تبليغاتX
گروگ تحریر - روستایم گروگ
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 

بانام خدا

سلام

آزاده روان میان صحرابندند

همره طلبان بار به فردابندند

ای سبزه طرف جوسرازخاک برار

زان پیش که اب رازبالابندند

اگرنوشتم قوانین جمهوری اسلامی را رعایت کنیم اگرنوشتم به فکر ابادانی بیابان باشیم اگر نوشتم ادمهای باسوادی بیایند وکاندید شورا شوند اگرنوشتم همراهی وهم گامی بادهیار روستا داشته باشیداگر نوشتم از این همه لیسانسیه دختر در روستا در شورا شر کت کننداگر نوشتم مثل گذشته به انتخابات  بی اعتنا نباشید وکاری نکنید برای مهر زدن گواهی سر ازکناردان در بیاوریم اگر نوشتم اقای دهیار به تنهائی نمیتواند کاری درروستا انجام دهدونیاز بهم فکری شورای محکمی دارد اگر نوشتم زمین برای ساخت وسازمثلا زمین فوتبال زمین برای خانه بهداشت زمین برای ساختمان دهیاری واتش نشانی درگروگ گیر نمی ایدفکری باید کرد چاره ئی باید اندیشیدبنده فکر کردم درگروگ اهل سواد وانهائیکه با اینتر نت سرکار دارندکم نیستندبدشانسی گیر یک امرد افتاده ام که فقط فرهنگ خودش داردفکرمیکند بافحاشی وبد وبی راه نوشتن به: همشهری ویا :رها:ویاخودم مارا از راه بدرکندیک روزی مردم گروگ متوجه خواهند شد وجواب شما وامثال شما را خواهند داداگر اهل سوادی به :همشهری و: رها :جواب بده  نه اینکه غذای خانواده خودتان همه به مردم میدهی ونام ان را میگذاری سواد مگر بنده کی ادعای با سوادی کردم که با سواد باشم یا بی سواد

به خداقسم بنده هردورا نمی شناسم به قران هردورانمی شناسم ونمی خواهم بشناسم کنجکاو هم نیستم هروقت هم بخواهند به کسی بد بنویسند بنده نظر انهاراهم تایدنمیکنم اگر شما بااین ریش می  خواهید بروید تجریش که   

پسر همیشه بیاد داشته باش که برای پرواز از صبح به شب باید با اشک ازغروب ردشدواما تو اری توبه اندیش به اینکه زنده بودن نفس کشیدن مفهوم او زندگی کردن است یازنده بودن بدون مفید بودن ونعمت حرام کردن است

چه بود حاصل هستی به گلستان وجود

غیربشکفتن وپژمردن وبر باد شدن

اثری نیک ببایدبه جهان ورنه چه سود

به جهان امدن ورفتن واز یادشدن

بنده یکبار دیگر استدعا میکنم که نظرات سودمند وراه کارهای خوبتان برای بنده بنویسید تا تایدکنم تلاش کنید نتیجه خوبی گرفته باشیم وشما اگر گروگی هستید محمد اراسته را بهتر میشناسی بنده از همین که هستم هم زیادم دنبال چیزی نیستم فقط در این وبلاک میخواهم نظرات وراه کارهای پیشنهادی هم روستا ئیان را ببینم وبس درگروگ هرکس شوراباشد دهیار باشد وهر کاره ای باشد شما یقین داشته باشید بنده هم هستم  واحترام هر کس به اندازه ارزش همان ادم نگه میدارند پیشرفت وابادانی گروگ وبیابان حرفی دیگر است...

چراغ افروز چشم مانسیم زلف یاران است

مباداین جمع رایارب غم ازیاد پریشانی

ودرپایان ::عشق سعدی نه حدیثی ایست که پنهان ماند

      داستانی ایست که برهر سر بازاری هست

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:7  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا