تبليغاتX
گروگ تحریر
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 
اتحاد (((ابو )))
سلام : ای عزیزی که تیربرقی وای عزیزی که همشهری هستی من نه از کسی حمایت میکنم ونه هم به این مسایل بی تفاوتم. من تمامی نظرات شما از همان اول تا کنون را خوانده ودیده ، سوادم شاید به شما نرسه اگه منظور مدرکه ! ولی یک برادرکوچک یا برادر بزرگ یا یک دوست یا هر چی شما فکر میکنی هستم، من تمامی وظایف شورا را حفظم وتمام قوانین شورا با ماده وتبصره وبندهایش را میدانم . ولی ما همه کوتاهی کردیم و می خواهم این را بگویم اگه سن شما در زمان نام نویسی شورا چه این دوره چه دوره قبل 25 سال بوده و کاندید نشدی یعنی شما توان وشهامتش را نداشتی وانتقادهای شما یعنی ناتوانی خودتان را دارید به عموم میگید ونشان میدهید.( نوش دارو بعد از مرگ سهراب) اگه سن شما در آن زمان کمتر از 25 سال بوده پس تند نرانید نوبت به شما هم میرسه وشما را هم خواهیم دید. از بزرگان گروگ انتقاد کردن در وبلاگ کار چندان جالبی نیست آن هم که آقای آراسته در صفحه اصلی بگذارد.همه عزیزانی که در دوره های قبل مسئولیت شورا را تقبل کرده بودند زحمت خود را برای ما کشیده اند من و شما در آن حد نیستیم که بی پروا هرچه میدانیم به این عزیزان بگیم وبنویسیم . ((تا نشی پدر ندانی قدر پدر)) تیربرق وهمشهری ! بخدا قسم که هیچ کدام از شوراها ودهیار طایفه من نیستند من بعنوان یک دوست و همدرد که دلم از وضع پیش آمده بدرد اومده به صحنه آمدم که فقط بگویم بیایید بجای متهم کردن به یک دیگر وکوچک شمردن زحمات عزیزان (( دردست هم نهیم به مهر گروگ خویش را کنیم آباد)) آری شاید همه ما اشتباه کرده ایم ولی ما باید آنرا پلی بسوی پیروزی وپیشرفت وآبادی استفاده کنیم. از آقای آراسته هم میخواهم بعنوان یک استاد که واقعا با ایجاد چنین فضایی بسیاری از دوستان وجوانان را به سمت دنیای اینترنت هدایت کرده . نظر بنده را در صفحه اصلی برای عموم بگذارد . بیایید مثبت باشیم ، مثبت بیاندیشیم ومثبت حرف بزنیم که انشالله موفق خواهیم بود.
 وب سایت   پست الکترونیک
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 19:12  توسط محمد آراسته  | 

بنام خداوند جان وخرد

سلام

میان زهدرندی عالمی دارم نمیدانم

که چرخ از خاک من تسبیح یاپیمانه میسازد

روزی که تصمیم گرفتم این وبلاک بسازم قرار گذاشتم که از تمام بزرگوارانی که خدمت گذار این مر ز وبوم   بودند هرکس به اندازه خدمت ان وقدر ومنزلتش یادی کنم ودرتوان بزرگان قوم وقبیله بیابان وروستارابه فرزندان بیابان وجیل جدیداین مرز وبوم معرفی کنم واز انصاف پا بیرون نگذارم اولین کسی که همیشه برای من فراموش شدنی نبود مرحو م ملا قاسم عبدالرحمن معروف به حاجی قاسم بود که بنده بارها وبارها استدعا وخواهش داشتم از شورای قبل ودهیاری که سهم ایشان دریک خیابان ویا کوچه بزرگی منظور شود واز ایشان نامی به یادگار بماند چون صاحب مکتب خانه بود وبسیاری از بزرگان ما مثل ملاسلیمان امام جمعه بسیاری دیگر مکتبی ایشان بودندوبلاعقب نیز هستند وفرزندان معنوی ایشان هنوز بسیارند وامام جمعه ان وقت هم بود

ودومین هم دررده ایشان ملا احمد پدرحاجی درویش که تمام عمرش در مسجد ازاران در امامت به پایان برد

وسومین بانوئی بزرگوار ومتقی وملا وحافظ بیشتر قران کریم وصاحب مکتب خانه مرحومه امنه حاجی محمداحمدکه اقای حسن زرهی ودادمحمد زرهی از سیریک نیز می امدند ونزدایشان قران تلمذمیکردند وقران نزد این بانوی بزرگوار بسیاری از بیابانی ها وگروگی ها یاد میگرفتند ابراهیم علی شهبیگ که حالاتاجربزرگ ومخیر سرشناسی بوده واکنون تخت انداز قطر هستند از فارغ تحصیلان مکتب خانه حاجی قاسم هستند میخواهم اعتراف کنم که به بیراهه کشیده شدم ورسالت اولی فراموش شد وجو سیاست وجوانان چنان مرا از را ه بیرون کرد که از نوشتهای اولی فاصله گرفتم وافتادم براهی که پایانش ناپیدااست این مطلب را برای این مینویسم که خانندگان عزیز بدانندکه ما در روستا زندگی میکنیم واز روستا هم بیشتر نباید متوقع باشیم بنده دیروز نظر یکی از خانندگان وب لاک را برای دومین بار در صفحه اصلی گذاشتم برای اینکه قبلا نظر استاد هم خون وهمشهری گذاشته بودم بنده به اقای همخون هیچ جوابی نمیدهم ونداده ام واگر نظری بنویسدکه جنبه اجتماعی روستا وگروگ داشته باشد حق ایشان محفوظ است وبانظر دیروزی هم در یکی دومورد مخالف بودم ولی سانسورش نکردم بنده ازاقای علی حاجی عباسی معذرت میخواهم  ومیدانم که بیش از توانائی به گروگ خدمت کرده است بنده میدانم ان وقت   که برای اولین بار میخواستند از دل گروگ یک خیابان دربیاورند با مردم روبروشدن وخانها ودیوارها ی مردم را خراب کردن کاری بود بس مشکل که فقط اقای حاجی عیسی ملاحی میتوانست تحمل ان همه اهانت وبدوبیراه وبدخلقی مردم رابکند اینها کم نیستندچرا این بزرگواران به اندازه توانائی وشاید بیشتر از توانائی خود برای روستا خدمت کرده اندو شاید بیشتر توان نداشته اندمتاسفانه بنده دریکی دوپست وبلاک برای تشجیع جوانان وشرکت درشورای خیالی ورویائی اشاراتی به این موضوع داشتم یکی دونفر از همشهریها یقیناجوان بدون در نظر گرفتن ودرک موضوع بنده را به باد دشنام گرفتند که بنده نیز همراه ایشان از جاده خارج وبه بی راهه پرت شدم واینک هرچه میخواهیم مسئله را یکجائی درزگیریم نمیشود ولی دوستان بزرگواری که خودشان دسترسی به این وبلاک ناقابل ندارندچندجائی شنیده ام که شاید بنده قصدبی ادبی به ایشان ویا نادیدن خدمات شان دارم خیر البته این نوشته ناقص است وانشاالله دنباله ان ادامه خواهم داد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 17:0  توسط محمد آراسته  | 
هارشنبه 26 دی1386 ساعت: 7:51 توسط:یوسف پادگانه
جناب آقای آراسته و سایر دوستان وبلاگ نویس و تحلیلگران
با سلام

از اینکه این فرصت برای ما ایجاد شده است که به این سادگی حرف دلمان بزنیم خیلی جای خوشحالی دارد و از اینکه ما بتوانیم از اینترنت بهره خوب و بهتری هم ببریم نیازمند کمی تامل و تفکر است. امروزه نوشتن حرفهای بسیار سطحی و نشان دادن انگشت اتهام به این و آن بسیار اسان است و از اینکه می خوانیم افراد محترم جامعه ما و کسانی که طی چندین سال گذشته زحمات زیادی را متحمل شد ه اند ناجوانمردانه مورد کلمات بدور از ادب و فرهنگ قرار می دهیم بسیار مایه تاسف هست. اینکه به سادگی و بر مبنای مدرک و تحصیلات مدرسه ای و دانشگاهی افراد را بی سواد و بی علم می خوانیم مایه شرمساری است. ما دانشگاهیان مایی که تحصیل کرده ایم ما یی که به حساب خود با فرهنگ هستیم به نظر گفتار و کردارمان چیزی دیگری را نشان می دهد. با جرات تمام می گویم پس از 28 سال تحصیل و تدریس در بالاترین مقاطع دانشگاهی و آکادمیک به خود جرات زدن چنین حرفهایی را نمی دهم چون هیچگاه به این نتیجه نرسیدم که هر کس در دانشگاه تحصیل و تدریس نمود با سواد و با علم است و دیگران هیچ. علم و سواد یعنی آگاهی و وسعت دید شما نسبت به مسایل پیرامونتان و اشراف شما در برایر ان مسایل. آقای حاجی عباسی به مراتب با سوادتر و با علم تر از بسیار ی از ماست .
همین آقای آراسته من او را استاد تاریخ می دانم مطمئن هستم که سواد و علم تاریخ شناسی ان از فوق لیسانسهای تاریخ ما بیشتر است. مرحوم حاجی رئیس نیا با 2 کلاس سواد مدرسه ای و 5 نهضت از وزیر فرهنگ دیپلم افتخار و از من ناچیز با داشتن مدرک دکتری در بسیار از جهات سر تر بود و تا بحال هم هست .
امید است که نوشته های من با عث رنجش کسی نشود .
 وب سایت   پست الکترونیک
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:49  توسط محمد آراسته  | 
سه شنبه 25 دی1386 ساعت: 11:56 توسط:تیر برق شرکت تعاونی
سلام به محضر تمامی همشهریان و دوستان عزیز وگرامی
می خواستم دردلی داشته باشم باتمامی همشهریان خودم .نمی دانم تاحالاچند بار به ساحل زیبای دریای روستایمان رفته اید اگر هم کسی پیداشود که بگوید من نرفته ام جای تعجب دارد ساحل دریای ما شاید یکی از زیباترین سواحل دنیا باشد.که اگر سرمایه گذاری درست دراین مکارن صورت بگیرد یکی از مکانهای خواهد شد که بیشترین جمعیت گردشگر را جذب حواهد کرد که این امر به سیاستهای کلان دولت برمیگردد ومانمی توانیم به آن صورت دراین امر دخیل باشیم نه بصورتی که اصلا توجهی به آن نداشته باشیم یادمان می آید یکی از شبها- تبلیغاتی برای دوره قبل شورا در مسجد جامع برگزار شده بود یکی از کاندیداهای شورا که خوشبختانه یا متاسفانه در زمینه علمی و ادبیب درسطح بالاتری از بخش هستند (آقای حاجی عباسی ) شروع صحبتهاب خود رابا این بیت شعرآغاز نمودند ( عطر آن است که ببوید نه آن است که عطار بگوید) بماند که تاالان هم نمی توانند این بیت رابخوانند ولی هرچه بود گذشت و منظورشان از این بیت این بود که درست من هیچ سوادی ندارم ودرسی نخوانده ام ولی از همه این کاندیداها اصلح تر هستم . من تمامی صحبتهای این شخص را یادندارم ولی یکی از کفته های بسیار قشنگشان که به دلم نشست این بود که گفتند : من دست هرکس را که بخواهد درساحل دریای روستای گروگ یک تاب درست کند می بوسم . دست برقضا این شخص انتخاب شد ودباره هماندهیار قبلی بر مسند دهیاری تکیه کرد . از بودجه ای که به دهیاری گروگ تعلق گرفته بود وسایل بازی بچه ها و چند نیمکت برای نشستن خریداری گردید. یک سری از این وسایل بازی ونیمکتها در ساحل ویک سری دیگر جلو مغازه عثمان پادگانه گذاشته شدند آنها که داخل شهر بودند نمی دانم به کجا رفتند وچی شدند اما حرف من روی وسایلی است که در ساحل گذاشته شده بودند . منظره زیبای بود که بچه های ما می توانستند در ساحل تاب بازی کنند وسرگرم باشند ومردم هم جی برای نشستن داشته باشند اما حیف که مدیریت ضعیف دهیایر درامر نگهداری
 وب سایت   پست الکترونیک
روستای گروگ وکمبود زمین برای ساخت وساز


نوشته شده توسط محمد آراسته  | لینک ثابت | یک نظر
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 17:16  توسط محمد آراسته  | 
سه شنبه 25 دی1386 ساعت: 11:58 توسط:تیر برق شرکت تعاونی
و ضعف تمامی اعضای شورای در امر نظارت برکار دهیار باعث گردید که حتی بعضی از این وسایل سر از کناردان و یا جا های دیگر در بیاورند . امروزبه عنوان یک گروگر از این صحنه زشت که باعث شده چهره زیبای ساحل ما را خراب کند بسیار ناراحت هستم . جناب آقای دهیار محترم آقایان اعضای شورای قبلی روستای گروگ از شما خواهش می کنم دستان کسی را نبوسید فقط برای یکبار هم که شده یک کار خوب و خداپسند را انجام دهید این آهن قراضه ها را از ساحل دور کنید . که یا ما لیاقت این اسباب بازیها را نداشتیم ویا اینکه مشغله فکری وکاری شما اینقدر زیاد است که حتی نمی دانید و نمیخواهید که بانید که با این وسایل زنگ زده و از رده خارج چه کار کنید . اگر به محضرتان بر نمی خورد من سه راهکار به شما نشان خواهم دادانشاالله که باعث شود دوباره به اوج برسید و آرامردم را کسب کنید .
1- وسایل (اسباب بازیها) زنگ زده و قراضه را به آهنخرها کیلوی بفروشید و با پول آنها کاسبی دیگری را بیندازید .
2- عملیات ساخت پارک ساحلی را متوقف کنید زیرا با مدیریت شخص دهیار چه بسا که این پارک هم به سرنوشت وسایل فوق الذکر دچار شود.
3- تا میتوانید فقط از نام جوانان استفاده تبلیغاتی نمایید چرا که به نفع شما خواهد بود
جناب آقای آراسته این مطالب را نوشتم که بدانم آیا درروستای ما پاسخگوی وجود دارد یا نه این مطالب ممکن است تکراری باشد و لی اگر ممکن است آن را دریکی از صفحات وبلک خود قرار دهید .
 وب سایت   پست الکترونیک
روستای گروگ وکمبود زمین برای ساخت وساز
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 17:8  توسط محمد آراسته  | 

 

 

 

 

 

 

2vat2jeufuojw5kyfkm8.jpg

 

zb55t2mzwp365epihx79.jpg

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:35  توسط محمد آراسته  | 
چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:22 توسط:همشهری
سلام آقای آراسته
اگه ممکنه نظرات بنده را در یک پست هم بگذارید تا ببینند همه ی آنهایی که باید ببینند . موفق باشید
 وب سایت   پست الکترونیک [ نظر خصوصی ]
نظری کوتاه از یکی از دوستان

چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:20 توسط:همشهری
«همخون» عزیز توصیه میکنم حتما" نزد آقای رییس سابق شورا و دهیار محترم تشریف ببرید و داستان رییس و دهیار شدنشان را از خودشان بپرسید . من مطمئنم که اگر آنها حافظه اشان طبیعی باشد و نقش آقای آراسته را در رسیدنشان به این منصب از یاد نبرده باشند و برایت بگویند، جنابعالی حتما" شرمنده خواهید شد و آنکس که پشیمان میشود شما هستید .
جناب «همخون» اینجا قهوه خانه نیست که به راحتی اسم زن وبچه ی مردم را می برید و به همین دلیل که اینجا قهوه خانه نیست من در مورد مطلب فوق و دیگر مطالب توضیح بیشتری نمیدهم و شما را به خودشان حواله میکنم ، چون شخصیت افراد بیشتر از آنچه که شما فکر میکنید محترم است .
«همخون» عزیز من «همشهری » انسان مستقلی هستم و نه مرید آقای آراسته هستم و نه اینکه مرا میشناسد و اگر باور نداری مشکل خود شماست اما همه بخصوص آن دو دکتر محترم میدانند که من با این دیدگاه که نظر آقای آراسته وهیچ انسان دیگری برایم وحی منزل نیست وارد این بحث ها شده ام .
ما گروگی ها هیچوفت یاد نگرفته ایم حقمان را بگیریم . چون عادت کرده ایم در مجالس خود بجای اینکه به فکر رفع مشکلات و ترقی روستا یمان باشیم ، می نشینیم و پشت سر یکدیگر صفحه میگذاریم و غیبت و نمامی میکنیم و کسانی دیگر از جاهایی دیگر میروند و میگیرند آنچه را که حق اشان بوده یا نیوده . ما لیاقتمان همین است . ما لیاقتمان همین است .
« درد را باید گفت ، حرف را باید زذ » امیدوارم که خدا همه ما گروگیها را عاقبت بخیر کند انشاء الله .
 وب سایت   پست الکترونیک
نظری کوتاه از یکی از دوستان

چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:18 توسط:همشهری
ج – پیگیری نکردن موضوع شهر بودن گروگ و ایجاد شهرداری با این توجیه که اگر ما شهر شویم سیریکی های عزیز! و دل نازک ! و دلسوز ما گروگیها که هر چه داریم ! از صدقه سر آنهاست !! دلخور میشوند و جمعیت روستایی پایین میاید . چه ساده لوحانه و بدون گرفتن هیچ امتیازی خاصی آنها را همراهی کردند و حالا از جهالت آقایان سر ما بی کلاه ماند و کوهستک مرکز بخش شد و ما مثل همیشه یک روستا میمانیم که فقط قبلا" زیر نظر بخشداری بیابان بودیم ، حالا میشود بخشداری مرکزی . ( خر همان خر است فقط پالانش را عوض کردند ) د – پیگیری نکردن جهت انتقال پست برق تقاطع ورودی بنداران –کناردان که تبدیل به زیارتگاه شده است . فکر کرده اید که اگر آنجا حادثه ای رخ دهد چه فاجعه ای میشود؟
ما چرا کورکورانه از آقایان دفاع میکنیم به حساب اینکه اقوام ما هستند ؟ چرا واقعیت را نمیخواهیم قبول کنیم ؟ چرا وجود مشکلات را نمی پذیریم ؟ من هم مانند شما یک گروگی ام و شاید تمام این عزیزانی که مخاطب من هستند فامیلهای دور یا نزدیک من هم هستند اما این دلیل نمیشود که چشمهایمان را بر واقعیت ببندیم . با رودربایستی و تعصب کورکورانه بجایی نمیرسیم و سرنوشتمان همین میشود که میبینید .
بنده از دوستانی امثال «همخون» انتظار دارم کمی مغزشان را از آکبندی خارج کنند . زمانی که در ابتدای نوشته اش اصطلاح «کامنت» را دیدم بسیار خرسند شدم که بالاخره مخالفی هم پیدا شده که سطح حرفهایش از دوم ابتدایی بالاتر است ! اما هنگامیکه چند خط پایین تر آمدم دیدم که متاسفانه هنوز توی جدول ضرب سوم ابتدایی مانده است زیرا تمام حساب و کتابهایش لشتباه است و بد جوری به کاهدان زده است ( انگار میخواسته معلومات شعریش را به رخ بکشاند) به نظر من اگر فردی ادعایی دارد قبل از هر ادعایی باید در مورد آن تحقیق کند و با سند حرف بزند . اصلا" جالب نیست یک فرد منتقد وقتی وارد یک بحث میشود فقط هر جای بحث که دوست دارد جواب دهد و اظهار نظر کند و حتی تهمت زند و توهین نماید ، تا جاییکه قضاوت کرده و حکم صادر کند و هر جا هم که دوست نداشته باشد یا نخواهد ، جواب ندهد و خود را به ندانستن بزند .
 وب سایت   پست الکترونیک
نظری کوتاه از یکی از دوستان

چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:17 توسط:همشهری
من شنیده بودم که آب از سربالایی بالا نمیرود اما انگار در گروگ ما همه چیز ممکن است و یکبار دیگر باید تمام ضرب المثلهای عرب و عجم را بازنویسی کنیم . !! اینها (تمام اعضای شورای سابق ) اگر هنر داشتند اجازه نمیدادند که با ساختن این بلوار ورودی یاد ملا نصرالدین دوباره در اذهان هر بیننده ای زنده شود .
وفتی که مسئولان سابق روستایمان ( که البته هنوز هم خود را همه کاره میدانند ) اینقدر ضعیف و بزدل و بی اراده بودند که نتوانستند جلوی کار آن پیمانکار ترک زهوار در رفته را بگیرند ، همان بهتر که از شرمساری و پشیمانی رایی که به آنها داده ایم ، سرمان را بر بالش بگذاریم و بمیریم .
لطفا" نیایید و نگویید که در حیطه وظیفه اشان نبوده است . زیرا نص صریح قانون است که شورا باید بر تمام طرح های در حال اجرای روستا نظارت داشته باشد و هر جا که تشخیص دهد طرح مورد نظر از لحاظ فنی و تکنیکی و مصلحت روستا ایراد دارد ، میتواند به راحتی از اجرای آن طرح جلوگیری کند . ( اگر باور ندارید میتوتنید همین حالا وظایف شورا را search کنید ) چرا آنها اجازه اینکار را دادند ؟ دلیل کار آنها از سه حالت خارج نیست : یا نمیتوانستند یا نمیخواستند یا نمیدانستند ، که هر کدام از این موارد باشد ایرادی است بر آنها ، غیر قابل دفاع . بنده معتقدم هر 5 عضو سابق به نسبت کم یا زیاد شامل این سه خصلت بودند . از این نوع سهل انگاری ها و ندانم کاریها در دوران آنها فراوان است که من خیلی از نکات را بیان نمیکنم و فقط چند مورد دیگر که همه به عینه دارید میبینید را مروری میکنم : الف – سر و سامان ندادن زمین ورزشی ( بعضی از حضرات فکر میکنند هر وقت نامی از زمین ورزشی میاید فقط برای فوتبال کردن است ! کوته فکری تا کی؟ ) که قانونا" و مستندا" جهت ورزش واگذار شده است و خیرین !!! بطور شرم آوری دبه در آورده اند . ب – دادن امتیاز ساخت سالن ورزشی به کوهستک که شورای ما خواب بود و باز هم سر ما بی کلاه ماند . ( وقی شوراهای ما فکر میکنند فوتبال یک نوع چای یا برنج است که از دبی وارد میشود دیگه چه انتظاری از آنها میتوانید داشته باشید ) البته با سالن ورزشی آموزش و پرورش که مستقیما" ربطی به تربت بدنی ندارد ، اشتباه نگیرید .
 وب سایت   پست الکترونیک
نظری کوتاه از یکی از دوستان

چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:15 توسط:همشهری
سلام علیکم
میگویند «خلایق را هر چه لایق » آقای آراسته و دوستان موافق ، چرا بر خود زحمت میدارید ؟ از چه تلاش میکنید ؟ ما گروگیها تا حالا هر چه داشته ایم حق اولیه امان بوده است ، اما هر چه نداشته ایم لیاقتمان نبوده است . ( نداشتن لیاقت بمعنای نداشتن حق نیست ) ما حقمان بوده که عقب بمانیم . ما لیاقتمان نداشتیم که پیشرفت کنیم . ما با انتخابهایمان این سرنوشت را بر خود نگاشته ایم .
ما همیشه راضی و مفتخر بوده ایم که روستایمان آب ، برق ، تلفن ، مخابرات و جاده آسفالت دارد . دلخوش بودن به این داشته ها چنان مضحک است که اگر کمی در خلوت خود تفکر کنیم از سادگی و کوته بینی خود ، چندشمان میشود . ما هنوز نمیدانیم این امکاناتی که نام بردم امکانات اولیه زندگی بشر در عصر حاضر است . ما سالها به همین داشته ها بر خود بالیده ایم و وجود آنها را مانند پتک بر سر رقبایمان کوبیده ایم ، غافل از اینکه جریان سیال توسعه عصر حاضر وجود این امکانات را امری بدیهی میداند و در واقع ادعا داشتن در این مورد و منت گذاشتن بر این داشته ها انحراف افکار عمومی و ادعایی شرم آور است . تمام امکاناتی که امروزه در گروگ وجود دارد تماما" بخاطر مهیا بودن شرایط ایجاد آنها بوده است که اگر نداشتیم نقض صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی و حقوق بشر بوده است . مسلم است که یک اجتماع چند هزار نفری باید این امکانات را داشته باشد و حتی دولت یا هر نماینده مجلسی حق ندارد هیچ منتی بر سر ما بگذارد . ( دولت اگر امکانات داده پولش را هم گرفته و سودش را هم که داره همچنان میبره ، مجانی که نداده) ما اگر نقشه طرح هادی روستایمان آماده است و خیابان آسفالت داریم ، هنر هیچکس نبوده است بلکه ما واجد شرایط مطالعه و اجرای طرح هادی بوده ایم . حتی سند دار کردن ساختمانهای گروگ هم بدنبال همین موضوع بوده است و حتی اگر دو تا بزغاله ( از بکار بردن این کلمه متاسفم ولی چیزی بهتر از آن پیدا نکردم ) هم مسئول روستای ما بودند باز هم همین امکاناتی که امروز داریم را داشتیم و هیچکدام از این امکانات هنر هیچکدام از آقایان نبوده است . ما لیاقتمان همین است که اول برای ما بلوار ورودی بسازند بعد از خواب بیدار شویم و ببینیم که ای دل غافل پلهای آن را انگار موش خورده
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 15:36  توسط محمد آراسته  | 
چهارشنبه 12 دی1386 ساعت: 19:6 توسط:تیر برق شرکت تعاونی
باسلام وخسته نباشید به شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه مثل امروز درکارتان موفق بوده باشید دریکی از نوشته هایتانخواندم که دوستی شما را به باد افترا گرفته و هرچه میدانسته گفته است جای بسی شرم است که درروستای ما چنین افرادی پیدامیشوند که بجای اندیشیدنخیلی زود قضاوت میکند میخواستم راجع به مشکلات زمین نظرات ناقص خود رابیان کنم دوستم نوشته بود که افراد اکابر نرفته برای ما تصمیم میگیرند من با نظر شان موافق هستم وقتی که ما دهیاری سست اراده داریم که تا حالا درهیچ جمعی حتی کلامی صحبت ننموده است آیا میشود که این فرد جلو افراد امی (بیسواد ) که بدون تفکر ومنطق حرف میزنند کلامی بگوید من که هیچ امیدی ندارم زمینهای که امروز ما درروستایمان داریم متعلق به همین دوستان هستند که برای ما تصمیم میگیرند وقتی صحبت از زمین میشود میگویند ما به جاده یا به خط آب ویا برای تیربرق زمین داده ایم . نباید به دهیار ودوستان نزدیکش امیدواربود ریزا که اینان افرادی کوتاه فکرند . ما برای پیداکردن زمین برای ورزش جوانان گروگ خواهیم جنگیداز شما و همه دوستانی که با من هم عقیده اند میخواهم از ما حمایت کنند امیداورم درآینده ای نچندان دور تمامی مشکلات روستای ما حل شود.
 وب سایت   پست الکترونیک [ نظر خصوصی ]
روستای گروگ وکمبود زمین برای ساخت وساز

 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 6:56  توسط محمد آراسته  | 

بانام حق

گرمن از سرزنش مدعیان اندیشم

شیوه مستی ورندی نرود از پیشم

سلام

دیگر بار منتظر جواب های جوکر وکد خدا وهم خون نمیشوم دگر بار از ابادانی گروگ نمینویسم وفقط در دل ارزومیکنم از اینکه تعدادمساجدراتخمین درست نزده ام شرمنده ام ازینکه در شورای محترم رای به ناحق داده ام شرمنده ام ازینکه ارزوی ابادانی گروگ روستای عزیزمان داشته ام شرمنده ام ولی سر این یکی معامله نمیکنم از سروران بزرگ واری که بنده را ادب کرده وبا جواب های قانع کننده خود مهر سکوت زده اند ممنونم بنده که از جواب های برادرمان هم خون گرامی چیزی دست گیرم نشد ولی بازهم ممنونم میگذارم جواب شان به عهده دوستان عزیز وبزرگوار صاحب قلم   وگروگی های عزیز وبزرگوارواز اینکه با چند کلمه حق نوشتن بعضی از دوستان رنجیده اند شرمنده ام از همه معذرت میخواهم: بنده منتظر نظرات بزرگواران هستم: عیب بنده بیشتر ازینهاست تخفیف داده بودید ممنونم

 

شنیدم در روستاهای مثل گروگ که قبلا شورا نداشته اند انتخابات شورای اسلامی برگذار نمیشود: شنیدیم درسال نوانشاالله بخش بیابان :به شهرستان بیابان بامر کزیت شهربندر سیریک تبدیل خواهدشد ومر کز بخش هم در  کوهستک ایجاد میشود که فکر میکردیم  گروگ چون حق تقدم باروستای گروگ بود ولی گویا تغیراتی ایجاد شده به هر جهت که باشد مبارک است اگر چه این وسط حق گروگ ضایع شده ومیشود ولی انشاالله باتلاش دولت مردان ومعتمدین روزی گروگ هم به شهر ارتقاع  پیداکند وگروگیان عزیز بیکار ننشینند

انشاالله همه خبرا خوشهال کننده هستند وبرای جوانان بیابانی نوید بخش پس منتظر سال نوودگر گونی دربیابان  :بانظرات خودتان مارا ارشاد فرمائید

توضیح اینکه شهیدمردان هم به مرکز دهستان تبدیل شده است گروگ باداشتن این همه جمعیت وصنایع دستی وجاهای دیدنی چه شد که به نظردولت مردان ومسئولین محترم  استان نیامد نمیدانم انشاالله روستای گروگ فراموش نشود

 

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:50  توسط محمد آراسته  | 

ای جوان زن از پی رفع هوسرانی یگیر

لیک دستوری زمن ای مرد ایمانی بگیر

اولاکن  خواستاگاری دختر فامیل خویش

چونکه اخلاق ومرامش خوب میدانی بگیر

ثانیاکن خواستگاری دختر همسایه را

پس عنان از دست خواهشهای نفسانی بگیر

ثالثاگر دختر هالو به عالم طالبی

از برای تجربه جانابیابانی بگیر

رابعاای مرد دانشمند بافضل کما ل

 دختر فهمیده گرخاهی توتهرانی بگیر

دختر یزدی برایت خوب قلیان چاق کند

پسته گر خواهی خوری بسیار دامغانی بگیر

آش قنویداگرخواهی قمی کن اختیار

گر که قالی باف میخواهی توکاشانی بگیر

که –ماهی گرکه میخواهی خوری تو روز شب

رشتی یامازندرانی رابروانی بگیر

اززنان ساده لوح خواهی اگر قزوین بود

گرکه میخواهی زن دانا همدانی بگیر

گرکه میخواهی بگیری یک زن زبر وزرنگ

یازسمنان یازگرگان یاخراسانی بگیر

سبزه.وشیرین زبان وبانمک خواهی اگر

دخت کرمان شاه وابادان وشمرانی بگیر

دخت شیرازی سرپیری تورا حال اورد

باوفا خواهی اگر بشنوتوکرمانی بگیر

گرکه خواهی یکزن حاضرجواب وناقلا

گرچه میترسم بگویم رو صفاهانی بگیر

گرتمیزوباهنرخواهی خبردارت کنم

یابروتبریزیاکه دخت زنجانی بگیر

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 15:47  توسط محمد آراسته  | 

بانام خدا

سلام

آزاده روان میان صحرابندند

همره طلبان بار به فردابندند

ای سبزه طرف جوسرازخاک برار

زان پیش که اب رازبالابندند

اگرنوشتم قوانین جمهوری اسلامی را رعایت کنیم اگرنوشتم به فکر ابادانی بیابان باشیم اگر نوشتم ادمهای باسوادی بیایند وکاندید شورا شوند اگرنوشتم همراهی وهم گامی بادهیار روستا داشته باشیداگر نوشتم از این همه لیسانسیه دختر در روستا در شورا شر کت کننداگر نوشتم مثل گذشته به انتخابات  بی اعتنا نباشید وکاری نکنید برای مهر زدن گواهی سر ازکناردان در بیاوریم اگر نوشتم اقای دهیار به تنهائی نمیتواند کاری درروستا انجام دهدونیاز بهم فکری شورای محکمی دارد اگر نوشتم زمین برای ساخت وسازمثلا زمین فوتبال زمین برای خانه بهداشت زمین برای ساختمان دهیاری واتش نشانی درگروگ گیر نمی ایدفکری باید کرد چاره ئی باید اندیشیدبنده فکر کردم درگروگ اهل سواد وانهائیکه با اینتر نت سرکار دارندکم نیستندبدشانسی گیر یک امرد افتاده ام که فقط فرهنگ خودش داردفکرمیکند بافحاشی وبد وبی راه نوشتن به: همشهری ویا :رها:ویاخودم مارا از راه بدرکندیک روزی مردم گروگ متوجه خواهند شد وجواب شما وامثال شما را خواهند داداگر اهل سوادی به :همشهری و: رها :جواب بده  نه اینکه غذای خانواده خودتان همه به مردم میدهی ونام ان را میگذاری سواد مگر بنده کی ادعای با سوادی کردم که با سواد باشم یا بی سواد

به خداقسم بنده هردورا نمی شناسم به قران هردورانمی شناسم ونمی خواهم بشناسم کنجکاو هم نیستم هروقت هم بخواهند به کسی بد بنویسند بنده نظر انهاراهم تایدنمیکنم اگر شما بااین ریش می  خواهید بروید تجریش که   

پسر همیشه بیاد داشته باش که برای پرواز از صبح به شب باید با اشک ازغروب ردشدواما تو اری توبه اندیش به اینکه زنده بودن نفس کشیدن مفهوم او زندگی کردن است یازنده بودن بدون مفید بودن ونعمت حرام کردن است

چه بود حاصل هستی به گلستان وجود

غیربشکفتن وپژمردن وبر باد شدن

اثری نیک ببایدبه جهان ورنه چه سود

به جهان امدن ورفتن واز یادشدن

بنده یکبار دیگر استدعا میکنم که نظرات سودمند وراه کارهای خوبتان برای بنده بنویسید تا تایدکنم تلاش کنید نتیجه خوبی گرفته باشیم وشما اگر گروگی هستید محمد اراسته را بهتر میشناسی بنده از همین که هستم هم زیادم دنبال چیزی نیستم فقط در این وبلاک میخواهم نظرات وراه کارهای پیشنهادی هم روستا ئیان را ببینم وبس درگروگ هرکس شوراباشد دهیار باشد وهر کاره ای باشد شما یقین داشته باشید بنده هم هستم  واحترام هر کس به اندازه ارزش همان ادم نگه میدارند پیشرفت وابادانی گروگ وبیابان حرفی دیگر است...

چراغ افروز چشم مانسیم زلف یاران است

مباداین جمع رایارب غم ازیاد پریشانی

ودرپایان ::عشق سعدی نه حدیثی ایست که پنهان ماند

      داستانی ایست که برهر سر بازاری هست

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:7  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا