تبليغاتX
گروگ تحریر - بادزدان عزیزبااحترام برخوردکنیم تاعصبانی نشوند
 
گروگ تحریر
 
 
بیابان زمین
 

اول سلام

به قول شیخ سعدی

هرچه گفتیم جزحکایت دوست

درهمه عمرازان پشیمانیم

ویابه قول علامه دهخدا

اندرهمه ده جوی نه مارا

مالاف زنان که ده خدائیم

میخواستم ازدیروزتاحال مثل سابق غلط غلوطی بنویسم هرکاری میکردم هیچ یادم نمی امدکه چه چیزننوشته ام که بنویسم مثل ان شاعرکه درجمع میگه چه بخوانم میگویندبرونمازت بخوان دوسه روزی میشه هرصبح که   دکه رابازمی کنم ومثل میرزاهای نامه نویس سابق کتاب هارازیربغل ومی

ایم دفترودستک راجورمیکنم وکارروزانه انتظارانتظاربرای اینکه کسی بیاید وچرت ماراپاره کندهفته ئی میشودبه بهانه کپی شناسنامه وکارت ملی وراه نمائی مردم برای پرکردن فرمهای اقتصادی ویااعتراف نامه مالی سرگرم هستم وکمتردرعالم خیال وچرت زدن میروم وخداوندنان ماراازهمین کپی گرفتن وفرم خراب کردن مردم حوالت کرده است هرچه مردم فرم بیشتراشتباه پرکنندمراجعه کننده بیشتردارم واما این موضوعی نیست که به بهانه ان پستی زد ووبلاکی نوشت وکسی ازان خوشش بیایدمیگفتم که دوسه روزی میشوددزدی زیادشده ویاگوشهای من اشتباهی میشنونداخرگوشی که نزدیک به شصت سال همه چیزشنیده باشد ونترکدبایدازجنس فولادباشدونه گوشت ادمی زاد اگرکاسه مسی هم باشدسوراخ میشودانهم درخاک وخل روستا

واینکه پنج سالی کارگرچاپ خانه هم باشدازکشاورزی وگاوکارتاساربانی دنبال شتروکارگری چندسال درکویت وخلیج وعمان وخلاصه بعدازهمه این کارها سکان بگذارم ودکه دارشوم وبدون علم هم صدای مولاناشویم

ناشده استادواکرده دکان

دوستان میدانم که بیشتربزرگواران این داستان مولوی رادرمثنوی شریف خوانده ئید وبرای جوانان عزیزکتاب گریز میگویم اگرچه این داستان برای جوانان زیرهیجده سال ممنوع است ولی خواندن انراتوصیه میکنم البته به تعبیرخودم سکسی ترین داستان مثنوی است واین اینترنت بازی بنده ووبلاک نویسی وکپی ونوشتن های غلط وبه خورد خلق الله دادن ازهمان نوع داستان کنیزک مولاناست ای باباکجابودم وبه کجاامدم دوستان عزیز

مدتی ایست مردم قبلاکم کاربودند ویک هوبیکاربیکارشدندمدتی دزدی نبود منظورم یکشب دزدنازنینی از سه

تیربرق روستای مابرق مکتب خانه سه تیربرق لخت کرده بود وسیم هارابرده بود وکسی هم خبردارنشده بود

باریک کامیون بنده نیزباورنمیکردم که دزدبتواندسه دهنه برق خالی کند وبرود وکسی خبردارنشود

وبنده به این دزد دزدنازنین میگویم ونازشصت میخواهدروستائی باجمعیت قریب به چهارهزارنفربدون شغل ودرامدوبیشترجوان وجوانان خرج دارندوچه بایدکرددزدی هم شغلی ایست به قول پیغمبردزدان که میگوید

ادم ازدزدی فلانی میشود

رفته رفته ایل خانی میشود

شغل شریف دزدی هم شغلی ایست به هرحال بنده ازبزرگوارانی که مترسکلت ویا اشیا مغازه شان به سرقت میرود استدعامیکنم خون سردی خودراحفط کنندوبادزدمحترم محترمانه برخوردکندوکاری نکندکه دزدناراحت بشود ویک هوبپرد وشمار ابزندچون دزدان هم برای خودشخصیتی دارند وابروشان بایدحفظ شودواما اینکه باید کارایجادکرد چگونه به خدانمیدانم گفتم برویم سرجاده بازارچه درست کنیم نیامدیدگفتم امتیاز پمپ بنزین بگیریم گفتیدبنزین بدون گازاویل نمیشودگفتم شرکت مرزنشینان مستقل ازسیریک درست کنیم زورمان نرسید

بنده اینهارانوشتم که یادتان باشدکه شاعرمیگوید

خودت برخیز وبرخودماتمی گیر

کسی بهرکسی ماتم نگیرد

امارنمیدهم تاکنون قریب هفتادوشایدهشتادنفرازعزیزان مان رابه مرکز ngo  معتادین گمنام معرفی کرده ئیم

وباش تاصبح دولتت بدمد

که این همهازنتایج سحراست

بازهم یکباردیگرونشستی باجوانان اهل فکرواندیشه وسواداری بیائیدیکباردیگرهمه بزرگان رادعوت کنید وبنشینید ازبنداران وکناردان تاگروگ وعقل ودانش خودرابگذارید روی هم شایدبه یک راه کارخوبی برسیدوبه صراطی مستقیم شویدکه نفعی وخیری وصلاحی دران برای عموم  باشد

دریغ نکنیدبنده میدانم که کسانی که این غم نامه رابخوانندبراین بنده میخندندوبگویندزهی خیال باطل

بازهم تیر ی درتاریکی این نوشته اگربرای کسی سودومنفعتی نداشته باشدبرای بنده نزدیک به چهار هزارتومان اب میخورداینجادیگرسنگ مفت نیست اگرگنجشک مفت است البته درباره چشمهاننوشتم که یکی اب مرواریدش عمل کرده ام ویکی ازعمل گذشته وقت داریم مینویسیم فرداوفرداهای دیگراخرنوشته های بنده همه نشخواراست تکرار همیشگی همان نوشتهای قبلی بنده همان ملانصرالدین ام نوشته بنده امروزفرداندارد

تکراراندرتکرارهستندمنظورم ملاودسته هاون بلندکردن است

عزیزان شمابگوئیدبااین مشکلات چه کنیم اهالی روستای گروگ مردمانی زحمت کش وفعال هستندویک زمانی خلاق گارگاه پارچه بافی تجارت زراعت دام داری اینک اینهاراکه مینویسم هیچ  یکی ازینشغل هانان نمیشوندبرای مردم حتا استادهای اهن گردیگرداس وکمیروتبروتیشه ونجارهاشان نیزشغل پدررافراموش کردند

بازهم مینویسم  

 ازدوستان عزیزاستدعادارم ازغلط های املائی ایرادی نداشته باشند

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:5  توسط محمد آراسته  | 
 
  بالا