|
گروگ تحریر
|
||
|
بیابان زمین |
بانام خدا
سلام
مردان بزرگ بادست خالی نیز کارهای بزرگ انجام میدادند
سالهای پیش سه سال پیش ازانقلاب ویابهتر بگویم سی وسه سال پیش یک روز جمعی درمنزل مرحوم حاجی رئیسی نیا نشسته بودیم دوستان حاضربسیار بودند بنده نیز بودم حاجی اقاگفتند ما داریم درعصری زندگی میکنیم که مردان بزرگ بایاری هم دیگر دارندکارهای بزرگی انجام میدهندوخودمان امروز نیاز به مسجد جامعه بزرگی داریم ان روزا هنوز مخیرین محترم پایشان به اینجا نمی رسیدباید دنبال شان میرفتی ویایک نفر نمی امد همچنین کاری شسته روفته انجام دهدریش سفیدان قوم بودند ومعتمدین ودوروز رای زنی وخلاصه مریدی های گروگ بزرگواری کردند وزمین ان راتقبل کردندگفتم اگر اولاد غلام کلاتی بنویسم شاید زمین ملک محمد جمالدین باشد پس اینکه جمع بستیم مریدی های گروگ بنده واقای ابراهیم غلامی مامورجمع اوری پول وهمیاری روستای گروگ شدیم وکار مسجدجامعه شروع شدبااینکه میدانم مرحوم رئیسی نیا چندسفربه امارات وقشم وهمکاری شیخ بزرگوار عبدالرئوف کمالی وبرادرحاجی عیس ملاحی درابوظبی وهمه گروگی های که توان داشتند زن ومرد وکوچک وبزرگ امدند ومسجدی ساختند که تاچندسال پیش بزرگ ترین مسجد درشهرستان میناب بودواینک مسجدجامعه گروگ جاکم داردودوصف نماز گذاران دربیرون مسجد ادای نماز می نماینداری بادست خالی اگر حمت عالی باشد سعی متعالی میشودبنده براین باورم که درهرکجا بشر به یک رهبریت خوب نیاز داردکه توان وقدرت بیان داشته باشد ومحبوبیت بین قوم وقبیله داشته باشدان وقت میتواند فکرخوب خودراباقبیله درمیان نهاده وبه اجرابگذاردمساعی اقای حسین عاشوری وزحمات شبانه روزی ایشان را فراموش نمیکنم وخود مرحوم رئیسی نیا که شبانه روزی فعالیت بی وقفه داشتندبنده که ان روزهارا یاد می اورم فکر نمیکنم گروگ یک وقتی به ان یکدستی درهمیاری وهمکاری برسنداینکه چه کسانی بیشتر زحمت کشیدند وبنده درین مقوله کوتاه اسم نبردم بماندوبر این بنده خورده نگیرند یادی بود از چند سال پیش واین را برای جوانان عصر وبلاک نوشتم ان عصر که درگروگ یک معتاد نداشتیم وکسی به مال کسی تعرض نمی کردوازدرختهای مردم به دون اجازه ثمر نمیخوردوعلوفه دیگران را بی اذن به حیوانش نمیدادچاقوکشی وگردن کشی نبوداری اینها نبود
یک دوست بیننده باعنوان ریزبین نوشته بودندکه بنده چاقورامثل کاردنوشته ام وبنده درجواب ایشان مینویسم که هنرنه کارد کشی داشته ام نه چاقوکشی وازلطف ایشان متشکرم انشالله درنظربعدی ضمن یاداوری به بنده نظرمثبت بدهند دیدندکه بنده پسرحرف گوش کنی هستم





توجه درهمین وبلاک فوق تازگی چندتاعکس گذاشته ام مربوط به گروگ است استدعادارم دیدن فرمائید
اگرامکان داشت برایم بنویسید چندنفر انهاراشناخته ئید
برای اینکه بقیه عکسهارابگذارم نظرات شما دوستان شرط است
گروگ تصویر درپارس نویس لینگ درهمین وبلاک
سلام وبا احترام
نظری کوتاه دروبلاک شخصی عبدالحمید سعدینی دیدم از مشتری قدیمی خودم باعنوان تیر برق شرکت تعاونی وان هم درزیر نثر زیبای اقای سعدینی دراستقبال از تذکرت الاولیای شیخ عطار نیشاپوری واخروزین مجله گل اقادرمورداستادارجمنددکترپادگانه نثرزیبای اقای سعدینی درخور ولایق دکتر پادگانه بودواقای دکتر پادگانه ازنظر همه دوستان ایشان ازمفاخر گروگ است همچنین خوداقای عبدالحمید سعدینی اما جناب تیربرق که بنده ازارادت کیشان ایشان هستم ومدتی است که به بنده نظر نمیدهندخوب اشاره ئی داشت که شما برای ما همان بهتر که علی ابراهیم ویوسف محمد غلام باشیدتا باالقاب وغیره واین بنده رایادبسیاری از مسائل می اندازد وقابل بحث وگفتگواست وبنده به ایشان حق میدهم ایشان گفته بودند که از خانواده رئیسی گروگ هستند وبنده دنبال شناختن ایشان که نیستم هیچ کنج کاوهم نیستم واما ترس بنده وایشان این است که القاب بالا مارا ازهم جداکندوایشان ازین میترسندکه نتوانیم باهم راه ائیم وسواد وشخصیت بالا بین ما جدائی افگندچون که ادم صاحب مقام جاه شود بچهای محله رافراموش میکند نمونه پزشکان همه جا چون پزشک شده اند مهند س شده اند والقابی رایدک میکشندخودراتافته جدابافته ازمردم میدانندودیگر حاضرنمیشوند بامابیسوادهاهم سفره وهم سفر وهم کلام شوند
حکایتی ایست از شیخ بهائی درزمان شاه عباس سعایت کنندگان شیخ درزمانیکه اودایرمدار شاه بوده به شاه میگویندکه این شیخ بهائی که شماامور کشوررابه اوسپرده ئیدهرروز دنبال فال گیرها ورمال هاوجاهای ناجوردیده شده است وشاه این مطلب نگه میدارد روزی معین که بارعام بوده وهمه وزراحاضر روبه حضار میگوید که بعضی بزرگان درجاهای بد دیده شده اند وبارمال ها وکفتربازهادمخور هستند واین مناسب نیست وشیخ بهائی کتمان میکند ومیگوید چون بنده هرروز انجاهستم همچنین اشخاصی که شاه فرمایش میکند انجاندیده ام بسیاری ازباسوادهای ماهستند که درجمع نیستند وحق هم گویادارندولی اقای دکتر پادگانه وجنا ب عبدالحمید سعدینی همیشه درجمع بوده اندو خواهند بود باهرالقابی که باشد
حسن خیاط باشی شومن وخواننده سابق یک جائی گفته بوده که هنرمند یک قدم ازمردم بیشتر نباید جلوباشد وگرنه مردم عادی انرا درک نمیکندودکترباستانی پاریزی گفته بود اقای خیاط باشی
حرفی گفته که اگر اروپائی ها ویاغربیان این حرف زده بودند دردنیا انعکاس بیشتری پیدامیکرد
بنده رشته بانک داری میدونم البته که بقیه رانمیدانم چندعددمجله ماه نامه بانک صادرات نیز دارم وهمه مجلها مقاله ازاقای پادگانه دارند خدائیش بنده ریسک ودیگر چه بود نمیدانم ولی این رامیدانم که ایشان ضمن تحصیلات عالیه درعالم احترام ورفاقت درویش درویش است ودرپایان دوستان عزیزبچه ولایت است وباید از ایشان نوشت وحق هم ولایتی رااداکرداقای سعدینی درگروگ زیادداریم ولی عبدالحمیدسعدینی در بیابان وگروگ فقط یک نفر داریم قدر این رانیز باید دانست
بنده دراین پست باید چیز دیگری مینوشتم ولی فکرم نرسید بنده که ماشالله چشم نخورم غلط های املائیم کم نیست این یکی راکه ممکن است بیشتر از بقیه پستها غلط داشته باشد چشم پوشی کنید
سلام
خواجه شمس الدین صاحب دیوان به قول استاددکتر باستانی پاریزی صدوبیست سال قبل از حافظ شیرازی وحتی بیست سال قبل ازسعدی درگذشته است شمس الدین صاحب دیوان جوینی درغزلی گود
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
بشکفدگلهای وصل ازخارهجران غم مخور
هرغمی راشادیی درپی بود دل شاد دار
هیچ دردی نیست کورانیست درمان غم مخور
بی سحرهرگزنماندشام بی صبری مکن
هرچه دشوارست روزی گردد اسان غم مخور
والبته حرف اخر راخواجه حافظ میزند که میگوید
یوسف گم گسته باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
تااخر
وچه خوب بود اگر همه غزل صاحب دیوان جوینی را دکتر درکتابش اورده بود
فکرمیکنم امتحانات همه را سرگرم نگه داشته وبعد ازان که مسافرت های سردسیری شروع میشود وهرکسی توان وزاد راه دارد ومرکبی ره وار راه به قول قدیم یا سرحدات درپیش خواهد گرفت ومدتی درکنار دریای خزر ومازندران وساری وگرگان خواهد گذراندیادپنجاه سال پیش بخیر نمیدانم بنویسم یا ننویسم ولی دل به دریامیزنیم مینویسیم ما که ازطعن دوستان درامان نبوده ایم/ این رابگذارید به بالای دگرها
اخر ماه خرداد انها که از خودنخلستانی نداشتند درفکر تدارک شتربودند وزاد راه وتوشه برای گذراندن سه ماه درمیناب برای جمع اوری خرما برای توشه نه ماه سال کسانی که توان پرداخت کرایه شتر نداشتند گهواره برپشت وبچه دربغل وزادراه برسر ودنبال قافله راه می افتادند واین شصت ونمیدانم چند کیلومتر راه راپیاده طی طریق میکردندتابرسند به مقصدوچندپری خرماراجمع میکردندوخوشهال ومسرور برمیگشتند به محل وکسی را غصه ان نبود که فرزندانش از گرسنگی می میرند امروز باداشتن پول پس انداز دربانک وکاسبی وکمک دولت وکمیته امدادووامهای جوراجوربانک ها ودرامد سرشار هرکس رامی بینی ناله دارد فغان که گرسنگی مارامیکشدهرکه بیشتردارد بیشتر درخوف وهراس است وحشت ازفرداوقیمت بالای برنج وبه قول عرب هاغلاء معیشه وقیمت پودر رخت شوئی وبیابان با این جمعیت بدون تولید یک کیلوبارفقط چند کیلوماهی که میرود پاچال گورزانگ ودوباره برای فروش می اورند به بیابان وکیلوئی…..؟ اری این داستان سر درازی داردچرا ازغزل زیبای جوینی صاحب دیوان سر از قافله میناب دراوردم وهمه راقاطی زدم وچسپاندم به هم نمیدانم شاید به این خاطرباشد که عقیده عوام درقدیم به فال حافظ زیاد بود واگر این غزل می امد که طرف ایمان داشت خداوند کارش را به سامان میرساند
درپایان دراینده وپستهای بعدی اگر داس اجل به دروکردن مانیامد بیشتر صحبت خواهیم کرد

ابراهیم شاعر گروگی ونه کریانی اماده برای شعرخوانی

کوکل هم ان شب برنامه اش را اجراکرد کوکل دیدنی است نیشنیدنی
شعرای جوان نیز درکنار ابراهیم شاعر

گروه موسیقی محلی روستا اماده برای اجرای برنامه
بازهم مسئله کراک واعتیاد به این موادمرگ اور
به این وبلاک مراجعه کنید وماراکمک نمائیدبامسئله کراک دربیابان به روزاست
بازی روزگار
باسلام ودرودبردوستان وانهائیکه به کلبه درویشی سری میزنند ونظری ولوکوتاه مینویسند ومارا گاهی شاد وگاهی دود ازکله مان برمی انگیزند که درهردوهال شاکریم وگاهی که بسیار تنداست واشگ ازچشممان درمی اورد چون فلفل هندی وگله ئی وشکوه ئی سرمیدهیم که دراینجا ازپوزش جویانیم ومارا ببخشایند وبخوانند نوشتهای مارا که کسی را سودی نباشد همانگونه ضرری نباشد-شعر/سنگ بی قیمت اگرکاسه زرین شکند
قیمت سنگ نیفزایدوزرکم نشود
دوستان بزرگوار اهل قلم ودانش وفضل قلم هارا درجیب گذاشته اندو کس به میدان درنمی اید سواران راچه شد/وبه قول ان معلم که طی نظری کم کاری وبلاک های گروگ انداخته بود گردن بنده وغافل بود از پرداخت قبض تلفن دویست هزارتومانی اخر ماه این اولیش دومین مشکل برای کسی که میخواهد درروستائی مثل گروگ باعلاقه به اینترنت وبلاکی دایر کند باید موضوعی هم داشته باشد منبع خبری عکسی تا اینکه انگیزه برای نوشتن پیداشود اگر ادمی مثل بنده بخواهم خبر چندتا سایت خبری مثل الجزیره وسایتهای بزرگ خبری جمهوری اسلامی رابگیرم دیدی یک وقت اشتباهی رخ داد ویک خبر ناصواب چاپ کردیم وشد همان که نباید بشود
زبس ترسیده چشمم از دم شمشیر ابرویش
نگاه ازدیده اید تاسوی مژگان وبرگردد
زجور تیره بختی شکوه بیجامکن رابط
که شب هرچند بی پایان بود اخرسحرگردد
اری دوستان بزرگوارروستا اگر تونسته بزرگانی پروراندوتحویل جامعه دهد ان روستازادگان دانشمند دانش خودرا دربغداد وتهران وری قونیه وقاهره اثبات کرده اندبنده که خود خواننده کتاب حماسه کویر دکتر باستانی هستم وهم این کتاب درهمین موضوع صحبت میکند ولی خود دکتر هم اگر درپاریز خودشان میماند میشدیک معلم اگرچه امروز نیز معلم است ولی معلمی در روستا کجاودانشکده ادبیات دانشگاه تهران کجا
زین حسن تاان حسن فرقی ایست ژرف/پس اینکه کمیت مالنگ است از بینوائی است اینکه وبلاک محترم شهر سیریک خودش را دلخوش کرده با معرفی نخبگان بیابان به نظر بنده یکی همین کمبود مقاله وخبر است مچ گیری ها اخر بجائی نرسید که اولش هم درست نبود ومعرفی نخبگان بیابان هم که بیش ازلازم به ان پرداخته شود ان نیز نفعی به حال مردم بیابان که ندارد هیچ ممکن است به خودشان نیز ضرری واردکنند
اخر اینکه میگویند/ مرغ بی هنگام راسرمیبرند
خوی توبسی نازک ومارا ادبی نیست
ورزانکه بگیرددلت ازماعجبی نیست
انشالله این نخواهدشد//
وگرنه بنده با چند نظر که داده بودم همه اهل سواد وبیاض ان دوره که بنده نوشته بودم که یکی مرد ویکی مردار شد ویکی به لعنت خدا گرفتاراز مهندس حسن کریمی که مدتی از طرف شرکت اریکسون ماموریت امارات داشت واز بیابانی هائی ایست که درسش را در سوئید خوب خوانده واینک مقیم ان بلد واز اقای حسن رئیسی که شغل خبرنگاری درکشور سوئیدداشت واینک انگلیس نشین شده وبنده بی خبرم از حال ایشان ننوشته بودم واگر فردا درعرصات یقه بنده رامیگرفتند که چرانام همه دردفترت امده ونام مارا خط گرفته ئی چه داشتم به انها بگویم که بچه ولایت بودند ودوستان خوب خودم ومهندس اباد مشترکا
ولی بنده عقیده به انها ندارم بنده عقیده راسخ به جوانانی دارم که ماندند وماندند وزحمت کشیدند وشهر شدن سیریک به چشم دیدند اسکله سیریک دیدند خیابان های سیریک دیدندوانشالله بازار چه سیریک رانیزخواهند دیدوشاید باهمت بزرگواران دررائس امور بازارچه مرزی سیریک وبیابان ببینند اگر که دوسالی برنج نیز نخورند اینها مفاخرماهستندانها که تخته نشین سوئیدوانگلیس وکاندا هستند هیچ مشکلی نمیتوانند از مردم سیریک وبیابان حل کننددشاید شهرداری سیریک یک بازارچه کوچک وشیک هم برای شهر سیریک درخودشهردرست کند که بشود نمای سیریک یک بازار سرپوشیده وهمه کاسب هارازیر یک سقف جمع کرد وسیریک که مرکز بیابان است ونماد بیابان است برزیبائیش افزوده شود ارزوی خوب برای همه خوب است
بنال بلبل اگربامنت سریاریست
که ما دوعاشق زاریم وکارمازاریست
دران زمین که نسیمی وزد زطره دوست
چه جای دم زدن نافه های تاتاریست
بیارباده که رنگین کنیم جامه زرق
که مست جام غروریم ونام هشیاریست
خیال زلف توپختن نه کار هرخامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
درپایان برای همه ارزوی خوبی دارم وهمگام باشیم باابادانی بیابان زمین ونظرات خوب شما
قلعه شاداب تاریخ بیابان زمین عکس مقاله
بانام خدا
وباسلام
شبهای هجرراگذرانده ایم وزنده ئیم
مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
اری دوستان بازهم بگویم که..
صورت نیست دردل ماکینه کسی
اینه هرچه دیدفراموش میکند
بااجازه سروران ارجمند ودوستان همراه وهمگام این پست را میخواهم به مشت مال دادن خود اختصاص دهم
میان زهدرندی عالمی دارم نمیدانم
که چرخ ازخاک من تسبیح یاپیمانه میسازد
وبلاک نویسی من عندی مخاص بلای جان خودم که شده هیچ شایدبعضی دوستان عزیزرا نیز ازرده است وبا ان
علم که درمدرسه اموخته بودم
درمیکده ازمن نخریدند به جامی
بنده درمعرفی خودم به دوستانم وانهائیکه به این کلبه محقر وارد میشوند وپشیمان برمیگردند چه دارم که بگویم
ومتوجه میشوند که اندرین صندوق جز لعنت نبود دوستی خواننده وبلاکم امروز بنده رامتوجه کرده بود محترمانه وان هم این بود که بنده درعوض لینک خودم لینک سایت گذاشته بودم ولی ایشان بزرگواری کرده بودند ونظرمحترمانه وخصوصی برایم ارسال کرده بودند وبلاک بنده شده داستان ملانصردین که به بچه ها میگوید پشت تپه خیار استان است وهمه بچها میدوند بطرف تپه ملا فکر میکند نکند راست باشد وخیاری انجاباشد وخودش نیز میدود دنبال انهابنده روزی که تصمیم گرفتم اهل بخیه شوم میخواستم پالان دوز باشم یک وقت متوجه شدم لای چرخ همه گیر کرده ام تاامدم به خودم بجنبم دیرشده بوداری دوستان قصدبنده از وبلاک نویسی قدری معلومات را که ازمطالعه کتاب ها یادگرفته بودم کمی ادبیات منظورم چندتاشعربودولی بزرگواری شما مراگستاخ کرد وشد انکه بایدنشوددیدم نه بابا
بردکشتی انجاکه خواهدخدا
اگرجامه برتن درد ناخدا
دراین مدت که باهم بودیم دیگر انچه نوشته ام وبه خورد شماداده ام خودم نیزیارای عقب گرد نداشته ام که پشت سرخودم نگاه کنم بعضی از دوستان تشویق کردند وگفتند باوبلاک نویسی شما جوانان هم تشویق میشوند واطلاع رسانی رقابتی میشود وبیابان وروستایمان گروگ جهانی میکنیم ونتیجه گیری خوبی میشود
بنده متوجه شدم
به این غلط چه غلطهاکه روزگارکند
چه احولی که به چشم خوداعتبار کند
به راه دیده دورویه درخت های مژه
نشانده ام که خیال توراه گم نکند
وبلاک نویسی علمی اکادمیک است وکارمن هم نبودولی بسیاری از عزیزان کهنه کار فرهنگی خودشان راکوچک کردند وبه دفاع پرداختند وغلط نویسی مارانادیده انگاشتند وهمین باعث شد وبلاک بنده تا اینجا خودش برساند
زگردبادیه امروز گشت معلومم
که رفته اندازین راه کاروانی چند
نماند قیصروخاقان کجاست رستم زال
گذاشتند درین راه استخوانی چند
باتوجه به ریش خندبعضی خودراتاکمر کش کوه رساندیم وکمی کمک لازم است تاکله کوه برسیم نظربعضی ازبزرگواران راباشعرمولاناباید پاسخ داد
بوی کین وبوی حرص بوی از
درسخن گفتن بباید چون پیاز
وبازهم خودرا به کج کلاهان زمان پیونددادیم ویک چیزهای سرهم کردیم وبخورددوستان دادیم وانها باسعه صدرتحمل مانکردند// که از انها شکرداریم واز روزگارهم
نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت
که خودرا برتومیبندم به سالوسی وزراقی
هرچه به جلوتر میرویم احساس میکنیم مسئولیت دشوارتر میشود ونیاز به کمک داریم البته این مقاله رابنده برای خود مشت مالی وپائین اوردن غرور خودم انتخاب کرده ام ولی خوشهالم میگوئیدچرا الان برایتان میگویم
بنده صدعددعکس باموبایل از نمایشگاه گروگ پارسال تهیه کردم ودراختیار همه دوستان گذاشتم
دومی حکم شهرستان شدن سیریک اسکن کردم ودرهمین وبلاک چاپ کردم حکم میراث فرهنگی رانیز ازبازیهای محلی به وفورعکس گرفتم وبسیار ی رااپلود نکردم دومرتبه ازاسکله سیریک عکس گذاشتم اطلاع رسانی متوفی هاشاید کار درستی نبودنمیدانم ولی فکرکنم کاربدی هم نبود چون ملاها بربالای منبر بیشتر ازعذاب قبر صحبت میکنند واین هم کسیرا اگاه کند که قبری هست وان شایدخودم باشم چون بیشتر نیاز دارم
ودرپایان نیزهمیشه دولت مردان راموردخطاب قرادادیم وبرادر بزرگوار جناب اقای رئیسی فرماندارمحترم شهرستان میناب وبرادر بزرگوار جناب اقای مهندس ابراهیمی بخشدار رااز وجود وبلاک مان اگاه ساختیم
وهمیشه ازجمهوری اسلامی خواستیم نظرشان را به این بیابان فراموش شده ومحروم به اندازند که الحمد الله اگر ازبرکت وبلاک بنده نباشد باری نظر دولت مردان استان هرمزگان وشهرستان نسبت به ما خوب بوده
دریابه هوای خیوش موجی دارد
خس پنداردکه این کشاکش بااوست
اگر ازشیخ عبدالجلیل عکس مطلب نوشتیم نیاز مابه کارهای خیریه شیخ بزرگوار بسیار است فی المثل اگر فردادرمانگاه گروگ افتتاح شود ودکتری وداروخانه ئی باشد مشکل پزشکی اهالی رفع میشود ویک ادم مستضعف
که ده هزار تومان ندارد کرایه ماشین سیریک پرداخت کند به نفعش تمام خواهدشد واین بزرگترین مشکل روستای گروگ است کتاب خانه گروگ بیشتر جوانان به کتاب نیاز دارندساعتی ازفراغت خودرا انجاسپری میکنند واینهم براطلاعات فرهنگی وادبی شان افزوده میشود
واخر
بدکردم واعتذاربدتر زگناه
چون مست دراین عذرسه دعوی تباه
دعوی وجودودعوی قدرت فعل
لاحول ولاقوه الابالاه
دامان خرابات نشینان همه پاک است
تردامنی ماست که تادامن خاک است
انشالله بنده راخواهیدبخشید باشماهستم باهم باشیم نظرات خوب شما مسماری است
برتابوت این وب لاک وحیات خودبنده دریغ نکنید
بانام خدا
پایان سفرقشم
بیشتر عزیزان به قشم رفته اندوبیشتر ازبنده نادان درباره قشم میدانند خصوصا ملاهای ما که بیشتر از ده سال باکتاب های ابوشجاع وقرت العین دست وپنجه نرم کرده اند وامروز بنده میدانم که این اثری درخواننده وبلاک ندارداما بنده همیشه به قشم رفته ام ولی ماشینی از خود نداشته ام که نصف قشم وخصوصا رد پای جد بزرگوارمان حاجی حیدر رادنبال کنم واین سفر کوتاه از ان جهت برای من دل انگیز بود که از بندحاجی علی ورمکان وکوشه دیدن کردم وگرنه خاطرات جنگلهای امازون وصحراهای بزرگ دنیارا نمی خوانندچه رسد به خاطرات قشم وجزیره رفتن بنده این اول
امادوم اینکه نظرات وبلاک بنده وتایید ویاهذف بعضی رانیز توضیح دهم دوستان اگر یادتان باشد یکی به نام معلم مثل اینکه عقیده داشت که وبلاک نویسان گروگ فقط بخاطر وبلاک نویسی من وبلاک هارا تعطیل ودنبال کاسبی دیگری رفته اند چون عار داشته اند درموقعی که ادم بیسوادی مثل بنده وبلاک مینویسد شاید انها باید کار مهم تری انجام دهند ویااستنباط بنده این بود خوشبختانه تمام وبلاک نویسان گروگ چه درخارج وچه درداخل به یک طریقی بابنده رفاقت دوستی ومراوده ومراسله دارندوبنده اگاه هستم ازاینکه چرانمینویسند بنده خداراشاهد میگیرم روزی بیشتر ازدهنظرراهذف میکنم ووقتی نیست که دستم نمی لرزدکه نظرات راباز میکنم دوستان عزیز ارزودارم سیریکی گروگی طاهروچی وهیچ جائی نباشیم بنده اول به خداقسم برای ایران زنده ام وبیابان زمین که تمام اجدام دران خاک هستندچندروزیست باادب نمیدانم دختراست یاپسر هرکه هست تامیتواند به بنده فحش نفرین بد هرچه دلش میخواهد مینویسد وبنده یاد دکتر محمود سلیمانی افتادم که وقتی وبلاک ایشان هذف شده بود بنده خواستم دیگر وبلاک نویسیرا کنار بگذارم وطی نظری نوشته بودند اراسته دیگر صبرم تمام شدخودم هذفش کردم وبنده فکربد درباره عزیزترین کس خودداشتم از اقای پاتیما سوال کردم گفت اراسته حرف وبلاک درگروگ نزن واین تااینجا
دوستان بیننده وبلاک بنده حق دارند از بنده انتقاد کنندبنده رابراه کنندحق دارند اگر جائی اشتباهی نوشته ام نیز یاداوری کنندولی اینکه یکی امده از اقای عبدالحمیدسعدینی انتقاد کرده ویاازدکتر پادگانه ویاهمشهری رازیرسوال برده است بنده نظرش راسانسور کنم وایشان راتردکنم این کارنمیکنم یاوبلاک نویسی نمیکنم ویااینکه خودم میدانم به کجامیروم انتقاد حق کسانی ایست که می ایند نظر میدهندویاشعری که منافات با اخلاقیات نداشته باشدهم تایید میکنم اقای عبدالحمید سعدینی میگویند چرا ازفلانی کسی نام نمیبردهرکه امد وچندصباحی کدخداویاپاکارویاشورا ویامصدرکاری شد یاتعریف یاتمجیدی یاناسزائی نثارش میکننددراینهمه کتاب تاریخ اینهمه پادشاه وزیر وامیراست که گرفتاراست هرکسی از انتقاد وحشت دارد مردمیدان سیاست نیست اینکه اگر بنده نظر فلان راتاییدکردم چون نصبت به فلان نظزانتقادی دارد این بنده وبلاک نویسی واطلاع رسانی نمیدانم برادران شماهرچه مینویسید بنده میخوانم وبلاکم راخودم هذف نمیکنم سفر جزیره رابه احترام حاجی حیدر گروگی مینویسم وگرنه میدانم که زیاد تعریفی ندارد بگذارید این یک پست اخری را برای دل خودم بگذارم
واخرین عکسهای سفر قشم ویاجزیره بنده منتظرنظرات شماعزیزان هستم مارادرانتخاب بهتریاری دهید
بنده عنان رابدست خیال دادم وشمامیدانید ویرستاری نیز مشکل غلط های املائی که همیشه هست پس باهم باشیم
غارهای خربست وزیارت شاه شهید بربالای ان کوه ومنظره دریا عجب جائی انتخاب کرده شاه شهید برای شهید شدن هربیننده ئی وقتی ان بالا قرار میگیرد وتماشای دریاازان بالادلش میخواهد روزی همان جاشهید شود

ارام گاه قدیمی درکوشه

اینجاخربست است درپائین غارها ودربالا ارام گاه شاه شهید





بانام خدا
سفری کوتاه به قشم
زیارت ارام گاه مرحوم سید عبدالرحیم ابن عقیلی که مرحوم حاجی حیدر ارزودارد دروقت نزع روح اوبربالینش باشد /به وقت مردنم ابن عقیلی /همی خواهم که باشد برکنارم در روستای رمکان دیدن کردیم واز انجا به طرف کوشه رفتیم دیار مردان اهل علم ودانش ضمن خواندن فاتحه بر ارام گاه بزرگان جزیره از مسجد وارام گاه شیخ برخ ویاجوهر اولیا نیز دیدن کردیم ارام گاه شیخ عبدالرحمن کبیر که از مرشدین حاجی حیدر بوده درهمین کوشه است درموقع مسافرت حج سید قصیده بسیار معروفی دارند که انشالله روزی به ان نیز خواهم پرداخت
اذکارراجع به شیخ برخ ازکتاب سدید البته روایت براین است که شیخ از سابقون است ودرعهدحضرت فاروق عظم به جزیره امده است ودوبرادر بوده اند وکراماتی داشته اند ومقبره ومسجد برخ معروف است واما اذکار که درقدیم اهل جزیره میخواندند
احبابنافی الله ..قوموابباب الله ..واعتصموابالله ..جوهر ولی الله ..الاولیاالا ..قطابا..الاتقیاءالانجاب ..وقدصدفناالباب جوهر ولی ا لله ..یاجوهر الجوهر..وشرعناالاکبر..فی البحرثم البر..جوهرولی الله ..یاجوهرالمکنون ..وسره المغبون .فی الکاف ثم ا لنون..جوهرولی الله ..انظرلساعات تنظرکرامات ..نصر وایات... جوهر ولی الله

ارام گاه سید عبدالرحیم ابن عقیلی دررمکان
عکسهای پائینی ازارامگاه علمادرکوشه میباشند
مسجدشیخ برخ
ارام گاه شیخ عبالرحمن
خاندن فاتحه برارام گاه شیخ برخ
قبر شیخ برخ ازدرون گنبد
ارام گاه شیخ ذکریا
grovg.blogsky.com
ازین وبلاک دیدن کنید باتاریخ بیابان زمین به روز است
درب ورودی مسجد حوزه
ازطلبه های عزیزکه از راه نمائی دریغ نکردند
مسجدقدیمی ترین حوزه علمیه دربندحاجی علی
نمائی از گوشه مسجد
نمائی از درون حوزه قفسهای مملواز کتاب های مذهبی
یکشب ویک روز در قدیمی ترین حوزه علمیه باکتاب خانه بزرگ وانسانی بزرگ وبین طلبها وجای پای سادات بزرگوار وملاهای که اینک فقط نا می ازیشان مانده وخاطره ئی اری دوستان بنده عکاس نیستم اینک خرید یک دوربین دیجیتال هم برایم امکان ندارد ولی عکسهای بسیاری تهیه کرده ام قران های خطی با قدمتی نزدیک به ششصد سال وکتاب خانه ئی وصف ناپزیر برای بنده وسفری فراموش نشدنی انشالله عکسهای تاریخی این سفر را نیزبه سمع ونظر شما بزرگواران خواهیم رساند انتقادات پیشنهادات ونظرات خودتان رابرای بنده دریغ نکنید بنده از علم کامپیوتر بهره ئی ندارم راه نمائی های سازنده شما به بنده کمک خواهد کرد که بیشتر پی به اشتباهات خودببرم وخودرا ان طو که شما دوست داریدباشم باهم باشیم
کتاب نوشته سیدمصطفی ذوالقدر نیز دیدم که به شیخ هدیه داده بودند فکرکنم نام کتاب بود حاصل عمر
ولی خالی از غلط چاپی نبود بنده عکسهائی به نظرخودم خوبی تهیه کرده دراینده عمری باشد به سمع ونظر شما خواهم رساند
grovg.blogsky.com
بیابان زمین تاریخ بیابان

باتبریک مجددخدمت اقای دکتر یوسف پادگانه پیشرفت بیشتر همراه باسلامتی برای ایشان ارزومندم
واینکه ایشان هنوز سر قول اهدای ۵۰۰جلد کتاب به کتاب خانه گروگ هستند بنده گروگی غیر از تشکر
وبازهم تشکر کاربیشتری از دستم برنمی اید پس ممنونیم از شما
|
|