمده درمانی ندارد

مفهوم:کار کار خداست نمی توان کاری کرد.


آسا مـُ آفی پُشتا روخ اَکَنت

āsā ma āffay pośtā roka kant

معنی: آتش را روی آب هم روشن می کند

مفهوم:کنایه از آدم خیلی شرور


 آ فَ شَرّ و قاضیین

āfa śaro kazeiyen

معنی:آن خودش هم شرع و هم قاضی است.

مفهوم: خودش همه کاره است


آ کِ تولَگی جاحِلِن گرکَی نِحم تَمامِح شامِن مَگرید مَنو بَنگونِن

ā ke tőwlagay jāhelen gorkay nehm tamomeh sommen magrido mano bangonen

معنی: آن که پس خورده شغال و شام نیمه تمام گرگ است بر من حرام است.

مفهوم: اگر برای شخصی چیز بد و بی ارزشی تعارف کنند در جواب تعارف کننده این ضرب المثل را می زند.


امیدوارم با توجه به این که بنده نه سواد آکادمیک دارم و نه تسلط کافی و وافی بر زبان شیرین بلوچی چنانچه سهوی در نوشتار ضرب المثلها پیش آمده باشد به بزرگواری خویش ببخشید که بنده تا حد توان از اثر ارزنده ی آقای زومکی کپی برداری می کنم.

به هر حال:

برگ سبزی است تحفه ی درویش        چه کند بینوا همین دارد

نویسنده : م آراسته | ساعت 6:37 روز 91/02/30
| لینک ثابت

به زودی پارک ساحلی بندر گروک برق دارمی شود
 با نام خدا

سلام

آری دوستان

من خودبه چشم خویشتن

تیر برق های پارک را دیدم

جمعه 29 اردیبهشت1391 ساعت: 7:27 توسط:عمران ...

سلام بر صاحب خانه و مهمانانش

بالاخره دیروز تیرهای برق ساحل نفس زنان از راه رسیدند و فعلا استراحت می کنند و خدا کند به خواب عمیق فرو نروند بلکه بزودی استوار باشند.(مزاح)
انشاا... پارک ساحلی به همت شهردار محترم و همکاران گرامی اش در آینده ای نه چندان دور برق دار می شود و ساحل شور و شعف خاصی به خود خواهد گرفت و نباید هم از نعمت آب آن هم غافل و بی توجه بود. زیرا مردم گروگ شایسته بهترین ها هستند بیاییم همه خادم همدیگر باشیم.
از الان می بایست فرهنگ سازی شروع شود از وبلاگ نویسی تا خطبای روز جمعه و از اولیا تا معلمین و ... آن عده ی کم را که باعث خرابی اموال عمومی می باشند مطیع و آگاه سازیم که همه جای گروگ پوست و گوشت و خون و استخوان من است و لازم است که مواظبت و نگهداری اش نماییم.

از تلاش ها و دلسوزی های شما نسبت به شهر و دیارت جای تقدیر و تشکر دارد و ای کاش که همه ی ما مثل شما ژرف اندیش و حساس به امور و حوادث شهر بودند.

از همه عزیزان و صاحب نظران خصوصا دکتر پادگانه بخواهیم در آبادانی و پیشرفت گروگ ارائه طرح هایی باشند که بتوانیم آنها را به مرحله اجرا در آوریم.با شهردارمان همفکر و همراه باشیم باید جوی صمیمی و حاوی اعتماد به همدیگر را مهیا نمود.
صاحب نظران و منتقدان همه اهدافی جز سربلندی و سرافرازی گروگ و جوانانش ندارند.
تشکر تشکر از همه مردم شریف گروگ و هر دلسوزی که برای ما خدمت می کند.

-------------------------------------

امروز آقای هاشمی نماینده  جدید مردم آمده بودندشهر گروک

حاجی عیسی ملاحی امام جمعه خیر مقدم گفتند

آقای هاشمی در مورد کارهایی که در آینده می خواهند انجام دهند صحبت کردند

آقای شیخ افراز امام جمعه شهرستان نیز خطبه خواندند

آقای ابراهیم پادگانه نیز پذیرایی کردند

---------------------------------------

و اما جالب تر از همه

دو تا عکس امروز ظهر در موقع سخنرانی در مسجد جامع  خستگی و خماری مسجد و جمعه و بلندگو و صدای بوق نمی شنود

از خانه مان می رفتم مسجد نماز بخوانم شلوغ بود در مغازه خودم یکی را دیدم که بی خیال از نماینده

و صدای بلندگو و سخنرانی، لنگ خود را بسترکرده و راحت خوابیده ...

به حال فراغش حسرت خوردم که ای کاش می شد بی غم آب و نان جهانی، چنین آسوده سر بنهی که:

شـب هـر توانگری به سرائی همی رود / درویـش هرکجا که شب آمد سرای اوست

او را مقام و منزل و مسکن چه حاجتست / هرجا که می رود همه ملک خدای اوست

خواب

 

 

نویسنده : م آراسته | ساعت 17:40 روز 91/02/29
| لینک ثابت

گلدسته ای بر تارک شهر

 با نام خدا وسلام

  محله آزاران از قدیمی ترین محله های گروک است. در شهر گروک چند محله از نظر قدمت بیشتر جلوه نمایی می کنند:

     ریغی (ریگی)، پاکلات، انگکو و آزاران. محله ی اخیر به خاطر مسائلی بر تارک اشتهار این شهر به زیبایی می درخشد. مهم ترین علت آن هم افتادن شکوه و عظمت محله ی ریغی، به پستو خزیدن پاکلات با آن همه شهرت روزگاران گذشته اش و خالی از سکنه گردیدن محله ی انگکو است هر چند که اخیراً به پاس احداث مسجدی در پایین دست محله ی مذکور و سکونت چند خانواده کم کم رونقی ولو بسیار پایین تر از سابق برای این محله انتظار می رود.

      در بین کوی و برزن های قدیمی گروک، آزاران تنها محله ای است که نه تنها از شکوه و عظمت نیفتاده بلکه به حرمت مرکز نشینی روز به روز بر عزتش افزوده گردیده و پیران کهن را به یاد گذشته ای دل انگیز جوان دل می دارد.

      بله صحبت از محله ی آزاران است این محله دارای مسجدی است کهن که از دیرباز به نام محله "آزاران" (azaron) شهره ی عام و خاص است. این مسجد که در سال های اخیر به مناسبت شناسنامه دار نمودن مساجد به نام خلیفه ی دوم مسلمین به مسجد عمر ابن خطاب (رضی الله عنه) تغییر نام یافته دقیق در مرکز شهر قرار گرفته است. چند بار تعمیر و مرمت گردیده است که آخرین بار در سال های اخیر توسط یکی از خیرین این محله به تنها مسجد دو طبقه ی شهر تبدیل شده و تغییر فضا یافته است.

      هنگامی که از دوراهی به سوی آبادی رهسپار می گشتیم گلدسته های مساجد به زیبایی جلوه گر بودند و حرمان این مسجد باستانی را بیشتر متجلی می نمودند. تا این که خیری بزرگوار از آن سوی آب که اصرار بر ناشناخته ماندن نام خویش و حفظ اجر معنویش دارد، کمر همت بر احداث گلدسته ای نیکو بر این مسجد نمود.

      محمد عیسی غلامی که خداوند جزای خیرش دهد به عنوان نماینده ی امین ایشان واسطه ی این حسنه گردید و با هزینه ی حدود پانزده میلیون تومان بر زیبایی این محله و بر روح معنوی مسجد مذکور افزوده گشت. شنیده ها حاکی از تداوم این امر خیر و معمور نمودن مسجد با اقدامات شایسته ی دیگری است که در آینده و پس از سرگیری کار این مسجد به سمع و نظر دوستان خواهم رساند. خدا جزای خیر دهاد هر آن که این بنا نهاد!

     این مسجد یار دیرینی داشت که پیران کهن این دو را با هم بسی نظاره نموده بودند. درخت شریش کهنسالی در حیاط این مسجد، سنت حسنه ی احترام به سرسبزی را که نبی مکرم اسلام(ص) همواره بر آن تأکید داشت زنده می نمود. متأسفانه به بهانه های نه چندان زیبایی، با زدن تیشه بر ریشه ی آن، از دل انگیزی های این بنا کاسته شد. کاش آنان کاین تصورات را دارند بر این باور هم روزی ایمان بیاورند که چنین درختانی چونان بزرگ مردان کهن سال، موجب اعتبار و اشتهار یک قومند. به ویژه در دینی که پیام آور صلح و رحمتش قطع هر درخت را برابر با گرفتن جان انسانی می داند. درختی که روزگاری یادآور مسجد صفه ی پیامبر (ص) و آرام گرفتن اقوام گوناگونی در کنار آن و رونق بازاری چون بازار عکاظ بود. با این تفاوت که بازار عکاظ کمتر از یک ماه دایر بود و این بازار تقریباْ به قول ما جنوبی ها سال به دوازده ماه برقرار بود. روزگاری که شاید افزون بر صد کارگاه پارچه بافی در گروگ دایر بود که بسیاری از آن ها در حالی این مسجد بودند و مردم در سایه ی خنک این درخت به داد و ستد با مردمی از اطراف و اکناف منطقه و دوردست ها می پرداختند.

                            روز وصل دوستداران یاد باد        یاد باد آن روزگاران یاد باد

مسجدآزادرن

مسجد

 

با عرض سلام و ادب نظر جناب دکتر پادگانه عزیز ما نافذ است و موجب حیات بنده در عرصه دنیای مجازی و وبلاک گروک تحریر است آقای دکتر همیشه بنده نوازی کرده اند و این عشق و علاقه ایشان به کشورشان و زادگاه و شهرشان وصف ناپذیر است متشکرم

چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ساعت: 22:32

توسط: یوسف پادگانه

با سلام

بی شک و تردید جناب سعدینی یکی از افتخارات شهرستان سیریک و سهم او در بسیاری از مسایل یک دهه اخیر در سطح شهرستان غیر قابل انکار و در بعضی جاها بی بدیل و در شهر شدن گروگ و بالاخص در مرحله آخر بی همتا می باشد.
این نکات را به این دلیل نمیگویم که ما خویشاوند و سالیان سال همکلاس و دوست هستیم یلکه به خاطر اینکه او را فردی لایق، سخنوری بسیار توانا (بدانیم امری ذاتی در قوم سربلند و اصیل سعدین) و مدیری با سیاست می دانم.
قطعا" مدیریت و امر مدیریت شهری بالاخص امری بسیار مشکل ، سخت و طاقت فرسا می باشد و احتیاج به مهارتهای خاص و هنری بالا دارد . قطعا" یکی از بهترین تصمیم های شورای محترم شهر سیریک از زمان آغاز تا به حال انتخاب یک جوان بومی پر تلاش به عنوان شهردار می باشد.
با توجه به ابزارهای موجود در شهر سیریک و بنابر اطلاعاتی که دارم کار شهردار جوان سیریک قابل تقدیر است
انتقاد و نقد بسیار خوب و قطعا" به پیشرفت کار کمک می کند و معتقدم وجود نظرات مختلف باعث کاهش خطاها و تسریع در امور خواهد بود.
پس می توان گفت زنده باد مخالف

نویسنده : م آراسته | ساعت 15:39 روز 91/02/28
| لینک ثابت