|
گروگ تحریر
|
||
|
بیابان زمین |
بنام انکه جان رافطرت اموخت
سرپیری ومعرکه گیری انهم درروستا
که نه تاریخ ان پیداست ونه جغرافیاش بیائی نام وننگ د نیارا به جان خریدارشوی ووارداینترنت شوی انهم بانام خود ت وانچه بدانی وانچه ندانی وبنویسی وبخورد مردم دهی ووب سا یتت بیشتر ازدوسه بیننده وخواننده نداشته باشداگر این خودخاهی نباشد نام ان را بایدبگذاریم خریت وانهم عکس خودت بالای ان به چسپانی دوستان این مشت مالی ایست که خودم باید به خودم بدهم ونه کسی دیگر البته فکرهای خامی نیز درسرداشتم که این عنوان انتخواب کردم ولی بعدمتوجه شدم وخوب هم که متوجه شدم وگرنه کار دست خودم میدادم تاریخ که را میخواهی بنویسی مردچهار نفر امدند بنام میر وخان ورئیس براین سرزمین که همان طورکه ازنامش پیدااست بیابان است وهیچ وقت باابان نمیشودهمین دیروز بود ازجاده کردر که تمام اسفالت شده است تاسیریک وازساحل گروگ برگشتیم وخیال بود ویاد ایام گذشته بین شهر کلنگی هم اسفالت شده است ننوشتم جوانی بدلیلی که ما ملانصردین عهدخودهستیم داستان ملا ودسته هاون و یادجوانی بیشتر دوستان میدانندوبنده گفتم ان روزیکه ما چشم برای دیدن وماشین برای سوارشدن ودوستی مثل مرحوم راشد دوست محمد برای پیشش رفتن ونشستن این جادهارا اسفالت نکردندالبته جاده طاهروئی گروگ هم تا چندماه دیگر اسفالت میشوداری برای ما دیگر دیر شده است البته میدانستم که دولت ها ومردان بزرگ برای اینده بشریت چه زحماتی متحمل میشوند وبرنامهای صدساله وبیشتروخیلی بیشتربنده بیشتر میبینم که تخیلات ژول ورن فرانسوی وکارهای پیش ورن مثلا داونچی چطور تحقق یافت ومزه مزه کردن ادرار توسط ابوعلی سیناگی به باردهی نشست دویست وپنجاه سال است از انبه کلموسهی داریم میخوریم که سه قرن است هم میر حسین میر حاجی وهم برکت خان عبدالنبی وهم سران بزرگ طاهرزائی دریادمان خودم مرحوم رئیس دوست محمدومرحوم رئیس حسن ومرحوم رئیس علی وبیشتر انهاکه مرحوم شده اند ونوه هاشان نیز یادی ازان ها شایدندارند درسایه این انبه مجلس شور ومشورت وبرای حفظ امنیت همین بیابان رای زنی کرده اندواما امان ازپیری ووابسته بودن به فرزندان روزیکه بهترین وبزرگترین مردودوستت جوابت کند وازفرزندانش واهمه داشته باشد که ترا برای یک عیادت وملاقات ودیداربینی به منزلش راه ندهد ان وقت زنده ئی ونامی را خالی یدک میکشی ونام ان رازندگی کذاشته ای تفوبرتوای زندگی وبازهم تاریخ نویسی بنده نه: بیابان تاریخی برای نوشتن ندارد برای انکه هرکس راببینی برای خودش یک تاریخ میخواهد واگر تاریخ برخلاف میل قومی باشد وبه نفع عام ان وقت است که خواص برسرت تازندودمار از روزگارت دراورند وحقت راکف دستت گذارندواخر عمری مانند طبری بایدوقت مردن دزدکی دفنت کنند که کسی قبرت رانداند که از استخوانهایت نیز نخواهندگذشت که درتاریخ ازاستخوان سوزی بسیارخوانده ایم
یکی ازدوستان قدیم تلفنی برایم گفت اراسته تودیگر به کامپیوتربازی واینکارها پیرشده ئی بیا اشتباهات غلطها وهمه وهمه بیا بگذر ازین علم بی پیر که ادم را به بیراهه میکشد وتوهم علمش رانداری ویادگرفتن برایت دیگر مشکل است وبنده درجواب دوستم فقط گفتم
من نه پیرسال وماهم گرسپیدم موی بینی حسرت موی سیاهی درجوانی کردپیرم
این یک مشت مالی برای خودم است اگرچه حق باان دوست مشفق ناصح است ادامه دارد
آقا ی علی محمدحیدری برای گروگی های سالهای ۴۵ -الا۵۵
بیشتر شناخته شده است تاجوانان امروزی اویکی ازمطره ترین چهرهای سیاسی گروگ بودمبارزات ایشان درگروگ همه یاددارند امروز پیرشده است وفقط قصهای شنیدنی داردبرای ایشان عمربابرکت ارزومندم
عقل وعشق
درویشی ازین فقیرپرسیدگه اگرروزی درطلب آیم وازین بحربلب
آیم حق رابعاقلی جویم یابه عاشقی پویم ؟ ازعاقل وعاشق کدام بهتروازعقل وعشق کدام مهتر؟ گفتم :روزی دراین اندیشه می بودم وتفکرمی نمودم که ناگاه مراعجبی دریافت وبغارت نقددل شتافت وگفت:ای بطاعت غنی عیشی داری هنی زهی عبادتی وبزرگ سعادتی چون این بگفت نفس براشفت اودیدم شادمان تاعیوق کشیده بادبان
گفتم دور ازنظرها که درپیش داری خطرهاخودرابگریه دادم وزاری کردم چون ادم دل ازطاعت برداشتم وکرده راناکرده انگاشتم ازخجالت دراب شدم ودربیداری درخواب شدم خودرادیدم براسبی درپی تجارت وکسبی بتازیانه مهر میتاختم تادرشهری که نام اوبودهری باره ای داشت سطبربروج ان ازصبر کوتوال ان ازذکاء وخندق ان ازبکاءمناره ان از نورمسجدان چون طوردرامدم دران بلد که نامش بودخلدخلقی دیدم درعمارت ودوشخص درطلب امارت یکی عقل افگار اندیشه دویم عشق عیارپیشه نگاه کردم تاکرار سد تخت وکدام رایاری دهدبخت عقل میگفت: من سبب کمالاتم عشق میگفت :من نه دربندخیالاتم عقل میگفت :من مصرجامع معمورم عشق میگفت :من پروانه دیوانه مخمورم عقل میگفت من بنشانم شعله عناراعشق میگفت :من درکشم جرعه فناراعقل میگفت :من یونسم بوستان سلامت راعشق میگفت: من یوسفم زندان ملامت عقل میگفت: من سکندراگاهم عشق میگفت: من قلندر درگاهم عقل میگفت: من درشهروجودمهترم عشق میگفت من بودووجودبهترم عقل میگفت: من صراف نقره خصالم عشق میگفت: من محرم حرم وصالم عقل میگفت من تقوا بکاردارم عشق میگفت: من به دعوی چکاردارم عقل میگفت: مراعلم بلاغتست عشق میگفت: مراازعالم فراغتست عقل میگفت: من دبیرمکتب تعلیمم عشق میگفت: من عبیرنافه تسلیمم عقل میگفت :من قاضی شریعتم عشق میگفت من متقاضی ودیعتم عقل میگفت من ائینه مشورت هربالغم عشق میگفت: من ازسودوزیان فارغم عقل میگفت :مراغرایب ولطایف یاداست عشق میگفت هرچه ازغیردوست باداست عقل میگفت: من کمرعبودیت بستم عشق میگفت: من برعتبه الوهیت مستم عقل میگفت :مرا ظریفانندپرده پوش عشق میگفت: مراحریفاننددردی نوش
ای عقل که درچین جسدفغفوری ///گرجهدکنی توبنده مغفوری
فرقست میان من تو بسیاری /// چون فخرکندپلاس برمحفوری
باز عفل گفت من رقیب انسانم نقیب احسانم گشاینده درفهمم زداینده زنگ وهمم پابسته تکلیفاتم شایسته تشریفاتم گلزارخردمندانم افزار هنرمندانم ای عشق تراکی رسدکه دهن بازکنی وربان طعن درازکنی توکیستی ؟مفلسی خرمن سوخته ومن مخلصی لباس تقوا دوخته .توکیستی ؟ اورنده محنتها وبلاهاومن واسطه لایتناکل هدیها.
عشق گفت من دیوانه جرعه ذوقم برارنده شعله شوقم زلف محبت راشانه ام زرع محبت رادانه ام .ای عقل توکیستی ؟موءدب راه ومن مقرب شاه.ان ساعت که روزباربودونوروزعشرت یاربودمن سخن ازدوست گویم ومغزوپوست جویم نه ازحجاب ترسم مستانه واردرایم وبشرف قرب برایم تاج قبول نهم برسروتوکه عقلی همچنان بردر.
درین بودندکه ناگاه پیک تنبیه رسیدازراه بامکتوبی بنام عشق ازشاه ومهری برانجاازاه ودران فرمان نوشته که ای عقل بنقل سرشته اگرچه داری شهرتی اما درتونیست جراتی گرپیش اید غارتی درشوی درمغارتی وچون دیدی داهیه فهی یومئذواهیه
بلکه سراسیمه بمانی وسرازپاندانی .وقتی درشهر دل غوغایی افتدازدست غل یادرسینه تشویشی افتدازکینه ازکینه کی توانی جان بازی نمودن وتیغ از دشمن ربودن ؟ درشهرستان تن امیری باید باخردکه اگر قلم بیندخط شودواگر طوفان ایدبط شود وچون دراید زلزله دروی نبینی ولوله شاهی شجاعی ملکی مطاعی عشق است که این صفات دراوست لاجرم امیرخطه دل اوست عقل که عبارت ازبندی بودسیرقدمش چندی بود براین نسق راهی ودرهرفدم چاهی وچشمی درحجاب ان هذاالشیئ عجاب پس صدقی بایدبی زرق وعشقی بایدچون برق تا باندک لمحه یی ماراازماستاندوبدوست رساندپس حق گوید ای شمارابررخ خال دین اینک فادخلوها خالدین .
عشق امد وعقل کردغارت : ای دل توبجان براین بشارت : ترک ادب است عشق دانی : گرترک عجیب نیست غارت
ازپیرهرات خواجه عبدالله انصاری ازمشایخ بزرگ عالم تصوف درقرن پنجم هجری بنده لغات صوفیانه را ترجمه نکردم این دوسه خاننده ما باتصوف وزبان عربی اشنائی دارند
علی حسن عبدالله ملاهی بنده میخواستم به ایشان درین عروسی تبریک بگویم
ایشان مئوذن مسجدازاران هستندماشاالله چندتا نوه های ایشان جزو عروس ودامادها هستند
انشاالله مبارک است بنده به ایشان وخانواده محترم ملاهی تبریک میگویم بله سه عروس ویکداماد نوه های حاج اقامیباشندخداوندبرای ایشان طول عمرباسلامت وبرای فرزندان ونوه ها عروسی وجشن شان مبارک بادپیوندتان مبارک
وفاکنیم وملامت کشیم وخوش باشیم
که درطریقت ماکافریست رنجیدن
به پیرمیکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می وگفت عیب پوشیدن
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
دکترمحمودسلیمانی ازشهرپسته ازرفسنجان یک کلمه اری فقت یک کلمه نظری داده بودند نوشته بودندداشتیم حالمان میکردیم منظوزش این بودکه بازبان بی زبانی بگوید ماحالمان میکردیم اراسته امدخرابش کردویااینکه بگویدبچها خراب ترش نکنید که دیگر حال گیریست بنده ازین کلمه خوشم امداگرچه شاید زدحال مازده بودیم چون مسئله سیاست دیانت اگر واردهرجابشود تعصب خواص خودش هم دنبالش هست واین بداست هیچ کس نمیتواندمثل هم دیگر فکرکندونمیتواندبگویدبابا فلانی غلطی کردگذشت درین دوموضوع واقعامشکل است البته این دوموضوع ازمواضیع خط قرمزدارهرجامعه هستندومردم حق دارندحساسیت نشان دهندالبته شایددکترهم خاسته بود مثل نظامی گنجوی ویاگنجه ئی ازطول کلام ما بگوید
لاف ازسخن چه درتوان زد// وان خشت بودکه پرتوانزد کم گوی وگزیده گوی چون در// که ازاندک توجهان شودپر///
همین دیشب بودکانال یک سیما اخبارساعت نه شب گفتندالحمدالله دربازی پرس پولیس واستقلال به اتوبوس های خط واحداسیبی نرسیده است منظورش درک کردنی بود چون مساوی دربازی هربازی کلامی واعتراض زیادی به وجود نمی اورد حساسیت درمساوی خودشرا زیاد نشان نمیدهددوستان عزیزانشاالله تلاش خواهیم کردبرای گروگ بنویسیم شما عزیزان که خطی وربطی داریدومسلط بر کامپیوتر هستید وازسرعت وخط تلفن خوبی برخورداریدعکسهای خوبی ازروستایمان درپست خود بگنجانید جناب دکتر غصه چهله سازهاراهم نخورید بنده خودم یکی ازمشتری کوزه برای کار دستی دختران مدرسه هستم واین صنعت درحکمی میناب هنوز رونق داردبزرگترین استاد جهله پنجاه سال پیش که به گروگ می امدن استادعلی محمدرضابود نمیدانم درقیدحیات است یاخیرولی میدانیدکه تاریخ کل پیدایش بشر باستان شناسی درهمین کوزها یافته وفکرنمیکنم ازکوزه غافل باشند راستی دستیار همین استاد غلام حسین درهمین ماه رمضان دیدم گروگ داشت گدائی میکرد ونابینا بود فرصت نشد اطلاعاتی کسب کنم یعنی به فقرم نرسید به کار کسی اید ایشان رابنده شایدسی سال پیش دیده بودم ولی ازبچگی ایشان رامیشناختم دکتر افکاربکری داری وخوب متوجه مسائل فراموش شده میشوی ولی مقاله تان درباره فرقه های گروگی نیمه کاره رهاکردی منظورم دسته بندی شغلی نصبی قبیله ئی ونژادی بود که باعکسی که تنپک دردست داشت اغازکرده بودی وجانین وسیاه وگلام واردوکاره وغیره نفهمیدم کوتاه بود ویاناتمام ماند
واما روستای عزیزمان گروگ غرق درنور وشادی ویکپارچه شوق وشعف اری عروسی بیش از بیست زوج خوشبخت که البته دریادما بیسابقه بوده ولی امروز درجلسه صبح گاهی سایه مسجد ازاران ان طوریکه بزرگواران می گفتندهنوز به حد رکوردشکنی تاریخ یادهی ایشان نرسیده است ورکوردهنوز شکسته نشده پس مبارک باداین فرخنده جشن واین پیوندها بنده پیشاپیش تبریکات صمیمانه خودراهمراه ارزوی خوشبختی وشادزیستن همه عروس خانم و آقادامادهای عزیز ازخداوند بزرگ مسئلت دارم انشاالله تاباشد جشن وعروسی باشد انهم ازنوع دست جمعی ان هم باحضورعلمای علام انطوریکه دربعضی ازدعوت نامه هاقیدشده است مبارک باد برهمه برخودشان وقوم وفامیل وبرتمامی روستای بزرگ گروگ
این عکس زیبا ره اورد وبلاک لالاجین خواهرگرامی دخت سورواست ازهند بی اجازه ایشان بنده برداشتم
بنده برای ایشان ارزوی توفیق دارم چنانچه اشکالی داشت بنده اطلاع دهندمتشکرمیشوم وانراهذف خواهم کرد
عیدامد
عیداست واخرگل ویاران درانتظار
ساقی بروی شاه ببین ماه ومی بیار
دل برگرفته بودم ازایام گل ولی
کاری بکردهمت پاکان روزه دار
دل درجهان مبندومستی سوال کن
ازفیض جام وقصه جمشیدکامکار
جزنقدجان بدست ندارم شراب کو
کان نیزبرکرشمه ساقی کنم نثار
ماه رمضان هم باتمام شکوه وزیبائی پایان یافت وتا سالی دیگر ورمضانی دیگر ببینیم ازقافله ماپیرمردهاکه عزم سفرخواهد نموداین حرفهارا امروز باهم درسایه مسجدازاران بهم دیگرمیگفتیم مسجدازارانی که خاطره بسیاری دردلهای پیرمردان این روستای کهن داردگارگاهای پارچه بافی امدن قافله بشاکردی ها سربر خرماسله موس توک وخرمابشکردی ومابچه های ان دوره وازهمه مهم تر الوداع سه شب اخر رمضان باصدای دل نشین مرحوم علی حاجی حسین کدخدای گروگ وملامحمدعبدالله خدا وندهمه رفتگان رابیامرزد وقتی سه شب اخر ماه مبارک درپایان نماز تراویح الوداع رمضان میخواندندهمه اهالی زن ومرد ودختروپسر یکسر گریه میکردندروستا سرتاسر صفابود عشق بود ومحبت خانه همه یک نوع اگرچه لباس هامتحدالشکل بودندولی قلبها برای هم میطپید
تشکر وسپاس ازانهائیکه مرا یاری دادندبا دشنام های تلفنی ونوشتاری وشایدحضوری
بهتان افترا تهمت بنده ازتمامی بزرگواران اهل دین ومتعصب به مذهب متشکرم چیزی برای نوشتن ندارم جزارزوی قبولی طاعات وعبادات بیدینی بی مذهبی اهل بساط خودفروش جاسوس مخبر واین کلمات گهربار بزادران سنی فقط برای یک تسلیت اری تسلیتی انهم درسوگ کسی که تمام مذاهب به ان احترام خاصی قایلند ولی به قول دوستمان دیگرازان مولا نخواهیم نوشت دیگر اگر خواستیم بنویسیم ازابن ملجم مرادی خواهیم نوشت ازخوارج مینویسیم اگر خواستم بنویسم ازدیگران مینویسم خداوندا قسم میخورم انچه دردلم بود ننوشتم درفکرخصومت ها وتعصبات خشک وبی روح هم مذهبی هانبودم
نمیدانم که بودید وشان منزلت تان درچه حدبود ولی بنده کاری بچه گانه کردم خداوند مراببخشد یکبارهم ننوشتم که یکی بیاید خودرامعرفی کند تابدانم که کیستید بهرحال این مسئله را درز میگیریم وتمامش میکنیم ولی بادلی خونین وچشمی اشک بار وتاسف وتاسف بنده ابدا فکرنمیکردم این همه تعصب خشک دردل برادران ماباشد تعصبی که ادم را به بهشت راهنمائی نکندپس بنده را به این جسارت ببخشید عیدبرهمه مبارک اینکه همه نظرات وفاشهای که بنده نوشته بودندنتوانستم منتشرکنم انهم خداببخشدوشمانیز ببخشید
بله دوستان بنده نظرات ونوشتهای خودم رامرورکردم هیچ خطائی بهغیر ازخطاهای املائی ندیدم به مقام شامخ هیچ صحابی توحین نشده فضایل وبرتری حضرت علی برای هیچ سنی ومسلمانی نه زننده ونه گزنده است شمارافقت یک کلمه اذارداده واینکه بنده علی زاستودهام وماه شهادت انحضرت بودعلی بیشتر ازاین حرفهای که مازدیم ونوشتیم ارزش داردیکی ازدوستان درنظرش نوشته بود کهبنده درموقعی که علمای اهل سنت درگیر احیای مذهب سنی بوده اندبنده پای بساط بودهام منظورش بساط تریاک است این دوست فکرکنم مکاله جلوتر که بنده راجع به بساط خودم نوشته ام نخوانده اند اری دوست عزیزبنده منکر هیچ نیستم هرعیبی دارم همینم به صحابه علاقه دارم ازتعصب بدورم وبیزار ازکسی خط نگرفته ام اگرمیگرفتم وای برخودم اول وبعد برشما درایران اسلامی زندگی میکنم همه مرامیشناسید هرپستی گرفتم شمااجازه دارید پوست ازکله ام بکنید برادر حسن ملاحی به احترام شما وماه رمضان ودوستی شماهم به کسی چیز بدی ننوشته بود الحق والانصاف دست ایشان درد نکند خویشتن داری ایشان قابل ستایش است دوستان عزیزم هرکه بودیدوهرکسی هستید اسلام از خودتان ندانید بگذارید بدور ازتعصبات خشک دوکلمه بنویسیم ازبنده هم نخواهید باتحدیدوبلاکم تعطیل کنم نظربدهید بنده اگر درلفافه به شما جواب دادم فقت وفقت بخواطر دعوای خانوادگی بودواحترام شمامناقب حضرت علی رابیش ازانچه که شمافکرمیکردیدبلدبودم بنده اشنائی زیادی باعلمای اعلام ندارم بنده پرومکتب تقارب
فقت نظرشیخ محمودشلطوت وسیدطالقانی وکسانی که تلاش میکنندتقارب به وجودبیاورندوسالم زندگی کننداگرازبنده رنجشی حاصل کرده ایدمراببخشیدمرامم همین است وسلام دوستتان دارم اگر مرانفرین کنیدبنده که شمارا هیچ قدام نمی شناسم انشاالله خداوندبه شما توفیق قبولی طاعات وعبادات دراین ماه پرفضیلت عنایت فرمایدبنده رانیز دعاکنیدستودن حضرت علی ابن ابیطالب درهیچ مذهب ومسلک ومرامی گناه نبوده است//
تشهدی بخوانیم ومطلب را درزگیریم که تعصب بیجاکار احمقان است
چه گفتی صلواتی ختم کنیم الله مصلی علی محمد وال محمد این کلمه رادرتمام رکعت نماز بکارمیبرید
شمامیدانیدکه ال محمددختران ونوه های پیغمبرهستندازحضرت ناعثمان ازدختران پیغمبر اولادی نمانده مگر که بزرگان دین بیایندوخلاف ان صابت کنندکه اگر انهاهم نکنندگروگی سیریکی ازهرکجا ازبرکت سرجمهوری اسلامی ازهرروستای صدخانوارده تا بچه مدرسه دینی خوانده اند وازنوع خطرناک غیر قابل انعطاف درروزیکه مصرفتح شدبه سیدنا عمر نامه نوشتند که باکتاب خانه اسکندریه چکارکنیم امیرالمومنین درجواب نوشتند قران مارابس همه را به سوزانیدوشما ای مردم شریف ونجیب گروگ به یقین بنده غلط بیجائی نکردم حالا اگر شما بردبارترنوشته بودیدکه این نظرصاحب وبلاک است ویانظرنویسنده است ونظراهل سنت اصلاوابدااین نیست وعلی فرزندانش قربی هم درپیش اهل سنت ندارند بنده میرفتم پیکارم بنده اگرچهارکتاب ایرانی خوانده ام وباعشق به علی بزرگ شده ام واصلاوابدا نه برای دل خوشی شیعه اینرامینویسم ونه ازبغض سنی شماحساب کنید تمام زندگی تا این جا چه گلی به سرگروگ وسنی های گروگ زده ام تا هالا تاجی برتارک برادران شیعه باشم خدایا توگواه باش که درزمان همان شاه که خود بنده بیش ازشما برای ماندنش تلاش میکردم منظورم گروگی های عزیزومسلمان متعصب است فقت وفقت دوتامسجد
بیشترنبودگروگ سه هزاوششصد نفرجمعیت داردمیدونیددرانقلاب جمهوری اسلامی شیعه که سنی ها خیلی به ایشان برخورده است که بنده حضرت علی ابن ابی طالب رابعدازپیغمبر نفردوم دانسته ام وتسلیتی نوشته ام چندتامسجددرست شده است قبول دارم که جمهوری اسلامی دخیل درامور ساختن وپول دادن نبوده ولی این مساجد دهگانه که هالا شاید سیزده الاجهارده مسجددارددرپناه امنیتی که جمهوری اسلامی به وجوداورده امنیت رفاح اسایش درس همین شما که همین نظرات مینویسید
وشکم سیری شما مردم منطقه سنی نشین به وجودامده بنده اینهارا که مینویسم تمامی خودم مسئولیت نوشتهایم قبول میکنم خودتان جواب بنده را بدهیدازقول هیچ ملائی قبول نمیکنم ///
دراخرکلام خدای نخواسته این حرفهارا به تریبون مسجد ومنبر نکشید که بسیار برای تان گران تمام خواهد شدبنده نمیپزیرم بنشینم ملائی بیاید هرچه دلش خواست بگویدبرود ازمنبرانراپائین میکشم اگر اقای یوسف قرضاوی باشدولی دعوت برای صحبت قبول میکنم منطقی بیائید بگوئیدبنده چه خلاف بزرگی کرده ام که مستوجب نفرینم ودرپایان
درودخدابرمحمدنبی(ص) امی وبرمسلمانان روزه دار مومن انشاالله عبادات همه مسلمین جهان ایران وبیابان وگروگ قبول باشد ماپیروملاسلیمان هستیم ویابه گفته ان بلوچ توفیلم دادشاه مابلوچین وهچ انزانن
نظرات شمامهم است ازتمام برادران ازاد اندیش بی تعصب استدعامیکنم نظربدهندودراخر
میدانم چنته شما ازحدیث وایات قران وتفسیر به رای زیاددارید وبازهم ازین کلمه کفریه نام علی ابن ابی طالب قلب شمارادرماه مبارک رمضان جریحه دارکرده ام اخرگناه به این بزرگی مگرقابل بخشایش است
ادم بیاید وشهادت علی را تسلیت بگویدواوراسنکسارنکنید من فکرمیکنم گناه نابخشودنی کرده است به خدائی خداسوگند اگربنده زره ای ازنوشته ام پشیمانم ایمانم روزبروزباجوابهای شما بیشتروبیشترمیشود
اسامی عجیب وغریب داستانهای بی موردافترا به حسن ملاحی که بنده درپست شان نه نوشته خواندم و نه نظری به بنده دادند دوروزی بندربودم اگرشمانوشتهای ایشان سراغ داریدبنده رامطلع کنید
بنده هم بخوانم این همه احادیث درباره علی تقرب ایشان به پیغمبرمگر اقای دامنی وشیخ ضیائی درخلافت علی حائی شق کرده اندوبنده اطلاع ندارم دنباله بهانه نگردیدعلی ابن ابی طالب مقامش بالا ترازاین حرفهای شمااست هیچ سنی منکرمجاهدت های ان بزرگوارنبوده است کاری نکنیدکه روزفیامت همه شرم سارشویم بنده براین واقف هستم که برادران سنی ما بغض علی را دردل دارندولی اینهمه تعصب بسیارناپسنداست شماخودتان رادانا وبنده را بیسوادحساب کرده ایداینها رابنده نوشته ام دعوتم کنیدهرجا صلاح میدانید برای دفاع ازخودم حاضرم این نوشته بنده کفریه نیست به برادران اهل تشیع هم اهانت نکنید درهمینلامی اسلامشیعه شماصاحب این همه مسجدودانش شدهایدپسکوتاه بیائید واین همه بنده رابه کتب وقران حواله ندهیدولی دوست دارم بنده گمراه را به راه کنید بابیشترملاهاوادم کم تعصب راجع به این مسئله صحبت شده است غلط های املائی راقبول دارم
جون سواداکادمیک ندارم وبلاکم تعطیل نمیکنم مگر ان را تعطیل کنند که چارهای نداشته باشم جوابهای شما بی پاسخ نخواهم گذاشت توفیق شماخواهانم
در این دم دمای عید می خواستم سپر بیندازم و چیزی نگویم ولی حیفم آمد مقاله ی ناتمام دوست عزیزم حسن ملاحی را نقل نکنم هر چند که او هم قطعا در مقاله اش اعمال نظر کرده ولی تا حدود زیادی انصاف را رعایت نموده و شاید برای نوشته هایش دلیل و مدرکی داشته باشد. به هر حال این شما و این نوشته ی مورد نظر:
به نام خدا
... فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ... الزمر 17و18
بانام حق
بنده دوسه روز پیش در: وب: لاک شخصی خودم تسلیت شهادت امیرالمومنین حضرت علی ابن ابی طالب رامسلمانان جهان وامت اسلامی ایران تسلیت گفته بودم وازنظرشخصی خودم حضرت را بعدازپیغمبر اسلام نفردوم نوشته بودم وا رابالاترازمعاویه وابن زیاد وغیره دانسته بودم اماغافل ازینکه برادران اهل سنت بنده نمی تابندوبنده رابه چندکتاب ارجا ع میدهند ویابخواطر این تسلیت طالب پست ومقام میدانندالبته این که حق بنده است وبلاکی درجمهوری اسلامی ایران البته بدون ثبت وبه دون نام مستعاربانام خودم والصاق عکسم شاید این سوال پیش اورده که برای جاه ومقام وپستی این کار کرد ه م بنده یک لوازم تحریر یک کامپیوتر که ازعهدبوق است وخودراسرگرم این کارکرده ام وتاحالا نخوانده بودم ونه شنیده بودم تسلیت شهادت حضرت ویاایشان را بعدازپیغمبرستودن :::::
ارتدادازدین باشدبنده برهمان باور بچگی خودم پابرجاایستاده ام وهم قول نظامی گنجه ای نیزهستم اگرچه سنی ام این کتابها که به بنده ارجاداده شده انددرچه مواردی وموضوعی هستندجلدچندصفحه چند بنده تاریخ ویل دورانت کامل دارم ازکی تاحال کتاب فقهی ما دراوروپا نوشته شده است ویادلیل محکم رابایدازانهاقبول کنیم درچه موردی درمزیت وبرتری یزیدومعاویه نسبت به علی وخان دانش بنده مشکلی ندارم شما دران ورشیشه کامپیوتر هرچه دلتان خواست به من نسبت بدهیدشماراکه نمی شناسند
درپایان کلام چون این موضوع نیازبیشتری به توضیح داردبنده بادوشعرکوتاه ازدوشاعرسنی این مقوله را به پایان میبرم
نظامی گوید::کهرخرچهارندوگوهرچهار //فروشنده را بافضولی چه کار// به مهرعلی گرجه محکم پیم //زعشق عمرنیز خالی نیم
همیدون دراین دشت روشن دماغ //ابوبکر شمع است وعثمان چراغ
واماعبدالرحمن جامی گوید //مرتضائیکه کردیزدانش //همره جان مصطفی جانش
دورونده چه اخترگردون//دوبرادرچوموسی وهارون
تابگشادعلم حیدردر//ندهدسنت پیمبربر// ودراخرکه انشاالله سروران بزرگوارگروگی سیریکی بنده: بنده را ازخودنرانندکه بااین نوشته بنده نه شان خلیفه نزول میکندونه سعود عشق بنده نسبت به حضرت ازخودم است وبس چون پدرش ابوطالب است ومادرش اگر شما به پزیریدوقبول کنیدفاطمه بنت اسد پدربزرگش عبدالمطلب شوهر فاطمه دخترهمان پیغمبری که شما ازدستوراتش هرطور دلتان میخواهداستفاده میکنید فرزندانش همان هستند که شما درخطبه راست ویادروغ هرهفته انهارا شباب اهل جنت میخوانید لازم به یاداوری نیزمیدانم حالا که( بند)را به اب داده ام دیگر این پست ومقام نیز درشصت سالگی سراغ من خواهندامد
اری این هم اضافه شود که فرزندانش اگرغلت نکنم تاشما برانها صلوات نرسانیدنمازتان هم درست نمیشودچون ال پیغمبراگردرست باشدخانواده وفرزندانش هستندودنباله پیغمبرهمه به علی وفاطمه ختم میشود مگرکه شمانظردیگری داشته باشیدبه خداقسم فکرنمیکردم این قدرمتعصب خشک وبیروح دراین منطقه پیداشود بنده مجبورم ازخودم دفاع کنم اندوست سیریکی که به بنده نظر داده اندبدانند که درباره محمدبن عبدالوهاب وال سعودهم اگر چیزی برایش نگفته اند اگرلازم میداندبنده بی سواد ونا اگاه به تاریخ اسلام برایشان بازهم بنویسم بنده ازنظرات شمااستفاده نبردم چون زیادمتعصبانه بودندشماسوادودانش تان صدبرابراین بی سوادبود ولی چنان کورکورانه نوشته بودیدکه بنده بردانش خودم راسخ ترشدم بازهم بنویسید شما میتوانیدازهند ازابوسفیان ازیزیدولیدومروان وهمه صحبت کنیدودرست وبه جا ادای مطلب کنیدبنده به خدائی خدا میپزیرم درپاین کلام نظری بدهیدسودمندترباشد وسلام
بنام خداوند جان وخرد
بنده امشب هرچه فکر کردم هیچ به 0خیالم گذرنکرد
چکامه ازاستادمرحوم ابراهیم صهبا که یک وقتی زم زمه میکردم ناگهان به زبانم جاری شدماه رمضان بودوبایددرباره رمضان وفضیلت اینشهرصیام وقیام مینوشتیم که اگرچشم مومنی بران می افتاد فیضی حاصل میکردومارابه دعائی یادچکارکنم هرکاری کردیم نشد که نشد
ایران منی
ای وطن ای که تومیراث نیاکان منی زادگاه منی وباغ وگلستان منی
دیده برخاک دلاویز تودارم شب وروز که درافاق جهان اخترتابان منی
پدرانم هم دردامن تورفته به خاب قبله گاه من ومحبوب جوانان منی
خاک وسنگ توبه چشمم همه درگهراست که امیدمن وگنجینه شایان منی
ای بساخون عزیزان که به راه توبریخت شعله عشق دلاویزفروزان منی
مهداندیشه وشعروادب وذوق وهنر بارگاه خردودانش وعرفان منی
سرزمینی که چوفردوسی توسی پرورد کشورحافظ وسعدی سخندان منی
قرنهالطمه زامواج حوادث دیدی لیک چون مادر دلسوز نگهبان منی
نشودلحظه ای ازیادتوغافل دلمن که به گیتی سبب فخرفراوان منی
انکه بدخواه توباشدنفسی زنده مباد که عزیزمن وجان من وجانان منی
تویی ای خاک گرامی وطن ومیهن من بهترازین نتوان گفت که تو ایران منی
بنده دروبلاک بازتاب گروگ خواندم ازقول دکترمحمودسلیمانی که به اقا مهندس ابراهیم عیس سعدینی برای قبولی شان تبریک گفته بودند جناب دکترهمیشه ماشاالله یک صدمتری ازماجلوترهستند اینجانب به نوبه خودم قبولی اقامهندس ودریافت فوق لیسانس تبریک میگویم سلامت سعادت ونیکبختی همراه به خدمت به ایران اسلامی عزیزرا برای ایشان وبقیه قبول شدگان ازخداوندبزرگ مسئلت دارم گرچه میدانم مهندس عزیز هم این تبریک نخواهندخواندبراین باورم که همه به مام وطن به اندیشیم وسرلوحه وایمان مان اول ایران استان هرمزگان بخش بیابان وروستای عزیزمان گروگ باشد
به این وبلاک سر بزنید شاید روزی عکسی ازیک پیر مردگروگی بکارتان بیایدشماداستان پرستوواتش نمرود وهمت ان میدانیدپس فکر هرکس به قدرهمت اوست درپایان ازاملا وانشا هم زیاد ایراد نگیرید کاری که بسیار میتوانند ان جام دهند وخوب هم انجام دهند که میدونید مشغله کاری مجالشان نمیدهد این بنده تا زمانیکه درکنار شماهستم به خود میبالم اگر چه داستان شیخ سعدی ان دختر وتیری بر پهلویم بنشییند بهتر ازپیرایست رانیز خوانده ام بنده به عشق شما خودرا به سالوسی به شمابسته ام موفق باشید انتقاد راه نمائی ارشاد یادتان نرودودرین شبهای خیربرکت ونزدیک بودن شب قدرمارانیز به دعایادکنید مهتاجیم ::: ازقول خواجه
شادی مجلسیان درقدم ومقدم تست
جای غم بادهراندل که نخواهدشادت
این بزرگواران رجال گروگ هستند از راست حاج علی ابراهیم ملائی وازچپ عباس حسن سعدینی هروقت فرصتی پیش اید ازمحضرشان استفاده مینمایم مجلس ایشان زیرسایه دیوارمسجدازاران درقلب روستا هریک ازین رجال یک کتاب تاریخ هزار صفحه ئی میباشدبقای عمرپربرکت برای ایشان که بتوانیم مجلس شان دریابیم
برای بزرگ شدن عکس روی عکس کلیک کنید
این بزرگواران ازافتخارات مادرگروگ هستند روزی نیم ساعت زیرسایه دیوارمسجدازاران پای حرفهایشان میشینیم وخودمان فراموش میکنیم وفقت ازاین مجلس سنی گروگ استفاده مینمائیم خداوند انشاالله سایه ایشان رابرسرمامستدام بداره این عکسها بااجاره این بزرگواران دراین وبلاک نصب میشودههنوزکه بنده رارسما به عضویت نپزیرفته اندعمرپربرکت وطولانی موفق باشید
برای بزرگنمائی عکس روی ان کلیک نمائید
صبح گاهی مسجدازاران هستندکه بنده را جدیدا به عضویت پزیرفته اند انشاالله بااجازه خودشان به همین ترتیب زینت بخش این وبلاک خواهندبودازراست به چپ ملاطیبیشاه احمدطیبیشاهی ودستچپی هم حاجی اقاعیسی حاجی احمدملائی هردوازهمین منطقه ازاران وهردودلبسته همین مسجدبابسیاری خاطرات
بودیم وکسی پاس نمی داشت که بودیم **** باشدکه نباشیم وبدانندکه بودیم
شهاب اساسوی دشمن روانشذ
تو چرااین همه دلتنگ شدی
به حق صاحب همین ماه رمضان ومدارک موجوددرنظریا ت وپستها ی وبلاک اینجانب اب به اسیاب خودم ریختم وبه اسیاب کس نریختم وخودم درمقابل این همه اتهامات بیموردیکه خورده بودم همان هفته که هنوزشما رونما نشده بودیدبنده نه باتعصب بلکه ازروی حقیقت واگاهی داشتن به کل ماجرنصایح وارامش درنوشتنها بهتان ها واردنبودن هابه اینکه چه بودجه دراختیاردهیاراست ودهیارتصرفات اش درچه حدمیباشدواختیارقانونی وغیره راتوضیح داده ام باعلم به زبده ترین گروه باسوادگروگ دروبلاک گروگ ازنگاهی دیگروحیف که جوان مرگ شده است وگرنه شهری پرازدشمن بهترازتنهائی مقالات شان خوب بودنیش ونوش باهم داشتندواینش خوب بود واماوبلاک دشمن اینکه به معنای کینه وعداوت نبود فاش گروگی خودمان بوداین بنده خدا ازهمه جابی خبرچون اطلاع یافته بوددهیارکشان است این گفته بودماهم هستیم این حرکت بچهگانه بود اماکجای کاربنده شامل ایات قران میشود نمیدانم ببین جائی چیزی اشتباه نخوانده ای این که بنده مغرضانه علیه کسی بنویسم دوست بزرگوار
خدائیش //که ماسپرانداخته ایم اگرجنگ است به استاد محمد: اسحق زائی ازقول بنده بگوئیدوبلاک ایشان این وراب رونمانمیشودواماجواب قانع کننده برای این بنده بنویسیدبنده چندمرتبه اقدام به نظرنویسی کردم تاپایان کارتلقن قطع میشدمجبورشدم درپست خدمت شمابنویسم شرحی که شایدقابل قبول نظرافتدگناه خودرانیزفهمیده باشم وپای راازگلیم درازترنکنم ووضع ازینکه هست بدترنه نمایم تادراثراینکش مکش عقدمودنگسلدودلدوستی عزیزدراثراشتباه ویانقطه جابحاشده مقدرنگردد درپایان تداوم راه ازاداندیشیدن واسلامی بکاربستن وبه انجام رساندن ازخداوندمسئلت دارم توفیق شما
|
|