تبليغاتX
گروگ تحریر
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 

 

خستگي

بازشب آمدوشد اول بيداريها

من وسوداي دل وفكرگرفتاريها

 شب،خيالات وهمه روزتكاپوي حيات

خسته شدجان وتنم زين همه تكراريها

درميان دوعدم ،اين دوقدم،راه چه بود؟

كه كشيديم درين مرحله بس خواريها

دلخوشيها چه سرابم سوي خودبرد، وليك

حيف ازآن كوشش وطي كردن دشواريها

نوجواني به هوس رفت وازآن برجاماند

تنگي سينه وكم خوابي وبيماريها

سرگذشتي گنه آلودوحياتي مغشوش

خاطراطي سيه ازضبط خطاكاريها

كورسوئي نزد آخربه حيات ابدي

 شمع جانم ،كه فداشدبه وفاداريها

غزل بالا ازاستاددكترباستاني پاريزي است

 باسلام خدمت سيدبزرگوارسيدجلال كه بنده ناتوان را دركلگريادي كرده وبنده طي نظري به ايشان اعلام كردم كه بنده قبل ازشروع خودرابازنده اعلام ميدارم به احترام سيدعزيز واينكه سيد اگرچه جوان است ولي دروبلاك نويسي پيش كسوت اين پيرمرداست وبنده هميشه ازكلگرديدن ميكنم وتلاش ميكنم نزديك نروم اخر كلگر را بيشتر دوستان ميدانند نجات ازكلگرغيرممكن است دراينجا جادارد ازمهندس محترم تشكركنم

بنده محمداراسته ساكن روستاي گروگ باجمعيتي بالغ برچهارهزارنفر دركنارساحل زيباي خليج فارس متمايل به درياي عمان ويا اين محدوده درشهرستان سيريك كه بنده قبلا نوشته ام شغل گروگي ها پارچه بافي بوده ولي اينك براي نمونه وشركت درنمايشگاهاي صنايع دستي يك كارگاه بيشتر وجود ندارد با اينكه خودبنده يادم مي آيدما يكصد وپنجاه كارگاه پارچه بافي دستي درهمين روستا داشتيم واما تحصيلات بنده فارغ تحصيل اكادمي مرحوم ملاقاسم عبدالرحمن دردارالعلم گروگ هستم  وبه قول ملاي كتاب فلك ناز

دران روزيكه ميرفتم به مكتب

زدم اين نقش راشش ماه درشب

به طفلي كارراپيرانه كردم

 نهان اين گنج درويرانه كردم

بنده درپانزده سالگي به كشوركويت رفتم براي كار ودرانجا متوجه شدم كه بايد كمي خواندن ونوشتن نيز يادبگيرم ودرهمان كويت بنده بامجلات وروزنامهاي فارسي وعربي اشناشدم سالي كه بنده به كشوركويت مسافرت كردم سال 1964 ميلادي بوداوايل سال بودوبنده كارگرچاپ خانه بودم وهفت سال درچاپ خانه كاركردن اين فرصت به بنده داد كه علاقه به خواندن ونوشتن بيشترداشته باشم يك شوخي درباره استادي خودم داشتم كه قرار بود بنويسم وان اينكه بنده ازشترباني تا گاو وكار وملواني وكارهاي روستائي رابلدم واينك دردكه ئي هم فتوكپي ميگيرم وهم تقاضاهاي مردم مينويسم ومقاله اينترنتي تهيه ميكنم براي دانش آموزان متولد 1330 هستم داراي سه پسر ويك دختر وكوچك ترين فرزندم دربندرعباس دريكي ازادارات دولتي حساب داراست داراي نه نوه نيزهستم چهارپنج سالي هنوزباقي است تا به سنه مشئومه برسم سالهاي كه درعربستان به سال هاي نحس معروفند بين شصت سه تا هفتاد

سرمايه بنده پانصدجلد كتاب درتاريخ وادبيات واديان است  

ميدانم اينها نوشتن نداشتند ولي به احترام سيدبزرگوار صاحب  كلگر نوشتم واين تممن بنده ميدانم ارزشي نداشت پيش ازپيدايش كامپيوتربنده بهترين سرگرمي حل جدول بود وخواندن كتاب اگرفرصتي گيرمي آمد

مردم گروگ درتلاش هستند كه گروگ  به شهرگروگ تبديل كنند

حساب خوب وبدمانوشته خواهد ماند

زمانه را قلم ودفتري وديواني است

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 19:7  توسط محمد آراسته  | 
 

بانام خدا وسلام

ساعت فکرکنم نزدیک به دوازده است وبنده هنوزمشغول کار

همین بعدازغروب بوداطلاع یافتم مرادحسن حاجی محمودی ثم زرهی به رحمت خدا رفته است وقرار است درهمین شب تشیع شود ضمن عرض تسلیت خدمت فرزندان  نوه ها وبرادرزاده هاوبازماندگان ان مرحوم بربنده فرض بوددرتشیع نیزشرکت کنم به دودلیل دلیل اول عموزادگی وقوم وفامیلی واحترام

واما دلیل دوم که برای بنده ازهمه مهم تربودوم مراد بامرحوم پدرم شش سال درکویت باهم همکاربودند فکرمیکنم پنجاه سال پیش ونگهبان یک خواب گاه معلم زنانه بودند مدرسه آمنه السکنیه وبنده بعد که به کویت رفتم ازان جا نیزدیدن کردم خداوند مرحوم را به لطف وعزت خودش درجواررحمت خویش قرار دهد

درپایان بازهم درگذشت مرحوم را خدمت همه زرهی ها منطقه ودبی وهمه بیابان تسلیت عرض میکنم انشالله مارادرغم خودشریک بدانند

بازگشت همه به سوی پروردگارعالمیان است

شب بودوتاریک بود خدائیش شهرداری شهرستان سیریک برای ساختن این آرام گاه جای بسیارمناسبس را انتخاب نموده متاسفانه هنوزنور درآن کم بودکه انشالله دوسه چراغی به ان اضافه شود مشکل حل خواهدشدمردم بسیار ی شرکت کرده بودند 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 23:58  توسط محمد آراسته  | 

همراه باشيخ اجل سعدي عليه رحمه

 یاحق

بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار
صوفى، از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقت است که در خانه بخفتى بیکار
بلبلان، وقت گل آمد که بنالند از شوق‏
نه کم از بلبل مستى تو، بنال اى هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است‏
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‏اند
نه همه مستمعى فهم کند این اسرار
خبرت هست که مرغان سحر مى‏گویند
آخر اى خفته، سر از خواب جهالت بردار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او
غالب آن است که فرداش نبیند دیدار
تا کى آخر چون بنفشه سر غفلت در پیش‏
حیف باشد که تو در خوابى و، نرگس بیدار
که تواند که دهد میوه الوان از چوب؟
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار؟
وقت آن است که داماد گل از حجله غیب‏
به درآید، که درختان همه کردند نثار
آدمى زاده اگر در طرب آید نه عجب‏
سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار
باش تا غنچه سیراب دهن باز کند
بامدادان چون سر نافه آهوى تتار
مژدگانى، که گل از غنچه برون مى‏آید
صد هزار اقچه بریزند درختان بهار
باد گیسوى درختان چمن شانه کند
بوى نسرین و قرنفل برود در اقطار
ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر
راست چون عارض گلبوى عرق کرده یار
باد بوى سمن آورد و گل و سنبل و بید
در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟
خیرى و خطمى و نیلوفر و بستان افروز
نقشهایى که درو خیره بماند ابصار
ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن‏
همچنان است که بر تخته دیبا دینار
این هنوز اول آذار جهان افروز است‏
باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار
شاخها دختر دوشیزه بالغ‏اند هنوز
باش تا حامله گردند به الوان ثمار
عقل حیران شود از خوشه زرین عنب‏
فهم عاجز شود از حقه یاقوت انار
بندهاى رطب از نخل فرو آویزند
نخلبندان قضا و قدر شیرن کار
تا نه تاریک بود سایه انبوه درخت‏
زیر هر برگ چراغى بنهند از گلنار
سیب را هر طرفى داده طبیعت رنگى‏
هم بدان گونه که گلگونه کند روى، نگار
شکل امرود تو گویى که ز شیرنى و لطف‏
کوزه چند نبات است معلق بر بار
آب در پاى ترنج و به و بادام، روان‏
همچو در پاى درختان بهشتى انهار
گو نظر باز کن و، خلقت نارنج ببین‏
اى که باور نکنى فى الشجر الاخضر نار
پاک و بى عیب خدایى که به تقدیر عزیز
ماه و خورشید مسخر کند و لیل و نهار
پادشاهى نه به دستور کند یا گنجور
نقشبندى نه به شنگرف کند یا زنگار
چشمه از سنگ برون آرد و، باران از میغ‏
انگبین از مگس نحل و در از دریا بار
نیک بسیار بگفتیم درین باب سخن‏
و اندکى بیش نگفتیم هنوز از بسیار
تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او
همه گویند و، یکى گفته نیاید ز هزار
آن که باشد که نبندد کمر طاعت او؟
جاى آن است که کافر بگشاید زنار
نعمتت، بار خدایا، ز عدد بیرون است‏
شکر انعام تو هرگز نکند شکر گزار
این همه پرده که بر کرده ما مى‏پوشى‏
گر به تقصیر بگیرى نگذارى دیار
ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟
تاب قهر تو نداریم خدایا، زنهار!
فعلهایى که زما دیدى و نپسندیدى‏
به خداوندى خود پرده بپوش اى ستار
حیف ازین عمر گرانمایه که در لغو برفت‏
یارب از هرچه خطا رفت هزار استغفار
درد پنهان به تو گویم که خداوند منى‏
یا نگویم، که تو خود مطلعى بر اسرار
سعدیا، راست روان گوى سعادت بردند
راستى کن که به منزل نرسد کج رفتار

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:51  توسط محمد آراسته  | 
 

بانام خداوسلام

 

دیشب دراثرسکته قلبی ابراهیم کیدی ابراهیمی دربیمارستان شهیدمحمدی بندرعباس دارفانی راوداگفتند وامروزساعت سه بعدازظهردرقبرستان گروگ به خاک سپرده شدند روح شان شادیادش گرامی خدمت خانواده وفرزندانش درگروگ بستگان وفامیل درامارات متحده  عرض تسلیت بازگشت همه به سوی پروردگارعالمیان است وهمه به سوی ان برمیگردیمواماپدرایشان اخرین پاکارمرحوم رئیس موسی افسری بودندمردی خوش برخوردمتواضع وشوخ طبع خدارحمتش کندتوضیحی کوچکی بدهم دوستان عیب جوئی میکنندکه بنده عکس مردها وقبر واین داستان رامینویسم یک واعظ یک ساعت دربالای منبرخطبه میخواندتا قبردرنظرمستمعین  جلوه دهد ومردم راازاخرت میترساند بنده نیزهمین کارمیکنم هم خبری رابه سمع ونظردوستان میرسانم وهم عظمت قبرومردن رابه تصویرمیکشم کجای این کارعیب دارد شما چندقیقه ئی تحمل وبلاک بنده رابکنید وسری بزنیدنگاه کنیدیک روزی همه درهمین قبربرای رفتن خودمان اماده کنیم نه اینکه همه  ملاوواعظ وشیخ ازهمین عذاب قبرصحبت میکنندبنده ناملانیزا باموبایلم عکسی میگیرم وقبربه تصویرمیکشم ازجهت یاد اوری قبر که عبرتی باشدبرای خودوناظرینپنددرس ونصیحت وعظ اخرش برای ترس ازعذاب همین قبراست بعضی عکس رقص میگذارند بعضی خبرهای شاد دارندشمابنده رانیزتحمل کنید

          

 

انشالله بنده راخواهیدبخشیدوبانظرات وانتقادات سازنده خودبنده راارشادفرمائید

 

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 16:51  توسط محمد آراسته  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

خوش آمدگوئي توسط دانش آموزان راهنمائي حضرت خديجه (س)

افتتاحيه درمان گاه گروگ

صدائي ازپشت كوها به گوش ميرسد،نزديك ميروم وخوب به آن گوش مي دهم ونجواكنان اين اهنگ رامي شنوم كه ميخواند:زندگي ميگذردازهزاران رودهاوعمرميگذرد ازنزديكي ساعت .وما به انتظارنشسته ايم تا ازعمرمان بهترين بهره را ببريم ..وشمامردان بزرگ ايران به مانوجوانان وبزرگان اينده اموخته ايدتمرين اين سرمشق تاهدف هست ،راهش نيزپيداميشود

باعرض سلام خدمت اقايان

حاج اقانيري رئيس محترم خيرين سلامت كشورومشاوروزيربهداشت ودرمان اقاي دكترعابدي رئيس محترم دانشگاه علوم پزشكي وقائم مقام وزيردراستان هرمزگان حاج اقامرادي نسب مديركل محترم كميته امدادورئيس محترم مجمع خيرين سلامت استان جناب حاج اقاسالاري فرماندارمحترم بيابان وكليه مديران وخيرين مقدمتان رابه روستاي گروگ خوش امدميگوئيم

درافتتاح درمان گاه گروگ اقاي فرمانداربيابان وحاج اقانيري وحاج اقاخطيبي زاده سخن راني كردند

اين سرود قراربود درافتتاحيه خوانده شود ولي به علت كمبود وقت خوانده نشد

آموخت ازتو

باران سخاوت

دريابزرگي

كوه استقامت

نزديك كردي

مارابه قرآن

لب رابه تكبير

دل رابه ايمان

توهديه دادي

دين رابه دنيا

معنا به امروز

شادي به فردا

بارفتنت شد

 جنگل خميده

درياخروشان

گل هاتكيده

اماتوماندي

درسينه جاويد

چون رود جاري

روشن چه خورشيد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باتشکرازتمام سرورانی که دراین جشن افتتاحیه شرکت کرده بودند

وتشکرویژه ازجناب حاج آقاشیخ عبدالجلیل قاسمی

عذربدترازگناه

بنده دراینجاخدایاچه بنویسم جناب آقای دکترپادگانه باسلام

فراموش کاری ازبنده پیرمرداست وگرنه بزرگان درسخن رانیهاشن همه ازمرحوم حاجی رئیسی نیا تشکروقدردانی کردند این بنده هستم که گویامبتلابه الزمایرشده ام وفراموش کرده بودم این رایاداوری کنم

وبنویسم شمامیدانیدبنده شاگردکوچکی بودم درمکتب ان مردبزرگ واگرازایشان درست یادنگرفتم خودم مشکل داشتم تا کنون کارهای گروگ ازنظرعمرانی همانهائی هستندکه مرجوم رئیسی نیادرانها دست داشتندوتمام وقت خودراصرف کارهای خیریه وعام المنفعه کرده بودندامیدوارم عذربنده راپزیراباشیدبنده نه به خاطرپنج هزارمترزمین اهدائی مرحوم به این درمانگاه بلکه به خاطرتمام تلاش ان فقیدبرای ابادانی گروگ بایدهمیشه قدردان وممنون باشم همان عذربدترازگناه است بنده به روح ان مرحوم درودمیفرستم وازخانواده محترم ایشان برای تمام کارهای خیریه ان مرحوم تشکروقدردانی مینمایم

 

وخسته نباشیدمیگویم خدمت جاج آقاعیسی ملاحی که اگرزحمات ایشان نبود شایدماهنوزدرمانگاه نداشتیم ودوستانی که پشت پرده همکاری میکردند ازهمه متشکریم

تشکرویژه وسپاس ازمجمع خیرین اهل سنت هرمزگان

 

 

توضیح اینکه امروزکلنک بیمارستان بیست تخت خوابی مرکزشهرستان درسیریک به زمین زده خواهدشد

همچنین ازطرف آقای شیخ عبدالجلیل قاسمی کلنگ یک درمانگاه درگو ونمردی نیز زده خواهدشدانشالله مبارک است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 16:48  توسط محمد آراسته  | 

گروگ کولغان کنارساحل

 

ردپاکنارساحل

 

بانام خدا وسلام

مي رسند ازبس كه بيش ازمن به عيب كارمن

دوست ترميدارم ازخوددشمنان خويش را

سرپيري ومعركه گيري بنده خودم مانده ام حيران كه چطوري سراز اينجا دراوردم اخربنده كجا ووبلاك نويسي كجا اين راباوربه فرمائيدكم كم دارم متوجه ميشوم يك مكتبي قديم باشش ماه قران خواندن نزدمرحوم حاجي قاسم عبدالرحمن چرا سرازتوي اينترنت دربياورديادم مي ايد نظري بود ازيكي ازبينندگان وبلاكم كه ايشان نوشته بودند شما باچه جرئتي امديدتواينترنت عكس خوداويزان كردي وداري همه غلط غلوط مينويسي ونام ان گذاشته ئي گروگ تحريروبنده دران روزجواب ان عالم دانشمندراندادم چون جوابي نداشتم اري براي چه امده بودم ماهي صدوپنجاه هزارتومان پول حرام كردن براي چه استادچه هستي بنده ان روزدرجواب ايشان سكوت كردم ونظرايشان تائيدنكردم اگرچه ته قلبم گواهي ميدادكه حق باآن بود

اري دوستان همين دوهفته پيش بودلينگ دانشگاه ازادگذاشتم تووبلاكم البته قسمت برق ان ودرجواب ان مهندس محترم نوشتم كه بنده لينگ شماراميگذارم ولي ازكارشمايك چيزبيشتربلدنيسنم ويابهتربگويم واردنيستم وان هم روشن وخاموش كردن تكمه لامپ است وبس ولي چون ايشان خودشان به بنده اجازه داده بودند بنده باافتخاراينكاركردم وامايكبارهم بچه گانه رفتاركردم ازكسي خواستم لينگ بنده رابگذارد وايشان جواب نداد وخودم رابراي اين كارنمي بخشم وداستان ان زارع وپادشاه يادم بودكه ازشاهان چيزي كم نمي ايد ولي  زارع كلاه اش به اسمان ميرسدوبنده نيز فكرميكردم كه اگرلينگ فلان باشم ادم بزرگي ميشوم واين خطارا برخودنمي بخشم

 سبزشددانه كه باخاك سري پيداكرد

هركه شدخاك نشين شاخ وبري پيداكرد

تا توعريان نشوي راه به مطلب نبري

بيضه چون جامه فروريخت پري پيداكرد

شعرنتونستم شاعرش پيداكنم به قول استاد باستاني شايد ازحكيم لاادري باشدالبته ديوان حكيم لاادري باتلاش مرحوم ابراهيم صهباچاپ شده است واما درباره استادي خوددراينده خواهم نوشت كه بنده استادم ياخيرالبته بيشترمردم بيابان ميدانند كه بنده استادم براي اطلاع بعضي دوستان كه نميدانند خواهم نوشت

گرچه اين داستان راادامه خواهم داداين مطلب رابا اين شعربه پايان ببرم البته بادوروايت

انان كه به نام نيك ميخوانندم

احوال بددرون نميدانندم

گرزانكه درون برون بگردانندم

 مستوجب انم كه بسوزانندم

ويااينكه

مئومن انانكه خوب ميدانندت

احوال درون بد نمي دانند ت

عمري بودي چنانكه خودمي داني

يك چندچنان بزي كه مي دانند ت

واين هردودرحق بنده صادق مي نمايد انشالله باهم هستيم

اما فراموش نکنم شعری بودازجدمان مرحوم حاجی جیدرگروگی که میگوید

همی بینم که پیری کرده لشکر

گرفته گوش وپاچشم باسر

کشیده صف پی تاراج عمرم

به کم کم میکندخودرابرابر

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:21  توسط محمد آراسته  | 
 

سلام دوستان

 

 

 

 

 

 

 

امروزروزسیزده فروردین ویابه تعبیر ماایرانی هاروزسیزده به دربود ومانیز امروز به کوهای بیابان قدمی زدیم اگرچه دست اوردی لایق بزرگان نبود که باقلبی بیمار وسنی بالا کوه نوردی  مشکل است وخطرناک بنده درتوان خودسعی کردم دست اوردی درخورشما بیابم ولی چه کنم چندتا عکس گرفتم ازدره کنی رستم رفتم ازانجائیکه رستم حسین باقرمحمودزره میحواست باتلاش وقدرت خود اب تنگ ویا رودخانه را ازهمین دره ببریده وسرازیر کندبه پرشکاواری همان پرشکاو که درلغت نامه علامه دهخدا یکی ازنخیلات بزرگ گروگ نوشته شده است

میدانید غلام های میر ویاحاکم وقت چه گفته اند

میگویند

نه رستم اوارد ونه گلامان باغی برای رستم شوزکنن

ببخشیدکه فارسی ننوشتم این مثل ازدیربازی درروستای گروگ مانده است

ومثلی معروف شده است

 

واما عکسی که میبینید یکی ازکوچهای بزرگ گروگ است ونه روستای هند ساعت سه بعدازطهر

اری جمع شدن گاوها گاوها درفارسی معروف اند به حیوان مفید

واین حیوان مفیدبزرگ ترین کوچه کلان روستای گروگ برای اجتماع واستراحت استفاده کرده است

واین کاردهیار ومعتمدین روستارا مشکل ترمیکنداگرازبنده به پرسندمیگویم روزتعطیل است وبیکاری

هرکجا دلمان خواست میخوابیم به شما کاری ندارد

پیروزباشید

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 23:10  توسط محمد آراسته  | 
سلام

بنده به نام انسان امروزشرمنده این همه جمعیت بودم که بیشترشان امده بودند ساحل زیبای ماراببیند

حرکات چندادم تازه به دوران رسیده باعث شرمندگی بود بعضی مترسوار ویکی دوتا ماشین سوار که یکی شان اهل روستای گروگ بود وانشالله قانونا باایشان بایدبرخورد شود ونیروی انتظامی بایدبرای ادب کردن اینگونه ادمهای بی فرهنگ واردعمل شوددهیارمحترم راملاقات کردم وبراینکه مردم درکنارساحل امنیت جانی ندارند باهم صحبت کردیم فردا روزطبیعت ویاهمان سیزده بدرسابق است ویقین مردم بیشتری می ایندقرار شداقای دهیارمحترم طی نامه ئی وضعیت خطرناک کنارساحل به نیروی انتظامی وبه شخص فرماندارگذارش کند تامردم باارامش خیال تعطیلات خودشان را درکنارساحل زیبای بیابان سپری کنندواین راننده هاشماره ماشینهاشن یاداشت شده که اگرچنانچه فردااینعمل خلاف انسانی ازاینها سربزند ایشان به قانون معرفی شوند

 

 

 

نوجوانان گروگی به همین هم راضی بودند

دست اقای دهیاردردنکندانشالله دراینده شاهد

پیشرفتهای بیشتری درکشورعزیز وخصوصا شهرستان نوپای سیریک وروستاهای تابعه

باشیم

ولی ما باید امنیت جان وناموس مردم وارامش فکری انهارامختل نکنیم

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 22:34  توسط محمد آراسته  | 
بانام خدا    وسلام

  دیتا نبود

همه اشنایان زنگ میزدند چرانمیتوانند سایت های خودرابازکنند

 

 

تبریک به اقای حسن رئیسی وخانواده محترم شان

 

 

روستای قدیمی وتاریخی همزانگ

 

جاده همزانگ سرارو

الحمدالله بارانی خوبی بود اگرچه بهاری نباشد

ولی برای درختها ونخلها بسیارسودمند بود

ومردم خوشهال

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1:48  توسط محمد آراسته  | 
 

سلام وصبح شمابخیر وارزوی موفقیت

کم سابقه ترین بارش تگرگ درشهرستان سیریک به قول یکی ازدوستان که باموبایلش فیلم برداری کرده

بودتاکنون همچنین تگرگی سابقه نداشته است

 

آسمان ابری

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 8:50  توسط محمد آراسته  | 

ديروزباران كمي كارعروسي رادرگروگ مختل كردومردم ماندندسرگردان

كه چه بايد كردكارفيلم برداري وعكس گرفتن نيزمختل شده بود

هواابريست وباران نم نم مي باردوشايدچنين هواي لطيفي دراين سال

دراستان هرمزگان ديگرتجربه نكنيم

 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 8:19  توسط محمد آراسته  | 

 

 

 

 

 

باتقدیم این بوته  گل   وارزوی خوشبختی

شانزده زوج خوشبخت درروستای گروگ

وآرزوی زندگی باارامش وشادکامی

ازشانس خوب این عروس ودامادها ازدیشب تاکنون ازاسمان نم نم باران میبارد

وهوای بسیارخوبی استان هرمزگان گرفته واسمان پوشیده ازابر

  تلاش برای اینکه بتوانم عکسهای بهتری بگیرم

ادامه دارد

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 15:19  توسط محمد آراسته  | 

 

بانام خدا

عروسي درگروگ

درروستاي گروگ ازدواج دست جمعي ازديرباز مرسوم بوده وتا يكصدسال پيش ميدونم  كه بوده

فردا نيزجشن عروسي دست جمعي درگروگ برگذارميشودوپانزده زوج خوشبخت پيوندمقدس

ازدواج ميبندند وزندگي مشترك آغازخواهند كرد بنده به سي خانواده گروگي به اين مناصبت خجسته

تبريك عرض ميكنم وازدرگاه خداوند تبارك وتعالي براي زوجهاي جوان وخانوادهای محترم شان درسال نو وفصل رويش

 بهاران خوشبختي همراه باسلامت وعزت مسئلت مينمايم

به اميداينكه انشالله خوشبخت وسعادت مندباشند

باتقدیم این گل زیباوآرزوی زندگی سرتاسرسبز سبز

 

 

چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت: 15:19 توسط:گرگیج
سلام
اقای اراسته ایا اگه از شهر خودتون عکسی میگرفتید بهتر نبود این قدر راه رفتید به بستک برای عکس گرفتن
بستک چه فایده ای به شما داره ؟

خدمت شماعزیزگرگیج سلام بنده بستک رفته بودم باامام جمعه ومعتمدین برای تشکرازمردم بستک که مخیرین محترم انها دارندزیباترین مسجدبرای شهرستان سیریک میسازند وازاختلاف بین مردم جلوگیری میشود وقراراست درروستای سیکوئی مدرسه خیریه توسط همین مخیرین بزرگواربستکی ساخته شودوکارهای دیگری نیزکه دراینده خواهندساخت واین مسجدی که شما مشاهده میکنیدیکی ازبزرگترین وزیباترین مسجددرکل استان هرمزگان است که توسط مرحوم محمدصالح گرگ ساخته شده دردوطبقه وحقیقت امردیدن هم داردچون ازچندکشور درمعماری این مسجداستفاده شده وازافتخارات اهل سنت هرمزگان وایران میباشد
 وب سایت   ایمیل

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 14:0  توسط محمد آراسته  | 

 

 

باتقدیم احترام به عزیزان کاربر که به این وبلاک گذری میکنند

چندتاعکس که بوی قدیم بیابان میدهند هدیه ناقابل بنده به شما

واما نشستی کوتاه با دوست عزیزمحمودزرهی مدیروبلاک سوئدجنوب

دربیابان

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 16:53  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا