| چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:22 | توسط:همشهری | ||||
| سلام آقای آراسته اگه ممکنه نظرات بنده را در یک پست هم بگذارید تا ببینند همه ی آنهایی که باید ببینند . موفق باشید | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | [ نظر خصوصی ] | ||||
| نظری کوتاه از یکی از دوستان | |||||
| چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:20 | توسط:همشهری | ||||
| «همخون» عزیز توصیه میکنم حتما" نزد آقای رییس سابق شورا و دهیار محترم تشریف ببرید و داستان رییس و دهیار شدنشان را از خودشان بپرسید . من مطمئنم که اگر آنها حافظه اشان طبیعی باشد و نقش آقای آراسته را در رسیدنشان به این منصب از یاد نبرده باشند و برایت بگویند، جنابعالی حتما" شرمنده خواهید شد و آنکس که پشیمان میشود شما هستید . جناب «همخون» اینجا قهوه خانه نیست که به راحتی اسم زن وبچه ی مردم را می برید و به همین دلیل که اینجا قهوه خانه نیست من در مورد مطلب فوق و دیگر مطالب توضیح بیشتری نمیدهم و شما را به خودشان حواله میکنم ، چون شخصیت افراد بیشتر از آنچه که شما فکر میکنید محترم است . «همخون» عزیز من «همشهری » انسان مستقلی هستم و نه مرید آقای آراسته هستم و نه اینکه مرا میشناسد و اگر باور نداری مشکل خود شماست اما همه بخصوص آن دو دکتر محترم میدانند که من با این دیدگاه که نظر آقای آراسته وهیچ انسان دیگری برایم وحی منزل نیست وارد این بحث ها شده ام . ما گروگی ها هیچوفت یاد نگرفته ایم حقمان را بگیریم . چون عادت کرده ایم در مجالس خود بجای اینکه به فکر رفع مشکلات و ترقی روستا یمان باشیم ، می نشینیم و پشت سر یکدیگر صفحه میگذاریم و غیبت و نمامی میکنیم و کسانی دیگر از جاهایی دیگر میروند و میگیرند آنچه را که حق اشان بوده یا نیوده . ما لیاقتمان همین است . ما لیاقتمان همین است . « درد را باید گفت ، حرف را باید زذ » امیدوارم که خدا همه ما گروگیها را عاقبت بخیر کند انشاء الله . | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| نظری کوتاه از یکی از دوستان | |||||
| چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:18 | توسط:همشهری | ||||
| ج – پیگیری نکردن موضوع شهر بودن گروگ و ایجاد شهرداری با این توجیه که اگر ما شهر شویم سیریکی های عزیز! و دل نازک ! و دلسوز ما گروگیها که هر چه داریم ! از صدقه سر آنهاست !! دلخور میشوند و جمعیت روستایی پایین میاید . چه ساده لوحانه و بدون گرفتن هیچ امتیازی خاصی آنها را همراهی کردند و حالا از جهالت آقایان سر ما بی کلاه ماند و کوهستک مرکز بخش شد و ما مثل همیشه یک روستا میمانیم که فقط قبلا" زیر نظر بخشداری بیابان بودیم ، حالا میشود بخشداری مرکزی . ( خر همان خر است فقط پالانش را عوض کردند ) د – پیگیری نکردن جهت انتقال پست برق تقاطع ورودی بنداران –کناردان که تبدیل به زیارتگاه شده است . فکر کرده اید که اگر آنجا حادثه ای رخ دهد چه فاجعه ای میشود؟ ما چرا کورکورانه از آقایان دفاع میکنیم به حساب اینکه اقوام ما هستند ؟ چرا واقعیت را نمیخواهیم قبول کنیم ؟ چرا وجود مشکلات را نمی پذیریم ؟ من هم مانند شما یک گروگی ام و شاید تمام این عزیزانی که مخاطب من هستند فامیلهای دور یا نزدیک من هم هستند اما این دلیل نمیشود که چشمهایمان را بر واقعیت ببندیم . با رودربایستی و تعصب کورکورانه بجایی نمیرسیم و سرنوشتمان همین میشود که میبینید . بنده از دوستانی امثال «همخون» انتظار دارم کمی مغزشان را از آکبندی خارج کنند . زمانی که در ابتدای نوشته اش اصطلاح «کامنت» را دیدم بسیار خرسند شدم که بالاخره مخالفی هم پیدا شده که سطح حرفهایش از دوم ابتدایی بالاتر است ! اما هنگامیکه چند خط پایین تر آمدم دیدم که متاسفانه هنوز توی جدول ضرب سوم ابتدایی مانده است زیرا تمام حساب و کتابهایش لشتباه است و بد جوری به کاهدان زده است ( انگار میخواسته معلومات شعریش را به رخ بکشاند) به نظر من اگر فردی ادعایی دارد قبل از هر ادعایی باید در مورد آن تحقیق کند و با سند حرف بزند . اصلا" جالب نیست یک فرد منتقد وقتی وارد یک بحث میشود فقط هر جای بحث که دوست دارد جواب دهد و اظهار نظر کند و حتی تهمت زند و توهین نماید ، تا جاییکه قضاوت کرده و حکم صادر کند و هر جا هم که دوست نداشته باشد یا نخواهد ، جواب ندهد و خود را به ندانستن بزند . | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| نظری کوتاه از یکی از دوستان | |||||
| چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:17 | توسط:همشهری | ||||
| من شنیده بودم که آب از سربالایی بالا نمیرود اما انگار در گروگ ما همه چیز ممکن است و یکبار دیگر باید تمام ضرب المثلهای عرب و عجم را بازنویسی کنیم . !! اینها (تمام اعضای شورای سابق ) اگر هنر داشتند اجازه نمیدادند که با ساختن این بلوار ورودی یاد ملا نصرالدین دوباره در اذهان هر بیننده ای زنده شود . وفتی که مسئولان سابق روستایمان ( که البته هنوز هم خود را همه کاره میدانند ) اینقدر ضعیف و بزدل و بی اراده بودند که نتوانستند جلوی کار آن پیمانکار ترک زهوار در رفته را بگیرند ، همان بهتر که از شرمساری و پشیمانی رایی که به آنها داده ایم ، سرمان را بر بالش بگذاریم و بمیریم . لطفا" نیایید و نگویید که در حیطه وظیفه اشان نبوده است . زیرا نص صریح قانون است که شورا باید بر تمام طرح های در حال اجرای روستا نظارت داشته باشد و هر جا که تشخیص دهد طرح مورد نظر از لحاظ فنی و تکنیکی و مصلحت روستا ایراد دارد ، میتواند به راحتی از اجرای آن طرح جلوگیری کند . ( اگر باور ندارید میتوتنید همین حالا وظایف شورا را search کنید ) چرا آنها اجازه اینکار را دادند ؟ دلیل کار آنها از سه حالت خارج نیست : یا نمیتوانستند یا نمیخواستند یا نمیدانستند ، که هر کدام از این موارد باشد ایرادی است بر آنها ، غیر قابل دفاع . بنده معتقدم هر 5 عضو سابق به نسبت کم یا زیاد شامل این سه خصلت بودند . از این نوع سهل انگاری ها و ندانم کاریها در دوران آنها فراوان است که من خیلی از نکات را بیان نمیکنم و فقط چند مورد دیگر که همه به عینه دارید میبینید را مروری میکنم : الف – سر و سامان ندادن زمین ورزشی ( بعضی از حضرات فکر میکنند هر وقت نامی از زمین ورزشی میاید فقط برای فوتبال کردن است ! کوته فکری تا کی؟ ) که قانونا" و مستندا" جهت ورزش واگذار شده است و خیرین !!! بطور شرم آوری دبه در آورده اند . ب – دادن امتیاز ساخت سالن ورزشی به کوهستک که شورای ما خواب بود و باز هم سر ما بی کلاه ماند . ( وقی شوراهای ما فکر میکنند فوتبال یک نوع چای یا برنج است که از دبی وارد میشود دیگه چه انتظاری از آنها میتوانید داشته باشید ) البته با سالن ورزشی آموزش و پرورش که مستقیما" ربطی به تربت بدنی ندارد ، اشتباه نگیرید . | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
| نظری کوتاه از یکی از دوستان | |||||
| چهارشنبه 19 دی1386 ساعت: 12:15 | توسط:همشهری | ||||
| سلام علیکم میگویند «خلایق را هر چه لایق » آقای آراسته و دوستان موافق ، چرا بر خود زحمت میدارید ؟ از چه تلاش میکنید ؟ ما گروگیها تا حالا هر چه داشته ایم حق اولیه امان بوده است ، اما هر چه نداشته ایم لیاقتمان نبوده است . ( نداشتن لیاقت بمعنای نداشتن حق نیست ) ما حقمان بوده که عقب بمانیم . ما لیاقتمان نداشتیم که پیشرفت کنیم . ما با انتخابهایمان این سرنوشت را بر خود نگاشته ایم . ما همیشه راضی و مفتخر بوده ایم که روستایمان آب ، برق ، تلفن ، مخابرات و جاده آسفالت دارد . دلخوش بودن به این داشته ها چنان مضحک است که اگر کمی در خلوت خود تفکر کنیم از سادگی و کوته بینی خود ، چندشمان میشود . ما هنوز نمیدانیم این امکاناتی که نام بردم امکانات اولیه زندگی بشر در عصر حاضر است . ما سالها به همین داشته ها بر خود بالیده ایم و وجود آنها را مانند پتک بر سر رقبایمان کوبیده ایم ، غافل از اینکه جریان سیال توسعه عصر حاضر وجود این امکانات را امری بدیهی میداند و در واقع ادعا داشتن در این مورد و منت گذاشتن بر این داشته ها انحراف افکار عمومی و ادعایی شرم آور است . تمام امکاناتی که امروزه در گروگ وجود دارد تماما" بخاطر مهیا بودن شرایط ایجاد آنها بوده است که اگر نداشتیم نقض صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی و حقوق بشر بوده است . مسلم است که یک اجتماع چند هزار نفری باید این امکانات را داشته باشد و حتی دولت یا هر نماینده مجلسی حق ندارد هیچ منتی بر سر ما بگذارد . ( دولت اگر امکانات داده پولش را هم گرفته و سودش را هم که داره همچنان میبره ، مجانی که نداده) ما اگر نقشه طرح هادی روستایمان آماده است و خیابان آسفالت داریم ، هنر هیچکس نبوده است بلکه ما واجد شرایط مطالعه و اجرای طرح هادی بوده ایم . حتی سند دار کردن ساختمانهای گروگ هم بدنبال همین موضوع بوده است و حتی اگر دو تا بزغاله ( از بکار بردن این کلمه متاسفم ولی چیزی بهتر از آن پیدا نکردم ) هم مسئول روستای ما بودند باز هم همین امکاناتی که امروز داریم را داشتیم و هیچکدام از این امکانات هنر هیچکدام از آقایان نبوده است . ما لیاقتمان همین است که اول برای ما بلوار ورودی بسازند بعد از خواب بیدار شویم و ببینیم که ای دل غافل پلهای آن را انگار موش خورده | |||||


