|
گروگ تحریر
|
||
|
بیابان زمین |
بانام خدای یگانه
امیدوارم که بااین تاریخ نویسی من عندی کسی را به بی راهه نکشم وخواطر کسی رانیزآزرده ننمایم که واقفم بدین امرکه بیشترتاریخ نویسان بزرگ سرسالم به گورنبرده اندبنده هم علاقه وافربه این امردارم ولی یکی ازبزرگان تاریخ نویس نصیحتی دارندایشان عقیده شان این است که آدم عاقل هیچ وقت تاریخ زمان خودش رادرحیات خودش نمی نویسد روستا کوچک است آدم یک وقت متوجه نمیشود پا روی دم یکی گذاشته تا بخواهدعذرخواهی کنددیرشده است خصوصابنده ناتوان که اشتباهاتم درتاریخ بیابان وگروگ خیلی زیاداست تاریخ روستاچیزی نیست جز آن که درسینه پیرزنی وپیرمردی نهان بوده ویک آدم باسوادی مثل جناب عالی که عشق به این کاردارد بیاید واین هارا شسته رفته جمع نماید واین روستا که نه چندان دورحتا درنقشه جغرافیای استان هرمزگان نبوداینک باهمت شما بزرگواران وفرزندان این روستاصاحب کتاب تاریخ وشناسنامه شوددرعصرچاپ وزیراکس وکپی اینهادورازدست رس نیست درموردپیشرفت هم هرطوری تقسیم میکردند سهم مابیشتر نمیشدفرزندان این دهه حتما شگفتی سازخواهندبودبنده نه این که کتابی راجع به گروگ داشته باشم که شسته رفته باشدکه برودزیرچاپ ندارم ولی همین دست نوشتها دانش آموزان ودانشجویان که می آورندبرای چاپ منبع تحقیق گروگ خواهندبودپس دست خالی هم نیستم واما اینکه چرابنده گروخ هرات آورده بودم وپیوندزده بودم به گروگ خودمان دوست ومحقق بزرگوارخودواقف امرهستید تاریخ یاروایت پیشینیان است ویاقصهای مادربزرگ من وشما وچندداستان پرداز دیگروقتی من خواستم( رنز)همان رجم کردن است) گرفتن بشاکردی هارا دم تنگ گروگ توسط رییس حسن افسری یاداشت کنم به ده نفرادمی که خودشان همراه وهمگام جریان بودند مراجعه کردم اخر الامربله ده نظریه مختلف دریک امر واحد ازانهاشنیدم{ رنز) گرفتن صالح بازهم توسط رییس شایدبه زن و مردسیصدنفری هنوز که شاهدوقایع بوده اند زنده هستند بله باسیصدروایت مختلف جنگ بین طاهرزایی وبرکت خان عبدالنبی مثلاجنگ تمب( فلفلو)واقع درطاهرویی ویاجنگ بین زرغام سلطنه رود باری وبرکت خان تمب زرغام درجنوب پاتل بمانی که منجربه شکست زرغام وفرار آن به رودبار میشودمیدانیداین قصه واین داستان را به چندروایت ازقول شاهدان عینی وقهرمانان جنگ شنیده ام برای این است که آدم درتاریخ بایدبهمه شک کندتایقین پیداشود بعضی ازداستان ها آنقدرشیرین هستندکه دلت نه می آیدان افسانه باشدمثلاکتاب غزالی دربغداددردوجلدآن قسمت سندبادسیریکی رانمیتواندباورنکرداگرچه حساب رمان تاریخی وخودتاریخ ازهم سواست اگرماواردطبقه بندی واین که چه کسی اول وارد اینجاشده است که اینرامیدانیم ولی هنوز زوداست انشاالله اگرعمری باقی ماندبازهم خواهیم نوشت بنده اول گفتم که کل سرمایه و تحصیلاتم مکتب خانه ملاقاسم عبدالرحمن واینک نادیده مریداستاد دکترباستانی پاریزی هستم اگر استادبزرگوار خبردارنشوندونگویندکه چه تقصیری کرده اندکه روستازاده بی سوادی درسن پیری ازبیسوادی مریدایشان شده اندوخودرابه ایشان نصبت میدهد فصل تعطیلی مدارس است وبیکاری ما ارزوی توفیق براهمه////
شعری ازحاجی حـیـدرعـبدالله گروگی درنزدیکی پیری
همیبینم که پیری کرده لشکر گرفته دست وپاوچشم باسر
کشیده صف پی تاراج عمرم به کم کم میکندخودرابرابر
شعری فارسی
مردهنرمندخردپیشه را عمردوبایست درین روزگار
تابه یکی تجربه آموختن بادگری تجربه بردن به کار
ادامه دارد :: شهادت روشن دل شاعر وملا (احمداسماعیلی معروف به احمدکور) رابه فرزندان وخانواده وبستگان آنشهیدتسلیت عرض مینمایم
اینهم شاهدازغیب علی آقاایشان اهل تاریخ ادبیات وارسته وانسانی پرهیزکار بودند روحش شاد ایشان به وسیله کلت کمری درمیشی نزدیک منزلش به شهادت رسید
بنام خالق هستی بخش
ضمن تقدیم ادب میخواستم اینبارکوزک سواس رابالابکشم وچندتاروستای همنام ابادی مان رامعرفی نمایم اگرچه ران ملخی باشدتقدیم نه به حضرت سلیمان بلکه خدمت شماسروران بزرگوار: گروگ دهی است ازدهستان سیریک میناب
گروگ دهی دربشاکردانگهران جنوب کهنوج
گروگ دهی ازدهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان
گروگ دهی ازدهستان اسکل ابادبخش خاش شهرستان زاهدان
گروخ دهستانی بس بزرگ باجمعیتی بالای ده هزارنفردرهرات افغانستان هفتصدسال پیش اگرچه خیال بافی ورویا هم باشد چندسال پیش برای یکی از دوستانم نوشته بودم
فکرمیکنم ازهمان سرزمین گروخ هرات افغانستان که تاهفتادسال پیش با ایران بود
امده ایم اگراین ناخذانا ناخذا ظفارمدفون درنخل ناخدا جد ماگروگی هاباشد که بیشترنصب شناسان گروگ قبول دارندقبری است بسیارشیک ودرست شده ازساروچ
بانوشته ای به این مضمون توفا صاحب نا المعظم ناخذاناناخذا ظفاربن ناخداخمیس بن
اوغان فی تاریخ چون یاداشت انرا ندارم حالافکرمیکنم سیصدونودسال قمری میباشداینقبرتاپنج سال پیش که بنده انجارفتم هنوززیرساخت وسازنرفته وسالم مانده
/ تلک اثارناتدل علینا فانظروابعدناالی الاثار
اگرچه بنده راجع به گرک جاسک وگرو نزدیک میناب ننوشتم که نزدیک بودند
گرک جاسک وگروگ یک ریشه ونجاد وزبان هستندهمین فاصله کوتاه تونسته
واو گرک راناکارامدبکندوگرنه لهجه گرک وگنگان وجاسکی های اصیل وگروگی ها از یک ریشه هستندودرلغات معروف به لهجه کوه مزاری اگربنده اشتباه شنیده ام سروران واستادان فن حتما یاداوری بفرمایندممنون خواهم شد
منبع :لغت نامه دهخدا : ولغت نامه معین کتاب اعلام ناس سدید:
دوست بزرگواروعزیزاگربنظرت نوشتها درست نبود بنده نیازبه راهنمایی وارشاد دارم باشدکه شما بگوییددرعصرفضاورایانه ودنیای مدرن امروزی دنبال تاریخ گروگ وقوم خویش گردیدن و اینکه ازکجاآمده ایم وفقط پرداختن به این مسایل جزیی مشکل کسی راکه حل نمیکندهیچ شایدبر مشکلات به افزاید ومن میگویم حق باشمااست چه کارکنم آخرولایت است واحساس میکنم دینی به آن دارم باید یکجوری اداشود
همشهری شاعرمان گفته بود:
گروگم حبیب است درپیش رو شب وروزگریان وزارم بی او
وایشان این شعررا درغربت گفته بودند موفق باشید
میراث فرهنگی گروگ
انشاالله به همین زودی امتهانات تمام خواهدشد آرزویمان قبولی تمامی محصلین بخش وروستایمان است امیدواریم همه بادلی شاد هم دانش اموزان وهم معلمان نمره خوبی بگیرندبنده دزدکی چشم همه رادوردیدم انهامشغول کارشان وچون میدان خالی بودگفتم وب سایتی دایرکنیم ویک حاجی انا شریکی بزنم تاآنهابیایند به میدان ماخارج ازمیدان رفته باشیم نمایشگاهی درروستای گروگ برپاشددست همه دست اندرکاران دردنکند استادبزرگوار و
صاحب نظرما سوالی طرح کرده بود ندباعنوان اینکه که بهترین بود اری که بهترین بودیقین دارم
ایشان هم از نظرشغل وکارشان ورشته تحصیلی شان واطلات بالایی که دارندحق هم داشتنداین سوال بکنندولی اینجابه قول معروف کمیت همه لنگ بود ویکی جواب درستی نتونست به این سوال
بدهد بااینکه جواب یاموافق ویامخالف زیادبودبنده درهمان گرماگرم تنور میخواستم نانی به این تنورداغ به چسپانم دوامرمانع شدشایدازدوامربیشتر
اول اینکه من خواطره خوبی از حریره واثارباستانی وپیشنهادات به اصطلاح معروف تعاونی مرزنشینان وماهیگیران واینهاراندارم چون هنوزفکرمیکنم به سن بلوغ نرسیده ایم وخواطره خوبی ازاین کارندارم دوما چون باهمه رودربایستی داشتم بنظرخودم چه ازآنها که پول دادند وبقول شمامنابع مالی بودندیاانهاکه اشیاع عتیقه رادرمنزل خودنگهداری میکردندکه به کارامروزمابیا ید
وچه خ –صباحی که وقتی ایشان رادیدم فکرکردم تمام چارچوب این نمایشگاه برروی دوش ایشان سنگینی میکند وچه آقای حسن قیصری وخلیل سوری ذاده وبقیه دست اندرکاران برگذارکننده هرکس هرچیزراازنظرخودش نگاه میکندامامن قراربودچیزهایبکه درنمایشگاه نبودندبنویسم انهاکه بودند همه دیدندشورای اسلامی سابق تلاش میکرد نقش خودش راپررنگ ترجلوه بدهد وآموزشی ها سهم بیشتری میخواستند
ونهاددانشجویی کمی بیشتروبرادران مادر بنداران وکناردان کم ادعاوبزرگوارانه مارایاری کردند {: مهری} نبود پارورانمیگیراستندچشم ها پارورانمیزدندازنظرماهی گیری نمره مان چه عرض کنم ازنظرکشاورزی گوزن مغی که نبودگوزن غله کاری نبودلنگارنبودیامن ندیدم ازکشاورزی
نمره خوبی چه ...... ادوات کشاورزی وماهیگیری ازجت پانی دوتاریزوکته ویارحت بارکشی
هم نبودکسی جایی نشان ندادکه کلی راچگونه درست میکنند خودکلی رادیدیم ولی کسی نگفت این پوست چگونه به کلی تبدیل میکردندازحریره بسیارعکس چاپ شدویامطالب نیزنوشته شدولی یکی
پیدانشدبه گویداین آثارباستانی بسیارزیباچراعکس انرااززاویه فروریخته ان گرفته بودندمگراین سوراخ این حریره گرفتن چقدرخرج داشت یکجایی خواندم که دربالای ساختمان برج ساعت بیک بن یک جفت کلاغ دویست سال است آنجازندگی میکننددونفرمسیول خوراکی ورسید گی ان هااست
ما درخت های سیصد ساله سبزتاریخی مان خشک میکنیم ومیبریم شان دوستان عزیزبنده شایددارم
کمی تندمیرانم دوسه ماه پیش تلفزیون ایران اخبارسراسری راجع به یک درخت درجنگ جهانی
صحبت داشت که بین مردم وشهرداری سرقطع درختی که چندنفرداخل ان پنهان وخودرانجات داده
انددرگیری است اگرکسی ازدوستان یادشان هست به این پیرمردکم حافظه یاداوری نمایندبا اینکه درخت افتاده دریک خیابان اینهاراگفتم زیرادرقدیم درامدروستا راهمین هاتشکیل میدادندازسروران وبلاک نویس استدعادارم دروب سایت حریره ازمولاناشاه اورنگ ابن غربب گوروتنها زیارت گروگ هم یادی بکنید همین زیارت سالهای بسیاری اگرهیچ نکرده باشدکارخیلی ازین داروهای
آرام بخش رابه تنهایی ومفت ومجانی انجام داده است تاریخ گروگ به دون حریره بی شاه اورنگ
بدون انبه کلموسهی وبدون تحقیق درباره کلات گروگ ودرخت شریش وچیچغ مسجدجامع معنانداردقبرستان میرعوضک ویابقول گروگی هامیردزک یکجایی نوشته بودم وازخودم هم نبود
تاریخ وجغرافیاراباهم باید بخوانیم ودرتحقیق بکاربندیم چون همزادند نقش چاه کل موسهی درآب دهی روستا
فراموش نکنیم انشاالله اگرعمری باقی مانداماری به شما ازاب این چاه خواهم داد ولی اینک بجایی رسیده ام
که بس است میترسم بگویید ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تواست
عرض خودمیبری وزحمت مامیداری وسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
یاهو
باسلام خدمت استادارجمندم علی اقا- ش:وآرزوی سلامت وکامیابی روزافزون درهمه امورزندگی
اول بنانبودکه بسوزندعاشقان اتش به جان شمع فتدکه اینبنانهاد"
باب صوفی گری وتصوف عرفان شماراچندروزی است روی سایت میبینم ولی نه خوانده بودم همچنین اشعاری ازمولانا احمدرفاعی کبیربرای ترجمه هم ملاحظه کردم دعوت ازسروران بزرگوارواستادان خصوصا عبدالله شیخ آبادی وآقامیثم راخواندم میدانید که آ قاعبدالله نوه ملامحمدوازگروگیان اهل علم است
وازایشان این کاربرمی اِید بنده ناتوان میخواستم به قول معروف گافی : بکنم و یک ترجمه بی ربطی به ناف شعر ببندم تاکه اسم این دوبزرگواردیدم کوتاه آمدم وازخرشیطان پایین وبعدشروع کردیم به خواندن
این دعای صوفیانه الحمدلله الجوادبافضل انواع النعما؟المنان باشرف اصنافالعطاء المحمود فی اعالی ذری العزه والکبریاء المعبودباحسن اجناس العبادات فی اعماق اللرض واطباق السماءذی العظمه والجبروت والبها والجلاته وملکوت والنساء والخ میدونستم که درکناردریای سیاه ممکن است این دعا کار ایی چندانی نداشته باشد ادامه اش ندادم کتاب فتح الربانی شیخ عبدالقادرگیلانی ربنده چندین بارمرورکردم هیچ یادنگرفتم که نگرفتم شنیدم احمدرفاعی ازهمان دوره وهمان جیل است اگراشتباه شنیده ام یاد آوری فرمایید
شعرعربی بسیارزیبای شماراخواندم البته غیرازانچه مربوط به خودم همه اش خوب وحسن حاجی حیدر پسنداغراق شاعرانه همین است بنده بسیارممنون وسپاس ازشماوروزگارکه توفیق دادمانیزدرعصر نوین برخر لنگ مان سوارواهسته نه همگام باجوانان بلکه بافاصله بیست سال دنبال شان بافتیم که ماهم بله
علی عزیز بحث تصوف را اگرصوفیان بیابان شروع کرده بودید بهتربه دل می نشست به قول عطارنیشاپوری اولشان اویس قرنی بودوبنده هم میگویم آخرشان خلیفه عثمان بود درکهورچلان باسگر
وحاجی حکیم داد درکرتان که چهل روزدررودخانه نیلان خودمان باچهل دانه کنک خارک به تنهایی داخل یکدره نشستند وچله را به اتمام رساندندواین خلیفه عثمان راچهل سال پیش درکویت ملاقات کردم که ازسفرعراق وزیارت شیخ عبدالقادربرگشته بود عبادادت ش به دورازچشم دیگران انجام میداد این رابه سروربزرگواروبنی عم خودم نوشتم که بداند که درقرن رایانه صوفی صافی وپاک بازاگرنه درصف معروف کرخی یا احمدعاصم وابراهیم رکی ویاعبدالله محمدبن خفیف ووو شماچاه راپای دریاکنده ایدازشیخ حسن خرقانی نگفتم اخر به قول مولوی این یکی شیرسوارصوفیان است وتازیانه اش مارنرواین
داستان زیباراشماشایدخوانده باشیدیکی ازداستان های زیبای مثنوی است واین سخن بگذارتاوقتی دگرلازم شدادامه میدهیم ملاعبدالرحیم سلام رساندندیک رباعی دادندبرایت چاپ کنم شایدهوای سردان جاراسردترکندبرایت
انالابس مفتون من جمالک جمیع الناس یازین یمدحونک
انامن قلب روح حتامماتی ولاانساک مادام الحیاتی
یکشعردیگرهم دادانشاالله بخاریتان ازنوع گازسوزباشدببخشیدمیدانم اومردفهمیده وبزرگی است ومورد احترام بنده باایشان شوخی میکنم بعدا چاپ خواهدشد
ودرآخرکلام میان اختیاروجبر؟یک امری است پنهانی
که من محکوم آن امرم؟نه مجبورم؟نه مختارم
نقدکنیدتذکربدهید
یاحق
نعمتان مجهولتان الصحه والامان
ایمنی راوتندرستی را
آدمی شکرکرد نتواند
درجهان این دونعمتی است بزرگ
داندانکس که نیک وبدداند
این دونعمت بزرگ برای سروران عزیزی که بهرحال خودشان رازحمت میدهند ومروری کوتاه به این لاطاعلات میکنند و همچنین عزیزانی که هالامشغول امتهان هستند وبقول معروف چه استادان بزگواری که امتهان میکیرند وچه دانشجویان عزیزی که یک سال زحمت وتلاش بی وقفه خودرا به آزمایش میگذارند برای همه آرزوی توفیق وموفقیت دارم همچنین همشهریان گرام : علی آقای گل و دکترمحمود ویک استاد بسیاردانشمندواهل ادب بنده را تبریک گفته بودند واین سرورواستاد هرکس باشدخودش راخیلی کوچک کرده تادست پیرمردی را گرفته و آن رابا لابکشد : علی آقا که بهرحال دنبال تاریخ گروگ است حرف دلش راگفته بود دوست عزیزم ایمان دارم که به همین زودی شمافرزندان فهیم وبا سواد گروگ اینکارخواهیدکردپان گروگی بودن شمارا ستایش میکنم وقابل تحسین است حب الوطن راحضرت پیامبر{ ص)ازایمان دانسته اند
دوست عزیز آن شعرقدیمی دیگرکارایی ندارد :که ده مروده مردرااحمق کند
شماکه بیشترازبنده اطلاع دارید ازفردوسی تابیهقی ازعبدالرحمن فرامرزی وبادرانش
مرحوم فرامرزی سردبیرروزنامه کیهان ورییس کانون قلم ایران بودند ازالکساندر پوشکین تاوکتورهوگو ویامراد خودبنده استادبزرگ تاریخ دانشگاه دکترباستانی پاریزی-
بانزدیک به شصت جلدکتاب حی وحاضرهمه وبالاتربیشترازدهات برخواستندوچه خدماتی بزرگی به بشریت و جهان نمودند : نسل دهه هفتادگروگ الحمد الله خوب پیشرفت کردند حالااگرجای جولان تنگ است ونبودامکان پیشرفت رانبایدبه گردن ده به اندازیم : بهترین قرنهاقرن من است : اگرچه این شعردرباره قرن پیامبرعظیم شان است ولی درپیشرفت تحصیلات دربخش بیابان خصوصامسقط الراس خودمان صادق است خدارحمت کند ملاحاج قاسم عبدالرحمن وخانم بزرگوارشان وآن دانشگاه گروگ
که باحمت ایشان گروگیان راصدسال وام دارخودشان کرده اندوبلاعقب مانده وفرزندان معنوی شان ما هستیم که شایددرس مان رادرست نخواندیم وآخرین های آن نصل کتاب کریما وبوستان سعدی بودکه بعدازختم قرآن اگرکسی طالب علم بودهمین بودروستا البته روستای گروگ باسوادترین وفهیم وبافرهنگ بودند نسبت به روستای هم جواروبیشترین تعدادباسوادازهمین روستای گروگ بود برای علی آقا که تاریخ گروگ ازبنده خواسته بودند { شریش مسجدآزاران }
باقدمت تاریخی بیش ازسیصدسال را قطع کردند واین یکی ازغم انگیزترین پیش آمد تاریخی برای من بود آنها که قطعش کرده بودندبه خودمیبالیدند تاریخ گروگ درخت انبه کل موسهی وچاه آن بود درخت کهورزمین آسدین بودآخرتاریخ وجغرافیا همزادندبنده یاداشتهای جداگانه ازاین مطلب دارم عمری باشدخواهیم نوشت
بازهم تشکر وبازهم ممنون ازمحبت بی دریغ تان موفق باشید
به آن گروه که ازباده وفامستند _سلام مابرسانیدهرکجاهستند.
ازمیثم عزیزبسیارمتشکرم به چشم لطف کرده اید حتما
علی آقا برای همه چیزممنون به دیده شعرزیبا ی شماراخواندم به عبدالر حیم نیزگفتم به همین زودی انشاالله ........
آقاعلی! و آقامحمود سلیمانی:دوستان بزرگوارم ازاین که بنده را دلگرم نموده بودید متشکرم انشاالله درفرصت بعد از شما تشکر بیشتری خواهد شد
بهار زیبای گروگ تقدیم شما باد![]()
![]()
![]()
بایادونام خداوندمهربان
محرم دل ازحضرت امام رحمت الله علیه
بازگویم غم دل راکه تودلدارمنی
درغم و شادی واندوه وا لم یارمنی
جزگل روی توام دردوجهان یاری نیست
چهره بگشای زرویم که توغمخوارمنی
چشم بیمارتوای می زده بیمارم کرد
پای بگذاربه چشمم که پرستارمنی
محرمی نیست که مرهم بنهدبردل من
جزتوای دوست که خودمحرم اسرار منی
زاری ازغمزه غم زای توپیش که کنم
باکه گویم که توسرچشمه آزارمنی
برگشاموی خم اندرخم ودست افشان باش
به خدایارمنی- یارمنی-یارمنی
میدانم دانش جویان عزیز به قول معروف وقت سرخاران دن ندارند چه برسدبه سایت وگشت وگذاردرکامپیوتروسرگرمی های دیگربنده چون دست به عصا راه میروم ومانندکودکان نوپا تاتی میکنم آرزودارم همه دانش جویان نمره قبولی وخوبی بگیرندهم دردانشگاه وهم دراجتماع00وخدمت به جمهوری اسلامی ایران عزیز ومهم ترخدمت به روستای عزیز مان گروگ یادمان باشدمردم روستا بیشترچشم امیدشان به باسوادهاوجوانان است
باتقدیم دسته گلی وحشی ازصحرای روستای مان به شماسروران عزیزوبه قول کامپیوتربازا ن وبلاک نویسان هم ولایتی
درست همین امروزبودیکی ازدوستان گفتندبیایک چیزی بنویس گفتم سوداگری اگراراده سوداکندبایدزری داشته باشدباقدام بضاعت توان دست به چنین کاری زدکه اینجاکنام شیراست واین بیشه راسلاح وزادراه لازم که بنده ناتوان مانند
ملانصردین بوده ام ودسته هاون اگرفرداوبلاک نویسان شهرمان دست به اعتصاب بزنندودیگرچه من ناتوانی راازخودبرانندکه جواب خواهدگفت اسراردوستمان به بنده جرات داد ویاعلی گفتیم وعشق آغازشد
پیرماگفت زمیخانه شفابایدجست
ازشفاجستن هرخانه حذربایدکرد
مطالب زیاداست ووبلاکهاپرازمطلب بکروبنده عنین مانده
که قدام رابخوانم ازنمایشگاه گرفته تاشرکت نکردن درانتخابات ازتسلیت وتبریک ازگلایه دوستانه تامعرفی شاعران عزیزازشترسواری تاتعریض به ورق زدن کتاب دهخداعکسهای نمایشگاه وعروسی
ازکارهای شوراوبیم ازنبودن آن آری دوستان بااین مطالب ومروراجمالی برتمامی مطالب برخودبالیدم که بحمدالله اگرماازمعرفی روستامن غافل بودیم
اینک جوانان باسوادوبااستعدادگروگ بیدارندوپرانرژی انشالله باتلاش وکوشش
خودبرای جیل آینده ایرانی آبادوبرای روستایشان که هالاازروستاگذشته وامیدواریم یکی دوسال دیگرشهرگروگ باشدهمت کنندودرمعرفی اوکوشاباشندانطورکه شایسته آن هستیم
قدمتان همراه قلمتان درراه ابادانی روستایمان استوار ودرآخرکلام
مرغان همه بشکسته قفس راوپریدند من درقفس افتاده بخودتارتنیدم
انشاالله اگرداس روزگارفرصت داداین اوردربودغذاودسرش مانده آن را نیزخواهیم اورد
منتظرباشید
|
|