تبليغاتX
گروگ تحریر
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 
 

بنام خدا وسلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان

یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تـتـقون"

صدق الله العظیم

  وبلاک گروگ تحریرحلول ماه مبارک رمضان،

ماه ضیافت الهی و هنگامه  رویش جان انسان و بهار تلاوت و تدبر در قرآن

را به شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

تسلیت میگویم به محمدشهمرادساربانی دوست عزیزم درگذشت مادرش را وبه بقیه فامیل شان

خداوند روح والده شان راقرین رحمت خودگرداند بنده نیز درغم ایشان شریک هستم  بازگشت همه مابه سوی پروردگارعالمیان است

 

ایضا تسلیت خدمت آقای خورشیدملاحی ویوسف ملاحی دردرگذشت والده محترمه شان وتما فامیل وبستگان شان درگروگ وبنداران مادرغم ایشان شریک هستیم وخداوند والده ایشان درجواررحمت خودقرار دهد

 

امروز دوست عزیز ورفیق شفیق مان حاج علی حیدرنظری دارفانی را وداع گفتند این ضایعه تاسف بارراخدمت فرزندان وخانواده ودوستان مرحوم تسلیت عرض میکنم بنده وخانواده خودرا درغم  فقدان مرحوم   شریک میدانم

 

 کل نفس ذائقة الموت

 

تشیع جنازه مرحوم حاج علی نظری

تشیع جنازه مرحوم حاج علی نظری

روح شان شاد ویادش گرامی باد

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 9:48  توسط محمد آراسته  | 
 

 

سلام

گرکسب کمال میکنی میگذرد

ورفکرمحال میکنی میگذرد

عالم همه سربسرخیال است خیال

هرطورخیال میکنی میگذرد

 

 

 

هم موسم بهارطرب خیزبگذرد

هم فصل ناملایم پائیزبگذرد

گرناملایمی بتوروآوردقضا

دل رامسازرنجه که این نیزبگذرد

 

 

سرشک

پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر کجا و چشمه از کجاست ؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست

 سوز و ساز

یک بحر ... سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم : همه ساز گشت و شامم همه روز

 

 

   دنیا رو نگه دارید

دکترشریعتی

 

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

دکترشریعتی

 

 خوشبختی

  لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.

 

زندانی بی جهت

ملا به شخصی گفت خبرداری که فلان رفیقتان ازدنـیا رخـت

بربـسته است رفیقش پرسید:نه سبب مرگش چه بود ملاگفت

 بیچاره اصلاًعلت زندگیش معلوم نبود تاچه رسدبه مرگش

 

آنكس كه بداند و بداند كه بداند.....اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنكس كه بداند و نداند كه بداند.....بيدارش نمائيد كه بس خفته نماند
آنكس كه نداند و بداند كه نداند.....لنگان خرك خويش بمنزل برساند
آنكس كه نداند و نداند كه نداند.....در جهل مركب ابدالدهر
بماند

  !

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 12:41  توسط محمد آراسته  | 
 

  آقای علی کمالی درسوگ والده مکرمه شات

همین امروزاطلاع یافتم: والده مکرمه :آقای علی کمالی وکرم کمالی دارفانی را وداع گفته است وندای حق رالبیک ومرحوم شده اند

مرگ حق است وازآن گریزی نیست بنده برای مرحومه ازدرگاه خداوندطلب مغفرت ورضوان وبرای بازماندگان درغم

ازدست دادن والده صبر وسلوان مسئلت دارم بنده وخانواده خودرا درغم ایشان شریک میدانیم وبه ایشان تسلیت میگوئیم

سلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روایتی تصویری ازاختتامیه این جشن تقدیم به همه دانش آموزان ومربیان همه روستاهای تابعه شهرستان سیریک

برگ سبزی ازبنده که نمیتوانم کاری برای دانش آموزان انجام دهم باامیداینکه سال به سال موفق تر ومحکم ترگام بردارندوتشکرازآقای ابراهیم ملاحی معاونت محترم آموزش وپرورش شهرستان سیریک وبقیه فرهنگیان زحمت کش ومربیان عزیزوگرامی

 درپایان ازشما عذرخواهی میکنم که یادم رفته بودتاریخ دوربین راتنظیم کنم اری دوستان بنده راببخشید

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 12:58  توسط محمد آراسته  | 
 

 سلام

 

                              

 

درحاشیه روزجوان

 

این نوجوان برای بازی گری آینده درخشانی خواهدداشت

میخواهندبهم چه بگویند

 

گفتگو از مرگ  انسانيت است!

قاضي در دادگاه خطاب به شوهر زن گفت:علت چيست که خانم از شما شکايت دارد؟ شوهر گفت: مگر من تقصيرم چيست قربان؟ قاضي گفت:شما در منزل گاهي روي خانم دست بلند مي کنيد و اين کار بسيار زشتي است.شوهر گفت قربان اين درست است که من دست بلند مي کنم ولي نه براي زدن،فقط براي دفاع از خودم مي باشد؛چون اگر دستم محافظ خودم قرار ندهم هميشه گوشه و کنار سرم ورم کرده است

 

صد پند عبید

  • تا توانید سخن حق مگوئید تا بردل‌ها گران نشوید و مردم بی‌سبب از شما نرجند.»
  • «سخن شیخان باور مکنید تا گمراه نشوید و به دوزخ نروید!»
  • «از همسایگی زاهدان دوری جوئید تا به کام دل توانید زیست.»
 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 11:27  توسط محمد آراسته  | 
بانام خدا

سلام

همایش بزرگداشت جوان

باهمت انجمن فانوس هدایت روستای گروگ

۱۲-مرداد۸۸

 

عناوین برنامها

موضوع جایگاه جوان درزندگی اجتماعی

تلاوت قرآن وسرودملی

مقاله درخصوص حقوق جوانان

سخن رانی استادخوش منش

سخن رانی دکترجعفری درخصوص جوانان ُ ازدواج وبیماری های تالاسمی

تجلیل ازجوانان

 

 

 

 

 

 

بنده به تمام جوانان ودست اندرکاران انجمن فانوس هدایت روستای گروگ خسته نباشید میگویم وبرای ان عزیزان ازدرگاه خداوندمتعال سلامتی وسربلندی مسئلت مینمایم

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:12  توسط محمد آراسته  | 
 

بانام خدا

هرکه چیزی دوست داردجان ودل بروی گمارد

هرکه محرابش توباشی سرزخلوت برنیارد

روزی اندرخاکت افتم وربه بادم می رودسر

کان که درپای تومیردجان به شیرینی سپارد

من نه آن صورت پرستم کزتمنای تومستم

هوش من دانی که برده است ؟آن که صورت می نگارد

سلام

مدتی است مدیدکه راست ودروغی نبافته ایم وبه خورددوستان نداده پائین بودن سرعت اینترنت کسلی گرمی هواوبعضی جریان های  دهاتی همه وهمه عوامل دست بدست هم دادندومارابیکارکردندتا اینکه دوستان فکرکردندمارفته ایم میناب خرما جمع کنیم غافل ازآنکه پائین دست میناب دیگرنخلی نمانده است تا کسی برودخرما جمع کندیکی نوشته بودبیچاره مردم گروگ محمدآراسته درانتظارفوت انهامیماندتاوبلاکش بروزکنداین چندمدت حق باهمان دوست نظردهنده بودشمایقین داشته باشیددراین مدت سکوت برتمام وبلاک های بیابانی حکم فرمابوده است واگرکسی ازبنده میپرسید درجوابش میگفتم

 قابل بحث ندارم سخنی وخاموشم

ودراین یخ زده ایام هیاهویم نیست

دوستان گرم زده ایام هم میتوانندبخوانند

چندقطعه عکس بسیارقدیمی تقدیم شما

 

نزدیکای جاسک

 

خودتان تفسیرکنید

 

تابستان وکناردریا وآب ازکولغ نوشیدن باکف

 

خواهری مشغول آب کردن جهله

جحله باکدام حا

 

منظره ئی زیباعکس ازاستادعکاس آقای محمدی

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:5  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا