تبليغاتX
گروگ تحریر
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 

نظامی گنجوی  صاحب پنج گنج شعری دارند باعنوان

 

گهرخرچهارندوگوهرچهار      فروشنده را بافضولی چه کار

به مهرعلی گرچه محکم پیم       زعشق عمرنیزخالی نیم

همیدون دراین دشت روشن دماغ       ابوبکرشمع است وعثمان چراغ

 تقدیم به استادان و همه جوانان میهن پرست مسلمان ایرانی که دل شان مالامال ازمحبت اسلام وقران وایران اسلامی است سلام به شماکه پاسدارمرزهای ایران عزیز هستید بایدمواظب باشیم ازاسامی که بد ن ادم را بلرزه درمی اوردازشنیدنش پرهیزکنیم کمابیش باتاریخ کهن خوداشناهستیم موردهجوم دشمن درتاریخ گذشته بوده ئیم ولی وحشی ترین ملت درتمدن ایران چه پیش ازاسلام وچه بعدازاسلام هضم شده وانهارمتمدن کرده ایم وانهارابه گونه ساخته ایم که شان فرهنگ ایران بوده  واما بعد چه شده است که درعصر اتم رایانه وموبایل کشفهای بزرگ بشری دریک روستای کوچک چهارنفرادم به کامپیوتر دست رسی دارند یکی معلومات بیشتری یکی کمتری یکی باسوادیکی کم سواد به جان هم دیگر بافتند وحرفهای زننده ونازیبانثارهم نمایندکه چه بشودانتقادمعقول که بکارکسی ایددیگران ازان استفادهای ببرن به شئونات اسلامی لطمه نخوردبه کسی خدای نخواسته توحینی نشود روستائی

مثل گروگ چه داردکه سرتاریخش این همه دعواشودویااینکه سنگ مفت گنجشک مفت هرکس خودش برای خودش تاریخی بنویسد واجدادونیاکان خودرا حکومت کندوخودراارضانمایدچه کاربه نوشته دیگران  درپایان بنده براین باورم که بهم نظر بدهیم جامع مفید که خواننده هم لذتی ببردوبردانش اونیزیکچیزی اضافه شود که جائی ازان استفاده کنندوگرنه حیف نیست بیائیم هم دیگرفاش دهیم ونام نیک رفتگان ضایع کنیم ونام ان رابگذاریم ادبیات تاریخ سیاست وبسایت نویسی این نیست این همان چیزی است که بنده قرارهست برنوشتهایم نام بگذارم ودراخرکلام

گیرم که فلک همدم همرازاید///ناسازی بخت برسرسازاید

یاران موافق ازکجاجمع شوند/// این عمرگذشته ازکجابازاید

انتقادکنیدنظربدهید اگرناراحت شدید   چه کارکنم اری فاش هم چاشنی فرمائید

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 2:13  توسط محمد آراسته  | 

مقصدزکاخ وصفه وایوان نگاشتن

کاشانه های سربه فلک برفراشتن

گلهای رنگ رنگ ودرخشان میوه را

هریک جداجداازسرشوق کاشتن

دانی که چیست تابمراددل اندران

یک لحظه دوستی بتوان شادداشتن

ورنه چگونه مردم عاقل بناکند

درخاک خانه ای که ببایدگذاشتن

این شعرعشرتی یز دی تقدیم به دوستان این هم

بگذارید به حساب نظریه همان دوست عزیزم که عنوان خوبی به نوشتهای من داده بود این دوست عزیزحیف که تاریخ گروگ رانمیداندوگرنه به ساد گی اجدا دی ما پی میبرد بله با اینکه برکت خان عبدالنبی انوشیروانی پدربزرگ بنده رادرست هشت بارجرمهای سنگین  کردوبه اشد مجازات اوراشکنجه داددرهمین گروگ شماوایشان ازاینجانرفتندتااینکه برکت خان به وسیله رضاشاه دستگیروحکومت بیابان وگروگ بدست ایل طاهزائی افتاد این نوشتهای پیری من هستنداگرشماخواننده مجله تهران مصوردهه

پنجاه بودی میدونستی که من باهمین بیسوادی رفتنی نیستم من همان زمان هفته یک مقاله راجع به گروگ باهمین عنوان چه چه شعری شمامی نشتم وگروگ اب رویش حفظ شدواب ازاب تکان نخوردتاحالا که دوربه شمارسیده وتلاش میکنیدکه اب روی گروگ راحفظ کنید این گوی واین میدان البته باحفظ نفس انتقادحق همه است

بازهم دوست عزیز هرچه میخواهی بنویس درفکردشنام ودعامباش ابروی گروگ تاشماهستید پابرجااست  ودوست عزیزمیتونستی این شعربه نوشته نظرت اضافه کنی

نوبت کهنه فروشان درگذشت///// نوفروشانیم واین بازارمااست

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:50  توسط محمد آراسته  | 

دسته دسته گل نثارقدمتان همراه باقلمتان

 

ســــــــــــلام

نفس ها درسینه حبس قدم هاکندوقلم هانیز یادرقلم دان ویابرسرجیب مثل شمشیرهادرنیام / کس به میدان درنمی اید سواران راچه شد

کسی پیدانشد به برادران مان درشورای اسلامی سابق ویادهیاری لاجق یک خسته نباشیدبه گوید آخردیروزپنجشنبه14 تیرنزدیک به دویستا سندمنازل مسکونی درگروگ توزیع کردندبی سروصدامثل فرزندی یتیم که باباش درعروسی اوشرکت

نداشته باشداعضای محترم شورای سابق گروگ این پیگیری بی وقفه وجهدشمابه بارنشست وروستای خودتان راصاحب سندواعتبارکردیدخدائیش کارکمی نبود

به شماتبریک میگوئیم وهرگزدغدغه خواطرشمارافراموش نمیکنیم پس برشما خسته نباشیدکاربزرگی انجام دادیددستتان دردنکندویابهترازبدخلقی ماقلبتان آقای دهیارشماهم خسته نباشیدتایک هفته بیشترکمترانتن مبایل سیارهم راه اندازی میشود

هرکس خودش رادراین ا مرمتولی میداندازان هم تشکروسپاس داریم انشاالله باوصل شدن به فبرنوری ولی این فیبرنوری را دقیق نمیدانم ولی میدانم که فیبرنوری یک چیزی هست خداکنداین هردوبا هم باشند

ازدوست شکرداریم وازروزگارهم

 ودرآخرکلام دولب دارم یکی درمی پرستی---یکی درعذرخواهی های مستی

 انتقاد پیشنهاد همکاری راه کار ودر یک کلام همه را پزیرائیم یاقـلم یاقدم رنجه فرمائید

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 7:54  توسط محمد آراسته  | 

یاحق

سلام

سلامی چه بوی خوش آشنائی برآن مردم دیده روشنائی

توبه کردیم وشکستیم دگربارش        به بهانه سفرمیخواستیم ازاین دریای بی پایان خودرارهانده وفراررابرقرارترجیه داده وخارج ازگودبه تماشای مسابقه اهل قلم نشسته وخودرا بامطالعه وکتاب خواندن سرگرم نمائیم وازترس اینکه دم شیراست به بازی  مگیر //  بازهم امدیم چندکلمه با شماصحبت کنیم پندپزیریم ومحتاج ارشادبنده درین مسافرت کوتاه که نه سیاحتی بودونه تجارتی بادوستان چه دراصفهان وچه درشهرادب پرورشیرازازگروگ به عنوان یک روستای پیشرفته ومدرن ومردمش باسوادوپافراترنهاده  وادرس وب سایت های دوستان اهل قلم وطالبان ودانش و علم را نیزبی اجازه بزرگان ن یخش کردیم بنده عجب اشتباهی کردم اول کاریکی نبود مثل مرحوم محمدملا اخندی که بگوید- ولیکن اندکی سهوی دراینکار این مشاعره بین ان مرحوم وکد خدای گروگ حاجی علی بهادری  مرحوم بوده است است اماکجاعنوان نوشتاری ادبیات وجغرافیا بیابان وروستای گروگ اگر بنده بنویسم که آدم خوارمنظورم گرگی که هشت سال تمام بیابان رابه لرزه ودلهره کشانده وجندگروگی راخوردوبردویا این رابنویسم که روزیکه ناخداها ناخدااحمدوناخداعلی باجهازامدنددرخورگروگ وازشاه دین ویاشیخ الدین رخصت پائین امدن گرفتندکه به قول پدربزرگ خدا پیامرز مرحومه آمنه حاجی محمداحمدکه میگویند--- این بانوی بزرگ حق تعلیم وتعلم به گردن بسیاری ازمردم روستادارند

به نخل شاهدین ات کردی آباد     نه فرعون ونه هامان ونه شداد     هم شعرادامه داردوهم داستانی دارد

ولی بقول شاعر/ این سخن بگذارتاوقتی دگر---وجه تسمیه اسامی قدیم نخیلات بندهای ابی نخیلات وباقی اثارانهارابنویسم ولی این یکی را میدونم که نمیتونم به نویسم بندهارانمیگویم راجع به خاندان حکومت گربیابان وگروگ  نمیتونم بنویسم عامل به وجود اورنده شان راهم نمیتوانم معرفی کنم این ها میمانندبرای بعدازحیاتم چون ان وقت قدورت گلچین وباغ بان وقت خزان به دوستی بدل شود ده صفحه یاداشت داشتم درباره سگ های معروف گروگ وکاربرد سگ دراقتصادشبانی وکشاورزی درروستا میترسم موردتمسخردوستان واقع شوم که درعصرفضاورایانه وغیره ازچه صحبت میکنند تاریخ گروگ ازشروع جنگ اول جهانی تاپیدایش وکشف بصره وکویت وشیخ نشینهای هاشیه خلیج فارس بسیارتنگ وننگ بوده که ظلم حکام ظالم وجاهل مزیدبرعلت بوده پس تاریخ روستا  اقتصادشبانی وشتربانی وکارگاه پارچه بافی نقش زنان بیشتر ازمردان دراقتصادونان اوری وتامین امنیت خانواده یاداشت کمی داشتم باعنوان گروگ شهر زنان ان سا لها که بیشترمردان درکویت وقطروخارج ازکشوربرای امرارمعاش تلاش میکردندسالهای تنگ وننگ بعدازجنگ جهانی دوم بازهم این داستان سردرازی داردوتوای جوان اهل سوادوقلم وعلم وقتی چرخی میزنی دروب سایت ومیروی توی خط یک دقیقه برای خواندن این وقت بگذاراری یک دقیقه شایدیگ بلی یک کلمه بکارتان ایدشایدروزی بنده نوشتم که این سومین ویاچهارمین جابه جائی گروگ است وشایدازمغ مادین تامغ سادین ازمغ عودلا تامغ ملا شماراکشاندم ودر  /ختام دوستدارهمه شما

ای که هستی محب ال علی-موءمن کاملی وبی بدلی-دوستدارصحابه ام به تمام-یارسنی وخصم معتزلی

مذهب جامع ازخدادارم-این هدایت مرابودازلی- نعمه اللهم وزال رسول-چاکرخواجه ام خفی وجلی

واین شعرزیبای شاه نعمت الله تقدیم دوستان- انتقادراهنمائی یاداوری یادتان نرود ماهم چون شماطالب

یادگرفتنیم ازدوستان  درهمین کامپیوترچیزها یادگرفتیم که اکربه کارآخرت نایددردنیاسرگرم هستیم  /

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 12:31  توسط محمد آراسته  | 

بنام دوست

 

سلام ازلطف شماسپاس دارم وازروزگارهم

همین امروزفکرکردم که هیچ خواننده ای دیگرحوصله خواندن این لاطئلات راندارد

بله دوست عزیزمنبرراجمع کردیم وبقول معروف غزل خداحافطی را خوانده بودیم که چشمم

بنوشته دوستی باسوادافتاد دریغ وافسوس بارسفرمهیادورازادب بود جوابی کوتاه داده نشوددریک کلام حق باشمابودانشاالله فرصت کردی  خداحافظی رابخوان ازهمه بخواطرتندروی عذرخواهی شده است واین هم ازشمااستاد

ودراخرکلام/هزارسال گذشت ازحکایت مجنون----هنوزمردم چادرنشین سیه پوشند

حیف ازاین بیانات شیواواین مطالب زیبا که ماازان بی بهره باشیم

تابرگشت ازمسافرتی کوتاه

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:36  توسط محمد آراسته  | 

بنام خالق هستی بخش

سلام  : سلام به شماعزیزانی که بنده رادربین خودتان قبول کردیدبنده اول که داشتم می آمدم فکری دیگردرسرداشتم ولی وقتی به داخل گودامدم احساس ام یک چیزی دیگری میگویدواین

طبیعی است بنده احساسم این بودکه چندنفرباسواددارندازجیب مبارک خود یامیراث پدرویا

؟؟؟؟وب سایتی دایرکرده اندومیخواهندخدمتی هرقدر هرکس به قدرحمت خودبه جامعه عقب

مانده گروگ بنمایندکه یقیناهمین بودوکسی غرض ومرض دیگری نداشت ماهم پرستووارکه داستان جضرت ابراهیم ونمرودواتش و قطره های اب درمنقارپرستووفکرهرکس به قدرهمت اوست باشماجوانان برومندودرحال تحصیل علم وکمالات همگام شدیم که چندسکه شهروای خودرادرلابلای کالای شماصرف نمائیم ویابه گفته شیخ سعدی دکانی به امید اینکه مردان راه    

حق خریداربازاربی رونق هستند ازکم روئی شماوخصلت جوان مردیتان سوی استفاده کردیم خودرابه ناحق به شماچسپاندیم وقتی قالب وب سایت هارادیدم ترس برم داشت میخواستم    

عنوان بدون قالب رابرای خودم برگزینم بنده نه ان قدرپیرم که ازاصالت گروگ ومردم برای شما صحبت کنم نه انشای خوبی بلدم که بــانوشتــه  ام شماراسرگرم کنم این سوال پیش می ایدکه پس چراپولت بی جهت خرج تلفن وکارت میکنی اوین جه شیره ای هست که

سرمردم که نه سرخودت هم می مالی بنده خیلی تندرفته بودم راجع به نمایشگاه وازدست اندرکاران بی انکه خودشان نمک نشناسی مرا به رخم به کشند عذر

خواهی میکنم ومیدانم که دیگرهمچنین نمایشگاهی درگروگ برپانخواهدشداری دوستان نگوئیدازکجامیگوئی به همت آرش فیلمی کوتاه ولی بسیارخوب ودیدنی

تهیه شده که  همت مردم گروگ رانشان میدهداین مردم ان زمانهای دورکجابودند

که ازشهروابادی خود دفاع کنند تا درتاریخ این قدرمظلوم واقع نشوند که تمام تحمت های بی عقلی وسفاحت رابه انهانسبت ندهندچهارپنج سال پیش یادتان هست

نشریه کم خرد بهزیستی باکمک دونفربی خردترازخودش چه نسبتی به این مردم نجیب وبافرهنگ ترین مردم این منطقه داده بودند که این کم خردی به حساب یکی دوتاادم بیسوادوبی فرهنگ همین ابادی بودومااعتراض مان هم به فرستنده مکاله وهم چاپ کنندهاش به موقع دادیم  وامااصل مطلب که تکه بزرگ ته دیگ است وناگفته مانده است درموقعی که بنده بی اجازه وارداینترنت شدم بسیاری ازدوستان البته دوستان که میگویم اینهائی که وب سایت دایرکرده بودند همه دوستان من بودندو همه رامیشناختم اگرچه ان روزقضائی درمـسجد گروگ ازمن دعوت نشد زیراجزو هیچ گروهی نـبودم حتا خیاطان دربار محمودغزنوی نبودندکه من سوزن پالان دوزی رابرداشته وبگویم بله همه اهل بخیه هستیم نه نشددعوت نامهای نشست دانشجوئی درموردبرپاداشتن نمایشگاه رانیز چاپ کردم  ولی یکی هم برای خودم برنداشتم چون حساب وکتاب درکاربودهمین نشست دانشجوئی منجربه برپائی نمایشگاه شد البته بنده برای چاپ شان تاریال اخرپول گرفتم دستشان دردنکنه حالامیرویم سر اصل مطلب که ازمقدمه اش کوتاه تـراست بنده زیادبامسئله گروگ احساساتی برخوردمیکنم وکرده ام یک وقـتی برای یکی نوشته بودم اگراین هـمت والاشودوبالایک نفراهل دلی پیداشودویک جفـت سواس دشت  ونه پرگ به پوشدوچهارتاپیرمردترازما رادر یابدپیش ازین که داس اجل دروشان کندوآن شعرهای حماسی بغـورا ازدل انهابیرون اوردودرزبان مردم وقـلم نویسندگان به اندازدازبرپاداشتن

نمایشگاه وکارگاه پارچه بافی ارزش ان کمترنیست    به گفته اهل دلی ما سه نوع بغو شعرنوپیش ازنیماراداشته ایم یکی

حماسی   ویکی ماهی گیری ویکی کشاورزی اینکه ماپیش ازنیما یوشیج شعرنوداشته ایم اغراق نیست شعر بغو بعدازنماز عشا شروع وتاصبح ادامه داشته متاسفانه خودبنده ازشعرنو سررشته ی   درستی ندارم واین ازبیسوادی ویاکم سوادی  مخلص است    واما داستان بعدی    اینکه تاما امدیم داخل گودشدیم بقیه دوستان

سایت هارابسته و اسب رازین وخرجین رابرداشته وهریکی ازراهی رفتندبرای بنده این سوال پیش می اید که برادران فکرکردندحال که سایت بازی  و این کارها  به پیرمردها ی بیسوادرسیده است بگزاریم کناروبرویم دنبال کارجوان پسندی که دست اینها به ان نرسدچون همه تعطیل کردندبستندورفتندظن دوم بی کاری وکم کاری وبی درامدی وپول تلفن که واقعامشکل بزرگی است باشرایط دشواری که ماداریم برای وصل شدن به اینترنت البته انا بعض الظن اثم

هم فراموش نکنیم تاقدام یقین باشداین بماند تاجواب دوستان واستادان بزرگواربرسدیااینکه نرسد بنده هم بااین ده شماهمان کاری میکنم که باده قبلی

کردم به قول ان گدا که پرسیدندمگرباان ده چه کردی گفت هیچ ولش کردم امدم ده شما بله بنده هم همان کارخواهم کردنوشتن تااطلاع شماطرق کردیم امامزیت اینکارگروگ درهرخانه متوسط یک کامپیوتروشایدبعضی دوتاداشته باشندلزومی هم ندارد که همه ازاینترنت استفاده کنندخود بنده بیشترمطالب راخط بسته میخوانم ازدوستان دیگرسوال میکنم اگرمطلبی نسبت به بیابان وگروگ هست که بکارایدان راکپی برداری میکنم که شایدروزی بکار اید که حتمامی ایداصل کاری اینکه مابزرگوارانی درخارج ازکشوردرحال تحصیل داریم برای استفاده کردن ازاطلاعات انهاوانهائیکه

درشهرستان درحال تکمیل دوره هستنداین بهانه ایست برای به حرف کشیدن انهاواستفاده ازتجربیات شان مجلس شیوخ ماهرروززیرسایه دیوار

مسجدازاران درحال جلسه میباشدواین جلسه روزانه است واینرا جدی بگیریدبنده باوقت کم ساعتی ازان فیض میبرم ازحرفهای من انتقاد کنید

تذکربدهیدارشادبه فرمائیدواین باعث میشود من خوشهال ترخودم را ازشما بدانم همین ماحصل کم درهمان مجلس نیزصحبت خواهدشدمنتظر فرمانیم      پس کلام اخراین مغازه به علت نداشتن مشتری تااطلاع ثانوی تعطیل میباشد//////////

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 9:39  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا