|
گروگ تحریر
|
||
|
بیابان زمین |
بنام خدا وسلام برشما
كشتي چوبه دريازكران ميگذرد
ماپنداريم ني ستان ميگذرد
ماميگذريم زين جهان گذران
مامي پنداريم كاين جهان ميگذرد
راستي ما ميگذريم اگرجهان ميگذرد هرروزبه هم ديگرميگوئيم بگذار بگذرد دراتومبيل دوستي درتهران تابلودست نوشته بودباخط زيبا اين نيزبگذردراستي كه ميگذردالبته آن دوست بعدها به امريكا رفت وعمل قلب بازانجام داد وچندسالي است ازآن بيخبر نميدانم چطورگذشت
بنده قصدم ازپيش كشيدن اين مسئله اين بودكه بگويم پنجاه سال نيم قرن است وميخواستم گريزي بزنم به نيم قرن پيش آن موقعي كه اولين بار ماشين هاي مالاريابه روستاي گروگ آمدند وما نيزچشم مان به جمال اتوروشن شد بزرگ ترين خدمت سازمان يونيسف ببخشيد املاهاي فارسي بنده درست نميشوند يونيسف نيز كه يك كلمه اختصاري سازمان ملل است سربارهمان ها ويابه قول شاعر اين نيزگذاريد به بالاي دگرهاان سال بيابان را ازلوث حشرات موذي پاك سازي كردند كه دراين چندين سال منظورم ازچندسال نيم قرن است كه دربيابان سم پاشي نشده است وسازمان ريشه كني مالارياهمچنين همتي به خرج نداده است دوران ارامش اقتصاد روستائي وآرامش خيال وزندگي كشاورزي وابسته به شير وخرما وماهي برشته بود
مرحوم غلام علي دانشور پيرمردي بود درميناب وشعرميگفت ومارا درزمانيكه بني هندل بوديم وجوجه راننده هميشه دورهم جمع ميشديم وبه اشعار مرحوم غلام علي گوش ميداديم
وبنده ان زمان راميگويم كه مرحوم غلام علي شعرخودراهميشه با اين مصرع شروع ميكرد
دران روزكه رستم هنرمينمود
چك وسفته وبنك ملي نبود
گرفتاريهاي روستا مليوني وهزاري نبود مشكل پنجاه تومان بود وزيادي صدتومان اگرخشك سالي بود مردم ميرفتند ميناب تابستان بيست خرما هشت مني را براي خود جمع ميكردند مي آمدند باهمان خرما وماهي وشير امرار معاش ميكردند
واما سوال راستي چه ميگذرد
ميدانيم كه امروز چلاوميناب همه پائين دست ميناب كرت افريقائي سبز شده وشده كوير وخشك ديگرنه تمب بلوچان ونه تمب صاد ونه تمبك جائي نمانده اگرگورزانگ ونصيرائي مانده اند درآمدنصيرائي ازبازارميناب است ودرآمد گورزانگ ازپاچال وماهي فروشي
رودخانه ميناب شده خشك رودي كه دارندخاكش راباتبره مي كشندبه كشورهاي حاشيه خليج فارس اري دوستان چرا اين رانوشتم ديروزبعد ازظهر ميناب بودم ودركوچه هاي بازارميناب بيادكودكي ونوجواني گردشي ميكردم البته خيال نكنندعزيزان كه اكنون بيابان شهرشده است
سيريك دارد فلان وبه همان چيزميفروشد سيريك تا چندين سال تغيراتي نه ميكند وما ازهمان سالهاي دوركه دربيابان سكنا گزيده ايم به ميناب وشهرميناب ومردم ميناب نياز داشته ايم واين نيازميناب رفتن ادامه خواهد داشت واين سروصداهاي كه ما ايجاد كرده ئيم درباره شهرستان بيابان وبه قول سيريكي ها شهرستان سيريك زوداست كه شنبه بازار وپنجشنبه بازار داشته باشد آینده ازان بیابان است وبیابانی انشالله باامید به پیشرفت ومتعالی شدن وضع دربیابان
ادامه دارد
|
|